خانه / مناسبت ها / شمسی / نزدیک زمستان
نزدیک زمستان

نزدیک زمستان

نزدیک زمستانآخرين شب پاییز در نيم كره شمالي بلندترين شب سال در دنیا است.(۱) این شب در اول زمستان از درازترین شب های سال، با نام «شب یلدا»، «شب چلّه» یا با نام شب «میلاد اکبر» هم نام برده شده و منظور از «میلاد اکبر»، «میلاد خورشید» است. در اين شب، آفتاب به برج جُدَی یا ستاره قطبی تحویل می کند.(۲) در بیش تر نقاط ایران در این شب از سال، مراسم خاصّی انجام می شود. شعراء، مانند؛ سنایی، امیرمعزی و … زلف یار و روز هجران را از حیث سیاهی و درازی بدان تشبیه می کنند که از اشعار آن ها یلدا ادراک می شود.(۳)

آداب شب چلّه
«شب چلّه»  یا «شب یلدا» در آخر پاییز و اول زمستان را «شب زایش مهر» یا «زایش خورشید» هم می‌خوانند. از این رو به دهمین ماه سال دی(به معنای دادار و آفریننده) ماه «تولّد خورشید» است. در طول زمان، آداب «شب یلدا» یا «شب چلّه»  تغيير نكرده است. در اين شب، مردم گرد هم جمع می شوند، در کنار هيزم افروخته و بخاری روشن می‌نشينند. باقی مانده ميوه‌هایی را، مانند؛ خشكبار، تنقّلات و … كه انبار كرده‌اند، می‌خورند و تا سپيده‌دم بشارت شكست تاريکی و ظلمت و آمدن روشنایی و گرمی را می دهند، زيرا كه به زعم آنان در اين شب، تاریکی و سياهی در اوج خود است که جشن بزرگی برپا می‌کنند. مردم دوران باستان و اقوام آریایی دریافتند که کوتاه‌ترین روزها، آخرین روز پاییز و شب اول زمستان است و بلافاصله پس از آن روزها به تدریج بلندتر و شب‌ها کوتاه تر می‌شوند، از همین رو آن را شب «زایش خورشید» نامیده و آن را آغاز سال قرار دادند.

چلّه بزرگ
۴۰روز از موسم زمستان که آغاز آن مطابق اول جُدَی(ستارة قطبی) و ۷دی ماه جلالی و ۲۲دسامبر فرانسوی و پایانش ۱۶بهمن ماه جلالی و ۳۰ژانویه فرانسوی است.

 چلّه کوچک
۲۰روز از فصل زمستان که آغاز آن از ۱۷بهمن ماه جلالی شروع می شود و در ۵اسفند ماه پایان می یابد. چلّه زمستان همان چلّه بزرگ است و گاه در تداول عامه کنایه از سرمای سخت باشد: چلّه زمستون.

شب چلّه
۴۰روز از زمستان که آغاز آن برابر است با اول جُدَی(ستاره قطبی) و ۷دی ماه جلالی و ۲۲دسامبر، و پایانش برابر است با ۱۶بهمن ماه جلالی و ۳۰ژانویه که به آن چلّه بزرگ زمستان گویند. در ایران مرکزی چلّه بزرگ زمستان از آغاز زمستان که برابر است با آغاز دی ماه شروع می شود و مدت آن ۴۰روز است. و چلّه کوچک زمستان از شب ۱۰بهمن ماه تا پایان بهمن ماه که مدت آن ۲۰روز است.

ر ک به:

  1. «چلّه»
  2. «کریسمس»
  3. جشن «یلدا»
  4. «یلدا» بزرگ ترین جشن ایرانیان

پانویس:

