خانه / گلزار ادب / شعر / یغمای پاییز

یغمای پاییز

276-4

دو قدم مانده که پاییز به یغما برود
این همه رنگ ِ قشنگ از کف ِ دنیا برود

هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش باد……
دل ِ تنها به چه شوقی پی ِ یلدا برود؟
گله هارابگذار!
ناله هارابس كن!
روزگارگوش ندارد كه تو هی شِكوه كنی!
زندگی چشم ندارد كه ببیند اخم دلتنگِ تو را…
فرصتی نیست كه صرف گله وناله شود!
تابجنبیم تمام است تمام!!
مهردیدی كه به برهم زدن چشم گذشت….
یاهمین سال جدید!!
بازكم مانده به عید!!
این شتاب عمراست …
من وتوباورمان نیست كه نیست!!
***زندگی گاه به كام است و بس است؛
زندگی گاه به نام است و كم است؛
زندگی گاه به دام است و غم است؛
چه به كام و
چه به نام و
چه به دام…

باکس شناور "همچنین ببنید"

عِیدُ الأَضحیٰ

عِیدُ الأَضحیٰ

هرساله حاجیان با به جا آوردن اعمال حجّ، قربانی می‌کنند به یاد آن روزی که …

2 نظر

  1. درود بر شما. این شعر دوبیت از غزل دکتر فرامرز عرب عامری هست که سالهای دور شنیدم. جالبه که به نام دیگران داره نامیده میشه. حتما حق مولف رو ادا بفرمایید و نام ایشون و قید کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *