خانه / گلزار ادب / نثر ادبی / یک نفر کارکن؛ چهارده نفر بخور!

یک نفر کارکن؛ چهارده نفر بخور!

طبق احصائیه ( آمار) سال ۱۲۶۲ خورشیدی در تهران تعداد افراد کار بکن و مفید و خرج بیار ۱۲ درصد و افراد غیر مفید و سربار ۸۸ درصد معلوم شده بود. واقعیت هم همان بود که نوشته بودند تازه اگر کارآمدهایشان را هم بحساب آوریم کارهائی که انجام میدادند عمدتا از این قرار بود:

لبوفروشی، آب زرشکی، گردو فروشی، سقائی، بساطی، معرکه گیری، پرده خوانی، روضه خوانی، مداحی، قبرکنی ، مرده شوئی، قمارخانه داری، شیره خانه داری، فالگیری، دعا نویسی، دلاکی، تونتابی، چارواداری( گوسفند چرانی)، حمالی، دلالی، آب حوض کشی، هیزم شکنی، دوره گردی، شاطری، سورچی گری، قهوه چی، خرس رقصانی و از این میان نیمی هم به شغلهای شریفی چون راهزنی و ولگردی و باج گیری و گدائی و مفت بری و شرخری و قلندری و درویشی مفتخر باشند.

متخصصین هم آنهائی که دسته آفتابه ای لحیم کرده یا چاک قبائی را بهم آورده دوخته یا نعل اسب و الاغی ساخته و چهارپایه و کرسی درست کنند و بقیه نیز بقال و چقال و عطار و بزاز و رزاز و حلاج و سراج و کفاش و پینه دوز و امثال آن که سر هم را تراشیده و کار راه اندازی کنند و تنها کار کنشان کشاورزی و کشاورز آنهم به طریق ابتدائی یعنی با گاو آهن و بیل و اینکه هزار نفر باید کار یک تراکتور را بکنند.

اما هر کاسب و هر مرد خانه باید جورکش تا چهارده نفر بیکاره و سربار را بکشد. طرف پدر شده بود محکوم شده بود و باید همه متعلقات از فرزند و عروس و داماد و نوه را نان بدهد.

دختر حق داشت شب و روز تا هر وقت که دلش بخواهد با شوهر و بچه هایش بر سر سفره پدر بنشیند و داماد نیز توقع داشت چون دختر از آن خانواده گرفته تمام مخارجش را پدر زن بدبخت عهده دار شود و بهترین پذیرائی را ببیند و پسر نیز که بقول معروف حدش به شارع بوده با زن و فرزندان بر سر سفره پدر بنشیند و زیادتر از همه عزت و نوازش ببیند. سفره که گسترده میشد گاهی تمام دور سفره را خورنده در بر میگرفت و جا کم آمده و باید سفره دیگری کنار آن بگسترند. که اگر بر خلاف آن رفتار میشد پدر خانواده به نان کوری و چشم تنگی و کنسی و خساست متهم میگشت.

این وضعیت ادامه داشت تا اینکه رضاشاه بر سر کار آمد و اقدامات وی شروع شد اقداماتی از قبیل خیابان کشی و احداث خیابانهای جدید و میدان سازی و تعویض رو کار ساختمانها و دکاکین و تجدید رنگ و نقاشی در و پیکر مغازه ها و دستور میز و صندلی ساختن برای اماکن عمومی و سنگفرش خیابانها و جاده کشی و راه سازی و احداث خط آهن سراسری و ساختن مهمانخانه و هتلها و کارخانه ها و ایجاد ساختمانهای جدید دولتی و سرباز خانه و پست های دیده بانی در مرزها و ژاندارمری و شهربانی و غیره که نه تنها بیکاره ها با کار شدند بلکه چندان کسر کارگر بوجود آمد که آژانها و امنیه ها از سحر به بعد هر صبح دور کوچه ها براه افتاده و هرکس پا از خانه بیرون میگذاشت دستگیرش نموده به طرف کار میبردند،

اگر چه طرف کاسب یا کارگر دیگران بوده باشد و تا میخواست ثابت کند لااقل چند روزی طول میکشید و به کاری مجبور شده بود و تا آنجا که از ممالک همجوار نیز کارگر آوردند….

 تهران در قرن سیزدهم، جلد اول، جعفر شهری

باکس شناور "همچنین ببنید"

حکایت انگشتر سلیمان

قصه چنین است که سلیمان پیامبر فرزند داود، انگشتری داشت که اسم اعظم الهی بر …