خانه / گلزار ادب / دل نوشته ها / حال همه‌ی ما خوب است؛ امّا …
حال همه‌ی ما خوب است؛ امّا ...

حال همه‌ی ما خوب است؛ امّا …

حال همه‌ی ما خوب است؛ امّا ...

سلام!

حال همه‌ی ما خوب است

ملالی نيست جز گم‌شدن گاه‌به‌گاه خيالی دور،

که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گويند

بااین‌همه عمری اگر باقی بود

طوری از کنارِ زندگی می‌گذرم

که نه زانویِ آهویِ بی‌جفت بلرزد و

نه اين دلِ ناماندگارِ بی‌درمان!

حال همه‌ی ما خوب است ...

تا يادم نرفته است بنويسم

حوالیِ خواب‌های ما سال پربارانی بود

می‌دانم هميشه حياط آنجا پر از هوای تازه‌ی بازنیامدن است

اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی

ببين انعکاس تبسم رؤیا

شبيه شمايل شقايق نيست!

راستی خبرت بدهم

خواب‌دیده‌ام خانه‌ای خريده‌ام

بی‌پرده، بی‌پنجره، بی‌در بی‌ديوار … هی بخند!

بی‌پرده بگويمت

چيزی نمانده است، من چهل‌ساله خواهم شد

فردا را به فال نیک‌خواهم گرفت

دارد همين لحظه

يک فوج کبوتر سپيد

از فرازِ کوچه‌ی ما می‌گذرد

باد بوی نام‌های کسان من می‌دهد

يادت می‌آيد رفته بودی

خبر از آرامش آسمان بياوری؟!

نه ری‌را جان

نامه‌ام بايد کوتاه باشد

ساده باشد

بی‌حرفی از ابهام و آينه،

از نو برايت می‌نويسم

حال همه‌ی ما خوب است

اما تو باور نکن!

حال همه‌ی ما خوب است ...

سید علی صالحی

باکس شناور "همچنین ببنید"

سوپ جوجه

سوپ جوجه

ما یکی از نخستین خانواده‌ هایی در شهرمان بودیم که صاحب تلفن شدیم. آن موقع …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *