پنج شنبه , ۲۴ آبان ۱۳۹۷
خانه / اسوه ها / فریاد بی‌صدا
فریاد بی‌صدا

فریاد بی‌صدا

فریاد بی‌صداعاشق شده‌ست دانه به دانه هزار بار
دل‌خون و سینه‌چاک و برافروخته، انار

فریاد بی‌صداست ترک‌های پیکرش
از بس که خورده خونِ دل از دست روزگار

پاشیده رنگ سرخ به پیراهنِ خزان
بسته حنا به پینه‌ی دستان شاخسار

در سرزمین گرم، انار آتشین شود
یاقوت را می‌آورد آتشفشان به بار

با دست خود به حوصله پنهان نموده است
یک دانه از بهشت در او آفریدگار

آن میوه‌ای که ساخته تسبیحی از خودش
شُکر است بر زبانش، فی الیل و النهار

آن میوه‌ای که فاطمه آن را طلب نمود
چون بابِ میل اوست شد این میوه تاج‌دار

آن بانویی که نام خودش شعر مطلق است
در وصفش استعاره نیاید به هیچ کار

نامی که داده است به زن قیمتی دگر
نامی که داده است به مردان هم اعتبار

آن نام را می‌آورم، اما نه بی‌وضو
دل را به آب می‌زنم، اما نه بی‌گدار

جبر آن زمان که پشت در خانه‌اش نشست
برخاست آن قیامت عظمی به اختیار

رفت آن‌چنان که از نفس افتاد جبرئیل
گویی محمد است به معراج رهسپار

شد عرصه‌گاه تنگ، ولی ماند پشت در
چون ماندن علی به اُحد ماند استوار

برگشت زخم خورده، ولی فاتح نبرد
چون بازگشت حمزه از آشوبِ کارزار

در خون خضاب شد تن یارانِ بعد از او
آن‌ها که نام “فاطمه” را می‌زنند جار

من از کدام یک بنویسم که بوده‌اند
حجاج‌ها به ورطه‌ی تاریخ بی‌شمار

آن‌ها که با غرور نوشتند: «ساختیم
دریاچه‌های احمری از خونِ این تبار»

از کربلا به واقعه‌ی فَخ رسیده‌ایم
از عمق ناگوارترین‌ها به ناگوار

محمود غزنوی به عداوت مگر نساخت
از استخوان فاطمیان چوبه‌هایِ دار

بوسهل زوزنی به شرارت هنوز هم
محکوم می‌کند حسنک را به سنگسار

در لمعه الدمشقیه جاری‌ست همچنان
خون شهید اول و ثانی چون آبشار

اما هنوز هم به تأسی ز فاطمه
نام علی‌ست روی لبِ شیعه آشکار

بیت از هلالی جُغتایی نشسته است
از آن شهید شیعه به ذهنم به یادگار

«جان خواهم از خدا نه یکی، بلکه صدهزار
تا صد هزار بار بمیرم برای یار»

فرق است، فرق فاحشی از حرف تا عمل
راه است، راه بی‌حدی از شعر تا شعار

اینک مدافعان حرم شعله پرورند
تا در بیاورند از آن دودمان دمار

با تیغ آب‌دیده‌ای از نوع اعتقاد
با اعتقاد محکمی از جنس ذوالفقار

زهراست مادر من و من بی‌قرار او
آن نام را می‌آورم آری به افتخار

آن بانویی که وقت تشرف به رستخیز
پیغمبران پیاده می‌آیند و او سوار

فریاد می‌زنند که سر خم کنید، هان
تا از صراط بگذرد آیات سجده‌دار

هر جا نگاه می‌کنم آن‌جا مزار اوست
پنهان و آشکار چنان ذات کردگار‌

این‌ها که گفته‌ایم یکی بود از هزار
اما هنوز شیعه مصمّم، امیدوار …

نوسروده ای از سیّدحمیدرضا برقعی به شوق حضرت زهرا(س)

فریاد بی‌صدا

نظرات، انتقادات و … را در بخش دیدگاه‌ها با ما مطرح و مطالبتان را به  ادمین : @yomnaadmin  ارسال فرمایید.

تلگرام

در تلگرام همراه با ما t.me/Yomna_ir

باکس شناور "همچنین ببنید"

اقوام

ایران کشوری است که از اقوام گوناگونی تشکیل شده است.(۱) در زیر به برخی از …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

15 − هشت =