جمعه , ۲۹ تیر ۱۳۹۷
چمران

چ

چمراندكتر مصطفي چمران معروف به دکتر چمران یا شهید چمران متولّد سال ۱۳۱۱ تهران، خيابان ۱۵ خرداد، بازار آهنگرها، سرپولك، تحصيلاتش را در انتصاريه، دارالفنون، البرز، دانشكده فنّي گذراند و يك‏ سال به تدريس پرداخت.[۱] وي در همه دوران تحصيل شاگرد اول بود. سال ۱۳۳۷ به امريكا اعزام و پس از تحقيقات‏ علمي در جمع معروف ‏ترين دانشمندان جهان در دانشگاه كاليفرنيا و معتبرترين دانشگاه امريكا(بركلي) با ممتازترين درجه علمي موفق به اخذ دكتراي الكترونيك و فيزيك پلاسما گرديد. وی، از همراهان امام موسی صدر در تشکیل جنبش امل(لبنان)، نماینده دوره اول مجلس و بنیان‌گذار ستاد جنگ‌های نامنظم بود. پس از کودتای ۲۸مرداد در سازمان نهضت مقاومت ملّی، فعالیت می‌کرد. با پیروزی انقلاب، به ایران بازگشت.  در جنگ تحمیلی به اهواز رفت و از فرماندهان جنگ تحمیلی شد. مدّتی وزارت دفاع را برعهده داشت. هماهنگ کننده وحدت بین ارتش، سپاه و نیروهای داوطلب مردمی بود. ۳۱خرداد ۱۳۶۰در مسیر دهلاویه – سوسنگرد[۲][۳] بر اثر اصابت ترکش خمپاره به فیض شهادت نائل آمد.[۴][۵][۶][۷][۸]

چمرانچمران دل ها: تقوا چیست؟ آیا ریش‌گذاشتن تقوا است؟ آیا ادّعاهای گزاف بافتن، تقوا است؟ کسانی ادّعای تقوا می‌کنند که در نظر من بی‌تقواترین آدم‌ها هستند! اسم اسلام و انقلاب را ضایع می‌کنند، دروغ، تهمت، شارلاتانی، زد‌وبند و حقّه‌بازی، لجن‌مال‌کردن مردم بی‌گناه، شایعه دروغ ساختن و مخالفین خود را با قّلدری و زرنگی از میدان به‌دربردن[تقواست]؟! «گروهی ادّعای انقلابی‌گری دارند. دیگران را غیرمنطقی، غیرانقلابی، لیبرال… قلمداد می‌کنند…، در‌ حالی‌که به‌سهولت می‌توان دید ایشان بیش از هر دشمنی لطمه به‌انقلاب زده‌اند، انقلاب ایران را به‌لب پرتگاه سقوط کشانده‌اند، همه مردم را از انقلاب زده کرده‌اند، هرج‌ومرج و آشوب و بی‌نظمی در نظر آنان انقلاب معنی می‌دهد و تصوّر می‌کنند با بی‌برنامگی و شعارهای تند و احساسات کور و کارهای غیر‌منطقی می‌توانند انقلاب را به‌پیروزی برسانند…! ما می‌گوییم باید با آمریکا مبارزه کرد، ولی نه در شعار و حرف، بلکه در عمل باید برنامه ریخت و آرام و مستمر و شبانه‌روزی کار کرد…! ما نمی‌گوییم متخصص بی‌تقوا را بپذیرید، ولی می‌گوییم هر بی‌تقوایی را به‌صرف آن‌که ضد‌متخصصین است بر کاری که اصلا نمی‌داند نگمارید! ما می‌گوییم متخصصین زیادی در این کشور هستند که تقوای آن‌ها به‌مراتب زیادتر از مدعیان انقلابی و تقواست، به‌جرم آن‌که آن‌ها متخصص و غرب‌رفته هستند آن‌ها را زیر‌دست و زبون نکنید…! اسم اسلام و انقلاب را ضایع می‌کنند، دروغ، تهمت، شارلاتانی، زد‌ و بند و حقه‌بازی، لجن‌مال‌کردن مردم بی‌گناه، شایعه دروغ ساختن و مخالفین خود را با قلدری و زرنگی از میدان به‌در بردن[تقواست]؟! این‌ها متقی نیستند…! ما را لیبرال، نوکر آمریکا، غرب‌زده، متخصّص بی‌تقوا و غيره می‌خوانند.»