  1. پاییز(autunno)؛ برگ‌ریزان، خریف، مهرگان، خزان، بادبیز، بادبز و سفیدبری.(برهان و فرهنگ لغت معین) و از نظر ستاره‌شناختی بین دو نقطهٔ اعتدال پاییزی و انقلاب زمستانی است. از نظر گاهشماری هجری خورشیدی، در روز یکم مهر آغاز می‌شود و از فصول چهارگانه سال و آن فصل سوم سال است تا پایان آذر ادامه می‌یابد و شامل ماه‌های مهر، آبان و آذر است.
  2. یلدا: (یَ) (اِ) واپسین روز پاییز را با بلندترین شب سال به کوتاه‌ترین روز سال پیوند می‌زند. ۳۰آذر شب یلدا یا شب چلّه است که از دیرباز در فرهنگ ایران‌زمین، جایگاه ویژه‌ای داشته است. این واژه سُریانی و به معنای تولّد و زایش است. یعنی تولد مهر(متیرا) در شب اول زمستان که بلندترین شب سال است و ایرانیان به یُمن تولد مهر در این شب جشنی برپا می کنند. در شب آخر پاییز و اول زمستان ولادت حضرت عیسی(ع) است. یلدا برابر است با شب اول جدی:  [(جُ دَ) (ع) (اِ.) ستارة قطبی، ستاره ای در انتهای دُم خرس کوچک با اختلاف کمتر از ۱ درجه از محل واقعی قطب شمال] و شب ۷دی ماه جلالی و شب ۲۱دسامبر فرانسوی. ایرانیان روز اول دی را خور‌روز(روز خورشید) می‌نامند.(ابوریحان بیرونی،  آثارالباقیه)
  3. از: برهان، آنندراج، حواشی علامه قزوینی بر آثارالباقیه، فرهنگ فارسی معین، یادداشت مؤلف. ایرانیان باستان با باور این که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر شده و تابش نور ایزدی افزونی می یابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می خواندند و برای آن جشن بزرگی برپا می کردند.(شرح پورداود در یشتها، ج ۱، ص ۴۱۹) یشتها: [یَ] (اِخ) یشت به معنی نیایش و فدیه و مانند آن است و آن مجموعه ٔ سرودهایی برای هرمزد و ایزدان هفتگانه یعنی امشاسپندان و فرشتگان دیگر است و ظاهراً اصلاً این مجموعه موزون بوده است و آن جزوی از اوستای کنونی است. یشت، کلمه ٔاوستایی آن یشتی از ریشهٔ کلمه ٔیسنا برای ستایش به طور عموم آمده و یشتها به ویژه برای ستایش آفریدگار و نیایش امشاسپندان و ایزدان. در فرهنگ های پارسی یشتن را به معنی عبادت کردن گرفته اند. مؤلف برهان می نویسد: «یشتن به لغت زند و پازند، به معنی زمزمه کردن و چیزی خواندن باشد بر طعام و آن عبادتی است مغان را در وقت طعام خوردن.» پیداست که در این تعبیر معنی یشتن را از عمومیت ساقط و به باژ و زمزمه تخصیص داده است.(مزدیسنا و تأثیر آن در ادبیات فارسی، صص ۱۳۰ – ۱۳۱) به دلیل لطافت رنگ‌ها و گوناگونی آن‌ها، و نیز اهمیت فصل پاییز به عنوان مرحلهٔ گذار از تابستان گرم به زمستان سرد، پاییز همواره الهام‌بخش هنرمندان، شاعران، و ادیبان بوده‌است. در ادبیات ایران، اشاره‌های فراوانی به پاییز شده‌است. مولوی، حافظ، و سعدی از جمله شاعران کلاسیک پارسی هستند که خزان را در تقابل با بهار به تصویر می‌کشند. مولوی خزان را نابودکننده زیبایی‌ها و نیست‌کننده برگ‌ها می‌داند. به گفته وی: در خزان آن صدهزاران شاخ و برگ// در هزیمت رفته در دریای مرگ. فروغ فرخ‌زاد، شهریار نیز در شعر خود، پاییز را فصل اندوه و مرگ می‌دانند. مهدی اخوان ثالث در شعری با عنوان پاییز در مجموعهٔ زمستان، آن را «پادشاه فصل‌ها» نامیده: «باغ بی‌برگی که می‌گوید که زیبا نیست؟»(ریشه‌شناسی پاییز: نزدیک زمستان) باد آسایش گیتی نزند بر دل تنگ / صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود.(سعدی۲: ۴۳۶)

باکس شناور "همچنین ببنید"

گنجینه تاریخ اسلام

تخریب بهشت

خدایا توفیق زیارت بقیع را قسمت همه‌ی آن‌هایی که لایق و واقعاً عاشق زیارت‌اند، بنما. …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *