شنبه , ۵ خرداد ۱۳۹۷
خانه / آیین زندگی / مهارت “نه” گفتن
قدرت “نه” گفتن

مهارت “نه” گفتن

قدرت “نه” گفتن
                مهارت نه گفتن

مهارت “نه” گفتن به خواسته‎های غیرمنطقی دیگران می‎تواند از بسیاری از آسیب‎های جدی جلوگیری کند. در مورد نه گفتن به خواسته‎های غیرمنطقی دیگران، باید این گونه عنوان کرد: متاسفانه بسیاری از افراد جامعه مهارت لازم برای نه گفتن در قبال خواسته‌های غیرمنطقی دیگران را ندارند و از این رو همواره خود را در معرض دردسر قرار می‌دهند. نه گفتن یک مهارت است و می‎تواند از بسیاری از آسیب‎های اجتماعی جلوگیری کند. اولین راهکار برای این که بتوان از خواسته‎های غیرمنطقی دیگران در امان باشیم این است که با منطق کامل و بیان مناسب علت عدم مسئولیت‌پذیری در مقابل این خواسته را تشریح کنیم. شاید فردی که تقاضای غیرمنطقی از ما دارد خود از غیرمنطقی بودن این خواسته مطلع نباشد از این رو با این روش می‎توان به طرف مقابل علاوه بر استدلال در جهت انجام ندادن آن خواسته او را نیز در مورد عواقب این خواسته غیرمنطقی آگاه کرد. جوانان به دلیل نداشتن تجربیات مناسب و فقدان مهارت نه گفتن در قبال دیگران بیش از سایر مردم در معرض خطر و آسیب هستند از این رو باید به فرزندان خود روش‎های مناسب برای استدلال را بیاموزیم و از همه مهم‎تر آنها را با خواسته‎های غیرمنطقی آشنا کنیم. برای مهارت نه گفتن باید با سیاست و درایت وارد شد در این مواقع اگر زیرکی و هوشیاری به خرج ندهیم ممکن است تابع خواسته‎های غیرمنطقی شویم در این راستا لازمه درایت و هوشمندی نیز تجربه و آگاهی است. می‌توان به جای خواسته‎های غیرمنطقی دیگران، به آنها راهکار و یا خواسته‎ای منطقی را پیشنهاد کرد. تعلل یکی از آفات مهم در مهارت نه گفتن است همواره برای نه گفتن باید صریح رفتار کنیم و سکوت نکنیم چراکه طرف مقابل می‎تواند این سکوت را به منزله پذیرش خواسته غیرمنطقی خود تلقی کند. برخی تصور می‎کنند نه گفتن نشانه ترس و بیم است در حالی که این مهارت اگر همراه با استدلال و منطق و درایت باشد و به منزله فرار از مسئولیت تلقی نشود نشانه شجاعت است. همواره با قاطعیت و اعتماد به نفس کامل به خواسته‌های دیگران نه بگوئیم برای رسیدن به این مرحله باید به تقویت روحیه و اعتماد به نفس خود بپردازیم و خود و استدلال منطقی‌مان را دست کم نگیریم.

داستان ۱:

در روزگاران قدیم، مرد میانسالی دو زن داشت. یکی از زنها مسن و دیگری جوان بود.هر یک از زنها، شوهرشان را خیلی دوست داشتند و تمایل داشتند که او در سنی متناسب با آنها به نظر آید.پس از گذشت چند سال، موهای مرد به اصطلاح جوگندمی شد.برای زن جوان این اتفاق خوشایند نبود زیرا شوهرش را خیلی مسن تر از خودش نشان می داد.بنابراین هر شب موهای مرد را شانه می کرد و موهای سفیدش را می کَند.اما سفید شدن موهای مرد، زن مسن تر را خوشحال کرده بود.زیرا دوست نداشت دیگران او را با مادر شوهرش اشتباه بگیرند.او هر روز صبح موهای مرد را مرتب می کرد و تا جایی که می توانست موهای سیاه مرد را می کَند.نتیجه این شد که شوهر آن دو زن، بعد از مدت کوتاهی فهمید کاملاً طاس شده است.

