سه شنبه , ۲۹ خرداد ۱۳۹۷
خانه / گلزار ادب / شعر / بگذشت مه روزه
عید

بگذشت مه روزه

عید

بگذشت مه روزه عید آمد و عید آمد

بگذشت شب هجران معشوق پدید آمد

آن صبح چو صادق شد عذرای تو وامق شد

معشوق تو عاشق شد شیخ تو مرید آمد

شد جنگ و نظر آمد شد زهر و شکر آمد

شد سنگ و گهر آمد شد قفل و کلید آمد

جان از تن آلوده هم پاک به پاکی رفت

هر چند چو خورشیدی بر پاک و پلید آمد

از لذت جام تو دل ماند به دام تو

جان نیز چو واقف شد او نیز دوید آمد

بس توبه شایسته بر سنگ تو بشکسته

بس زاهد و بس عابد کو خرقه درید آمد

باغ از دی نامحرم سه ماه نمی‌زد دم

بر بوی بهار تو از غیب دمید آمد

مولوی

عید فطر بر تمامی مسلمین جهان مبارک

بگذشت مه روزه

باکس شناور "همچنین ببنید"

سلام

سلام

اگر سکوت قلبم را شکستم؛ اگر نفس­ های در­مانده از قفس ِسینه ­ام را آزاد …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج − سه =