خدايا! تو را شكر مي‏ كنم كه باران تهمت ودروغ و ناسزا را عليه من سرازير كردي، تا در ميان طوفان‏ هاي وحشتناك ظلم و جهل و تهمت غوطه‏ ور شوم، و ناله حق‏ طلبانه من در برابر غرش تندرهاي دشمنان و بدخواهان محو و نابود گردد، و در دامان عميق و پرشكوه درد، سر به گريبان فطرت خود فرو برم و درد و رنج علي را تا اعماق روحم احساس كنم، علي بزرگ، علي نمونه، علي مظهر اسلام و عنايت و عبادت و محبت و ايمان و عشق و تكامل، كه با تمام عظمتش، و با تمام درخشش خيره‏ كننده ‏اش، بيش از هر كس مورد تهمت و دروغ و ناسزا قرار گرفت، و بيش از هزاروچهارصد سال تاريخ، و هزارها عبرت روزگار، هنوز هم هجوم تبليغات شوم طاغوتيان در اذهان اكثريت مسلمانان باقي نمانده است و شخصيت بي‏ همتاي اين نمونه روزگار براي ميليون‏ ها بشر ناشناخته مانده است.

خدايا! تو را شكر مي‏ كنم كه مرا با درد آشنا كردي تا درد دردمندان را لمس كنم، و به ارزش كيميايي درد پي ببرم، و «ناخالصي»هاي وجودم را در آتش درد بسوزم، و خواسته‏ هاي نفساني خود را زير كوه غم و درد بكوبم، و هنگام راه رفتن بر روي زمين و نفس كشيدن هوا، وجدانم آسوده و خاطرم آرام باشد تا به وجود خود پي ببرم و موجوديت خود را حس كنم.

خدايا! تو را شكر مي‏ كنم كه تو مرا در آتش عشق گداختي، و همه موجودات و «خواستني»ها را بجز عشق و معشوق در نظرم خوار و بي ‏مقدار كردي، تا از كنار هر حادثه وحشتناك به سادگي و آرامي بگذرم. دردها، تهمت ‏ها، ظلم ‏ها، فشارها، و شكنجه ‏ها را با سهولت تحمل كنم.

خدايا! تو را شكر مي ‏كنم كه لذت معراج را بر روحم ارزاني داشتي، تا گاه‏گاهي از دنياي ماده درگذرم، و آن جا جز وجود تو را نبينم و جز «بقاء»ي تو چيزي نخواهم، و بازگشت از «ملكوت اعلي» براي من شكنجه‏ اي آسماني باشد كه ديگر به چيزي دل نبندم و چيزي دلم را نربايد.

اي خداي بزرگ، تو را شکر مي کنم که راه شهادت را برمن گشودي و دريچه اي پرافتخار از اين دنياي خاکي به سوي آسمان ها باز کردي و لذت بخش ترين اميد حياتم را در اختيارم گذاشتي و به اميد استخلاص تحمل همه دردها و غم ها را ميسر کردي…………….

خدايا! تو را شكر مي‏ كنم كه با فقر آشنايم كردي تا رنج گرسنگان را بفهمم و فشار دروني نيازمندان را درك كنم.

خدايا، تو را شکر مي کنم که اشک را آفريدي که عصاره حيات انسان است. آنگاه که در آتش عشق مي سوزم يا در شدت درد مي گدازم يا در شوق زيبايي و ذوق عرفاني آب شوم و سراپاي وجودم روح مي شود؛ لطف مي شود، عشق مي شود، سوز مي شود و عصاره ي وجودم به صورت اشک آب مي شود، به عنوان زيباترين محصول حياتم که وجهي به عشق و ذوق دارد و و جهي ديگر به غم و درد، بر دامان وجودم مي چکد……………. اگر خداي بزرگ از من سندي بطلبد، قلبم را ارائه خواهم داد. اگر محصول عمرم را بطلبد اشک را تقديم خواهم کرد……………. خدايا تو مرا اشک کردي که همچون باران به نمک زار زمين ببارم……………. تو مرا فرياد کردي که همچون رعد در ميان طوفان حوادث بغرّم.