نکته داستان:اگر به همه خواسته های متفاوت و متناقض اطرافیان خود پاسخ دهید به زودی خواهد فهمید که چیزی برای پاسخگویی نخواهید داشت.کسی که اصول و قواعد را برای تأثیرگذاری، خوشایند یا همراهی دیگران زیر پا گذارد در نهایت به شرایطی خواهد رسید که دیگران در برخورد با او، اصول و قواعد لازم را رعایت نمی کنند.«نه» کلمه ای دو حرفی اما یکی از مهمترین کلمات در رهبری، مدیریت و رشد شغلی است.یادگیری «نه» گفتن (در مواقع لزوم)، یکی از مهمترین مهارتهای کاری، سازمانی و مدیریتی است.نه گفتن به معنی نپذیرفتن کار و مسئولیت یا از زیر کار در رفتن نیستبلکه روشی برای کنترل داشتن بر کار و زندگی شخصی و تعادل بین آنهاست.به گونه ای که هم از عهده وظایف و مسئولیت ها به خوبی برآیید و هم رضایت شغلی داشته باشید.

داستان ۲:

روزی، وقتی هیزم شکنی مشغول قطع کردن یه شاخه درخت بالای رودخونه بود، تبرش افتاد تو رودخونه. وقتی در حال گریه کردن بود، یه فرشته اومد و ازش پرسید: چرا گریه می کنی؟ هیزم شکن گفت که تبرم توی رودخونه افتاده. فرشته رفت و با یه تبر طلایی برگشت.’آیا این تبر توست؟’ هیزم شکن جواب داد: ‘ نه’ فرشته دوباره به زیر آب رفت و این بار با یه تبر نقره ای برگشت و پرسید که آیا این تبر توست؟ دوباره، هیزم شکن جواب داد : نه. فرشته باز هم به زیر آب رفت و این بار با یه تبر آهنی برگشت و پرسید آیا این تبر توست؟ جواب داد: آره.
فرشته از صداقت مرد خوش حال شد و هر سه تبر را به اوداد و هیزم شکن خوش حال روانه خونه شد. یه روز وقتی داشت با زنش کنار رودخونه راه می رفت زنش افتاد توی آب. هیزم شکن داشت گریه می کرد که فرشته باز هم اومد و پرسید که چرا گریه می کنی؟ اوه فرشته، زنم افتاده توی آب. ‘
فرشته رفت زیر آب و با جنیفر لوپز برگشت و پرسید : زنت اینه؟ هیزم شکن فریاد زد: آره!
فرشته عصبانی شد. ‘ تو تقلب کردی، این نامردیه ‘
هیزم شکن جواب داد : اوه، فرشته من منو ببخش. سوء تفاهم شده. می دونی، اگه به جنیفر لوپز ‘نه’ می گفتم تو می رفتی و با کاترین زتاجونز می اومدی. و باز هم اگه به کاترین زتاجونز ‘نه’ میگفتم، تو میرفتی و با زن خودم می اومدی و من هم می گفتم آره. اونوقت تو هر سه تا رو به من می دادی. اما فرشته، من یه آدم فقیرم و توانایی نگهداری سه تا زن رو ندارم، و به همین دلیل بود که این بار گفتم آره.

 مهارت نه گفتن

 

منابع:

  1. آسیا
  2.  پارسی وان
  3.  بهشت سخن
  4. ایسنا (جاوید ثمودی روانشناس متخصص در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران)

باکس شناور "همچنین ببنید"

روز مقاومت و پایداری دِزفول

روز دِزفول

در جنوب غربی کشور، دومین شهرستان پرجمعیت خوزستان و سی امین شهر پرجمعیت کشور، با …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیست − 4 =