سه شنبه , ۲۱ آذر ۱۳۹۶
خانه / آیین زندگی / عبرت از «پاییز‏»
عبرت «پاییز‏»

عبرت از «پاییز‏»

  • عبرت «پاییز‏»از بهار باید «الهام‏» گرفت و از پاییز، «عبرت‏»!
  • جوانى، زیباترین گل بهارى است که در بوستان عمر می شکفد.
  • کسى که «نقد جوانى‏» را رایگان از کف بدهد، کوله ‏بارى از «حسرت‏» را تا دامنه قیامت ‏بردوش خواهد کشید.
  • اگر چشم، دریاى هوس شود، قایق گناه در آن حرکت می کند.
  • دریغ! اگر عمر، در خواب و غفلت ‏بگذرد!
  • براى مقاومت در برابر سیل «تهاجم فرهنگى‏»، باید سدّ ایمان زد و از مرز عقیده و عفاف، نگهبانى کرد.
  • «خود» باختگان در برابر فرهنگ بیگانه، به راحتى «خدا» را هم می بازند.
  • جوانان آگاه و با فرهنگ، آرامش روح را در زندگى آمیخته به معنویت و خداجویى می یابند و زندگى منهاى خدا را تکرار بى‏ روح لحظه‏ ها و هفته‏ ها می دانند.
  • خواهران عفیف، مظهر نجابت ‏شیعه و وارث خون شهیدانند که‏ رسالت تعهد و تقوا بردوش دارند.
  • «حجاب‏» را، نه زندانى که در آن محبوس ‏باشند، بلکه قلعه و دژى می شناسند که از ورود غارتگران و مهاجمان‏ جلوگیرى می کند.
  • سیراب از «کوثر عفاف‏»اند و آسوده در «سایه سار حجاب‏».
  • از جوان جامعه ما انتظار است‏ سروى ریشه دوانده در اعماق تاریخ و فرهنگ ریشه‏ دار «خویشتن‏» باشد، نه هرزه گیاهى روییده در مزبله ‏«بیگانگان‏».
  • آیا غرور «مسلمانى» اجازه می دهد «عروسک کوکى» غرب باشیم؟…
  • از نخستین روز تکلیف، تا پایان عمر، انسان بار امانتى را بر دوش‏ می کشد که هر لحظه امکان افتادن و شکستن آن هست.
  • به قول حافظ: «آسمان بار امانت نتوانست کشید…»
  • این که صاحب «عقل» و «انتخاب» هستیم، از یک سو مایه مباهات‏ است، از سوى دیگر تکلیف را سنگین و وظیفه را حساس می سازد.
  • انتخاب گرى انسان، تعیین کننده «سرانجام» و «سرنوشت» اوست و این عقل و خرد است که در راه «بهترین»، او را یارى و راهنمایى می کند. تاچه اندازه به این «راه‏» نمایى اهمیت دهیم، یا نسبت‏ به آن کم توجّه باشیم ‏و بى ‏اعتنا.
  • ما، یک عمر، بار حساس و شکستنى شیشه بردوش می کشیم. تنها بردوش گرفتن این بار، افتخارآمیز نیست; بلکه اگر سالم و بى حادثه آن را به ‏«مقصد» رساندیم و این «شیشه امانت‏» نشکست، آن گاه پیروزیم و شایسته تبریک و تقدیر.
  • لحظه لحظه عمر ما، همراه با همین «انتخاب‏» هاست.
  • این، همان بر دوش گرفتن و حمل و تحمل بار شیشه است و هر وسوسه شیطان، هر خواسته «نفس اماره‏»، هر پاسخ مثبت‏به «هوس»، می تواند سنگى باشد که این بار شیشه را پیش از رسیدن به مقصد، بشکند.
  • به تعبیر قرآن، ظلوم و جهول بودن انسان، موجب شد این بار امانت رابه دوش بکشد، بارى که آسمان ها و کوه ‏ها و زمین از پذیرش مسؤولیت آن‏ ابا کردند و بیمناک شدند و انسان آن را پذیرفت. (۱)
  • غیر از امانت الهى، امانت مردمى و مسؤولیت اجتماعى نیز همین ‏حالت را دارد. کسى که به مقام و مسؤولیتى برگزیده یا منصوب می شود، اگرتا پایان توانست ‏به وظایف عمل خویش کند و بار را سالم به مقصد برساند، جاى «تبریک‏» است.
  • از تبریک اول کار چه سود، اگر سالم به پایان نرسد؟
  • جوان جوان عزیز: «اراده‏»، موهبت ‏خدایى است که در «اختیار» توست. به اندازه «بدبودن‏»، قدرت و استعداد «خوب شدن‏» دارى، بلکه بیش تر. پس چرا بدى راانتخاب کنى؟ بیش تر از سستى، می توانى جدى و مصمم باشى، پس چرا بى ‏حالى؟
  • به همان اندازه که گنج، رنج می طلبد، «انسان شدن‏» هم تمرین وتلاش می طلبد. راه باطن هم نیازمند نور و روشنایى است.
  • براى «پرورش روح»، ممارست و تمرین لازم است. براى «رسیدن»، باید فاصله ‏ها را کم کرد، فاصله خواستن تا هدف را، فاصله خودخواهى تاخداجویى را، فاصله «ایمان» تا «عمل» را، گفتار تا کردار را. براى رویش و شکوفایى، «ریشه‏» لازم است و آبیارى و تغذیه و نور و حرارت، ریشه در حکمت و معنویت، آبیارى عقیده و باور، تغذیه فکر و روح، نور بصیرت و بینش، حرارت عشق و شوق.
  • نفسانیات، نهر عفن و رودخانه لجن بارى است که باید پلى از «عفاف‏» و «تقوا» بر روى آن زد و گذشت، تا به ساحل «فلاح‏» رسید.
  • بهشت، آن سوى رود خروشان گناه است. کسى به «بهشت‏» می رسد که از «جهنم‏» بگذرد!
  • گذشتن از جهنم، یعنى گذر از دروغ، حسد، ریا، تکبر، نفاق، ظلم، غفلت و … شهوت!
  • نگذاریم «گل جوانى‏»، در برابر «طوفان هاى شیطانى‏» پرپر شود. بهار عمرمان را با پاییز حسرت و ندامت، بى ‏رنگ و افسرده نسازیم.پاییز گرگان دل و هــوش می بره

نظراتتان را از طریق بخش دیدگاه‌ها با ما در میان بگذارید:

یمنا؛ پایگاه اطلاع رسانی یاران محمد امینْ (ص): انتقادات، پیشنهادات و مطالب خود را به نشانی ادمین کانال: @yomnaadmin ارسال نمایید. آدرس تلگرام:  t.me/Yomna_ir

پی نوشت:
۱) إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا وَ أَشْفَقْنَ مِنْهَا وَ حَمَلَهَا الْإِنْسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا؛ ما امانت[الهى و بار تكليف] را بر آسمان ها و زمين و كوه ها عرضه كرديم پس از برداشتن آن سر باز زدند و از آن هراسناك شدند و[لى] انسان آن را برداشت راستى او ستم گرى نادان بود. (احزاب، آیه ۷۲).

منبع:
برگرفته از کتاب: «گامی در مسیر» جواد محدثی

باکس شناور "همچنین ببنید"

پس از اتمام پاییز

پس از اتمام پاییز

روزها، ماه ها، در پی هم می گذرند… در این فصل درختان لباسی به تن …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

19 − هفده =