عارف شهید دکتر مصطفی چمران

چ" مثل چمران

شهادت:  با آغاز جنگ تحمیلی به جبهه جنگ عزیمت نمود و به همراه رهبری ستاد جنگ‌های نامنظم را بنیان نهاد. ایجاد واحد مهندسی فعال برای ستاد جنگ‌های نامنظم یکی از این برنامه‌ها بود که به کمک آن، جاده‌های نظامی به‌سرعت در نقاط مختلف ساخته شد و با نصب پمپ‌های آب در کنار رود کارون و احداث یک کانال به طول ۲۰کیلومتر و عرض ۱متر در مدتی حدود ۱ماه، آب کارون را به طرف تانک‌های عراقی روانه ساخت، به طوری که آن‌ها مجبور شدند عقب‌نشینی کنند و سدی بزرگ مقابل خود بسازند. سال ۱۳۵۹چمران در نبرد آزادسازی سوسنگرد، به هدف منحرف کردن دشمن از آسیب رسانی به رزمندگان همراهش، به همراه ۲تن از همراهانش به درگیری با چند تانک و نفربر پرداخت که ماحصل آن فرار نیروهای عراقی از صحنه نبرد بود در حالی که او تنها از ناحیه ران مجروح گردید و نیروهای او توانستند خود را به سوسنگرد برسانند؛ او با کامیون هیفائی که از دشمن به غنیمت گرفته بود خود را به بیمارستان رساند و بستری شد؛ اما بیش از یک شب در بیمارستان نماند و پس از آن به مقر ستاد جنگ‌های نامنظم رفت. به همه سنگرها سركشي نمود و در خط مقدم، در نزديك‏ ترين نقطه به دشمن، پشت خاكريزي ايستاد و به رزمندگان تأكيد كرد كه از اين نقطه كه او هست، ديگر كسي جلوتر نرود، چون دشمن به خوبي با چشم غيرمسلح ديده مي‏ شد و دشمن هم آن ها را ديده بود. در ۳۱خرداد ۱۳۶۰آتش خمپاره كه از اولين ساعات بامداد باريدن گرفت. دكتر چمران دستور داد رزمندگان به سرعت از كنارش متفرق شوند و از هم فاصله بگيرند. يارانش از او فاصله گرفتند و هر يك در گودالي مات و مبهوت در انتظار حادثه ‏اي جانكاه بودند كه خمپاره‏ ها در اطراف او به زمين خورد و با اصابت خمپاره ‏هاي صداميان، يكي از عارفان سالك راه حق و حقيقت و يكي از ارزشمندترين انسان ‏هاي علي ‏گونه و يكي از ياران باوفاي امام ‏خميني(ره) از ديار ما رخت بربست و به ملكوت اعلي پيوست و روح او سبكبال و با كفني خونين كه لباس رزم او بود، به ديار ملكوتيان و به نزد خداي خويش پرواز كرد و نداي پروردگار را لبيك گفت كه: «ارجعي الي ربك راضيه مرضيه» خدايش رحمت كند و او را با حسين(ع) و شهداي كربلا محشور گرداند. و السلام علي من‏ اتبع ‏الهدی. آرامگاهش در بهشت زهرا قرار دارد و فاقد سنگ مزار می‌باشد. در دهلاویه قتلگاه او بنای یادبودی ساخته‌اند. آدرس مزار وی قطعه: ۲۴ ردیف: ۷۱ شماره: ۲۵ و تاریخ دفنش ۱۳۶۰/۴/۲ است.[۸]

محمدرضا عابدی

پانویس:

  1.  «شهیدمصطفی چمران و …»‎(فارسی) ایران آنلاین، ۳۱خرداد ۱۳۹۵ و «حکم انتصاب آقای مصطفی چمران به سمت مشاور شورای عالی دفاع ملی‌». سایت جامع امام خمینی(ره)
  2. چمران روستایی است از توابع بخش نوبران شهرستان ساوه در استان مرکزی ایران. ایران آنلاین، ۳۱خرداد ۱۳۹۵.
  3. صدری افشار، حکمی و حکمی.
  4. چمران، مهدی، دانشنامه جهان اسلام.
  5. آوینی
  6. شهید چمران که بود؟
  7. مصطفی چمران و روایت حماسه‌های چمران از کالیفرنیا تا سوسنگرد
  8. شهادت شهید چمران و http://www.chamran.org/old/biography.htm

منابع:

  1. ویکی پدیا
  2. زندگی‌نامه مصطفی چمران (۱۳۶۰-۱۳۱۱) همشهری.
  3. حماسه، عشق و عرفان، مهدی چمران، نوربخش (۰۲ بهمن، ۱۳۹۲).
  4. «زندگینامه: مصطفی چمران (۱۳۶۰–۱۳۱۱)». همشهری‌آنلاین، ۲۹ اردیبهشت۱۳۸۷.
  5. ساوه(شهرباستانی)نعمتی،احمد،نشراعلاء،۱۳۸۳، ۱۶۶–۱۶۱شابک ‎۵-۰-۹۵۴۲۲-۹-۶۴.
  6. «مصطفی چمران»دانشنامه جهان اسلام،ج۱۲تهران: بنیاد دائره المعارف اسلامی۱۳۸۷.
  7. دری افشار، غلامحسین، نسرین حکمی و نسترن حکمی. فرهنگ فارسی اعلام. تهران: فرهنگ معاصر، ۱۳۸۳. ص ۲۹۲. ISBN 964-8637-00-8.

باکس شناور "همچنین ببنید"

ذيقعده

ماه اجابت دعا

وقت در ذیقعده غنيمت و پاداش کار نیک در آن مضاعف است. برای آسان شدن …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × 5 =