خانه / گلزار ادب / شنیدنی ها / حکایت حجاب بانوي تازه مسلمان ژاپني

حکایت حجاب بانوي تازه مسلمان ژاپني

خانم «خائولا ناكاتا» پژوهشگر و محقق ژاپني است كه بعد از مسلمان شدن، نوشته‌هاي مختلفي درباره حجاب و اسلام داشته كه مورد توجّه قرار گرفته است. در اين‌جا ترجمه يكي از نوشته‌هاي او كه درباره حجاب است را مي‌خوانيد.

زماني كه تازه مسلمان شده بودم، بحث‌هاي زيادي درباره دختران محجّبه در مدارس فرانسه وجود داشت كه هنوز هم وجود دارد. اكثريت بر اين نظر بودند كه مسئله حجاب، خلاف اين اصل را ثابت مي‌كرد كه مدارس دولتي فرانسه بايد نسبت به مذهب دانش‌آموزان بي‌تفاوت باشند. حتّي من، به‌عنوان يك غيرمسلمان مي‌انديشيدم كه چرا بايد چنين وسواسي درباره موضوعي كوچك ـ روسري دانش‌آموزان ـ وجود داشته باشد؟!

اين احساس همچنان در ميان غيرمسلمانان بر قوّت خود باقي است كه زنان مسلمان، پوشش اسلامي بر تن مي‌كنند تنها به اين دليل كه مجبور به اطاعت از سنّت‌ها هستند و بنابراين حجاب نماد ظلم و ستم است. از اين‌رو استقلال و آزادي زنان ميسّر نخواهد شد، مگر با برداشتن حجاب.

حکایت, حجاب, بانوي, تازه, مسلمان, ژاپنيچنين درك ناپخته‌اي در ميان مسلمانان كم‌اطلاع يا بي‌اطلاع از اسلام هم وجود دارد. اين افراد چنان به التقاط ديني و سكولاريسم خو گرفته‌اند كه از درك اين مطلب كه اسلام ديني جهاني و جاوداني است، ناتوان‌اند. اين در حالي است كه زنان غيرعرب در سراسر دنيا به دين اسلام مي‌گروند و حجاب را به‌عنوان يك شرط مذهبي مي‌پذيرند، نه به خاطر برداشتي نادرست از سنّت. من هم نمونه‌اي از اين زنان هستم. حجاب من، نه بخشي از هويّت سنتي يا نژادي من است و نه معنايي سياسي و يا اجتماعي دارد. حجاب من، تنها و تنها هويت مذهبي من است.

من پيش از آن‌كه در پاريس دين اسلام را برگزينم، حجاب را در حد خودم رعايت مي‌كردم. شكل حجاب بسته به كشوري كه فرد در آن زندگي مي‌كند و يا ميزان آگاهي او از اسلام، متغيّر است. در فرانسه، من تنها شالي بر سر مي‌گذاشتم كه از نظر رنگ با ديگر لباس‌هايم متناسب بود. اين تركيب تقريباً مُد به حساب مي‌آمد. اكنون كه در عربستان سعودي هستم، چادر سياه سرتاسري بر تن مي‌كنم كه حتي چشمانم را هم مي‌پوشاند. به اين ترتيب من حجاب را، از ساده‌ترين شكل تا كامل‌ترين آن تجربه كرده‌ام. واقعاً معناي حجاب چيست؟ با وجود اين‌كه كتاب‌ها و مقاله‌هاي زيادي درباره حجاب نگاشته شده، تمام آن‌ها، نگرش افرادي است كه از بيرون به اين قضيه نگاه مي‌كنند. من اميدوارم با در نظر گرفتن اين نكته كه از داخل به اين مسئله مي‌نگرم، بتوانم آن را شرح دهم.

هنگامي كه تصميم گرفتم اسلام خود را ابراز كنم، هرگز فكر نكرده بودم كه آيا خواهم توانست روزي پنج نوبت نماز بخوانم يا اين‌كه قادر خواهم بود حجاب خود را حفظ كنم. شايد از اين مي‌ترسيدم كه اگر جدّي به اين موضوع فكر كنم، به نتيجه منفي برسم و اين كار مي‌توانست تصميم‌ام را مبني بر مسلمان شدن تحت تأثير قرار دهد. تا زماني كه مسجد جامع پاريس را نديده بودم، هيچ كاري با اسلام نداشتم، نه نمازگزاران و نه حجاب برايم آشنا نبودند. در واقع هر دوي آن‌ها برايم غيرقابل تصوّر بودند، امّا شوق مسلمان شدن چنان در من قوي بود كه نگران چيزهايي كه در آن سوي اين تغيير در انتظارم بودند، نبودم.

 

باکس شناور "همچنین ببنید"

پنجره …

پنجره …

حضرت موسی(ع)، درویش بینوا و تهیدستی را دید از برهنگی به ریگ اندر شده. گفت: …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *