یکشنبه , ۲۵ آذر ۱۳۹۷
مبعث

مبعث

مبعث«تو برای جهانیان رحمتی، ما تو را جز رحمت برای جهانیان نفرستادیم.» فلسفه بعثت؛ صیانت از کرامات انسانی است. خداوند برای حفظ این صیانت پیامبر(ص) را با ۳ویژگی:

  1. رحمت خدا(۱)
  2. اجابت دعا ابراهیم(ع)
  3. مُهَیْمِن بودن قرآن مجید(۲)

فرستاد. تو برای جهانیان رحمت هستی، ما تو را جز رحمت برای جهانیان نفرستادیم.(۳) اولین ویژگی بارز رحمت بودن پیامبر(ص) است. رحمت، به معنای مهربانی، عطوفت، شفقت، غم خواری، رأفت و نرم دلی است، ولی در قرآن خیر رساندن، تخفیف عذاب، رو سفیدی بهشتیان، شهادت در راه خدا، نرم خویی، فضل الهی، گمراه نشدن، عفو، رهایی از عذاب الهی، آمرزش، پذیرش توبه توبه کنندگان، تقوا الهی را نگه داشتن و بسیاری از موارد دیگر از مصادیق آن شمرده شده است.

پيامبر(ص) رحمتی برای همه بشریّت
پيامبر(ص) با دینی که آورد، تأمین کننده سعادت دنیا و آخرت بشر است. او تمدّن بزرگی پدید آورد که بدترین جاهلیّت را از بین برد، علم و ادب را به جای آن جای گزین نمود. دانش را بر همه مسلمانان واحب نمود. وقت خاصّ و مکان خاصّ را برای دانش و علم آموختن قرار نداد. آن مردمانی که دشمن یکدیگر بودند، در سایه دین برادر یکدیگر شدند. کتابی با آیاتی الهی آورد که حکمت و مایه تزکیه و رشد انسان ها شد و شفاء هر دردی از قبیل شک و تردید گردید. “… و از قرآن، آن چه شفا و رحمت است براى مؤمنان، نازل مى‏ کنیم و برای ستم گران جز خسران و زیان نمى ‏افزاید.»(۴) علاوه بر آن، وجود پيامبر(ص) مایه امنیّت و آسایش بود. «اى پیامبر! تا تو در میان آن ها هستى، خداوند آن ها را مجازات نخواهد کرد و نیز تا استغفار مى ‏کنند، خدا عذابشان نمى‏ کند.»(۵) امام علی(ع) فرمود: ۲چیز در زمین مایه امان از عذاب خدا بود. یکى از آن ۲برداشته شد، پس دیگرى را در یابید و به آن چنگ زنید، امّا آن که برداشته شد پیامبر(ص) بود، و آن باقى مانده، استغفار کردن است که خداى بزرگ به پیامبر(ص) فرمود: «خدا آنان را عذاب نمى‏ کند در حالى که تو در میان آنانى، و عذابشان نمى‏ کند تا آن هنگام که استغفار مى‏ کنند.»(۶) به شهادت تاریخ نه تنها مردم جزیرة العرب در زمان پیامبر(ص) احساس ترس ونا امنی نداشتند؛ بلکه آن چنان روحیه شجاعت و ایثار پیداکرده بودند که دربسیاری ازجنگ ها با چند برابر بیش از تعدادشان و لشکر مجهزتر از خود می جنگیدند و به آن چه خود به آن نیاز مبرم داشتند به دیگران می بخشیدند. آنان که از فرمان او سرپیچی می کردند، قرآن در باره آن سرکشان و نافرمانان از اوامر پیامبر(ص) می فرماید: که آن ها از فرمان آن رسول رحمت سرپیچی نکردند مگر آن که خدا و رسولش آنان را بی نیاز گردانید.(۷) دعوت آن حضرت(ص) به اسلام به دور از خشونت بود بلکه با حکمت و استدلال و موعظه و خیر خواهی و مجادله حسنه بود. اخلاقش نرم بود. «… به برکت رحمت الهى، در برابر مردم‏ نرم شدى! و اگر خشن و سنگ دل می بودى، از اطراف تو، پراکنده مى ‏شدند.»(۸) برتر از آن قرآن مدال عالی انسانیّت از نظر ایمان و اخلاق را به ایشان دادند. «تو اخلاق عظیم و برجسته‏ اى دارى!.»(۹) و همین اخلاق ایشان سبب هدایت و مسلمان شدن بسیاری از مشرکان و اهل کتاب گردید.

اسوه حسنهالگوی انسان ها كيست؟
پیامبر(ص) الگوی انسانیّت است. ابتدا قرآن نیاز انسان ها را به الگو گوشزد می نماید و سپس می فرماید؛ برای شما الگو قراردادیم. «(آرى) براى شما در زندگى آن ها اسوه حسنه(و سرمشق نیکویى) بود، براى کسانى که امید به خدا و روز قیامت دارند؛ و هر کس سرپیچى کند به خویشتن ضرر زده است، زیرا خداوند بى ‏نیاز و شایسته ستایش است!.»(۱۰) درسوره احزاب الگو را معرفی می نماید؛ «مسلّماً براى شما در زندگى پیامبر(ص) سرمشق نیکویى بود، براى آن ها که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد مى ‏کنند.»(۱۱) در این شریفه میان الگو و اسوه بودن و رحمت را جمع نموده است. اوّلین معنایی که می شود از جمع الگو و رحمت استنباط نمود، این است که الگو و مثال انسان های مهربان و رحیم پیامبر(ص) است. اسوه، اقتدا و پیروی است و به عبارت دیگر او پیامبر(ص) را برای انسان ها مثال و مقتدا قرار داده است. ترکیب جمله نشان می دهد که الگو قراردادن پیامبر(ص) باید به طور مستمر باشد، یعنی؛ پیامبر(ص) را در گفتار، رفتار، در تحمّل مشقات در جنگ و صلح، در ایمان و توکّلش، در اخلاص و شجاعتش، در نظم و نظافتش و بلکه در کلیه امور زندگی مورد تأسی قرار دهیم. هر چیزی در نظام مادّی یک معیار و میزان دارد. میزان و معیار مؤمن و کسانی که به خدا امید دارند و آخرت را می طلبند، پیامبر(ص) است. اگر خود را مؤمن پنداریم و یا بخواهیم مؤمن را بشناسیم، ایمان، گفتار و رفتار خودمان را با ایمان، گفتار و رفتار پیامبر(ص) مقایسه کنیم. اگر ایمانمان به ایمان او، رفتارمان به رفتار او و گفتارمان به گفتار او نزدیک بود، مؤمنیم و گرنه به اندازه ای که از او دور هستیم از مسلمانی به دوریم. مانند پیامبر(ص) به آن چه از سوى پروردگارش بر او نازل شد، ایمان آورد.(۱۲) آیا ما نیز به همه آن چه که از سوی پروردگار بر رسولش نازل شد، ایمان داریم. او که در صراط مستقیم قرار دارد.(۱۳) او از جانب خدا به حقّ آمد، تا از او پیروی کنیم.(۱۴) و آن چه را پیامبر(ص) براى ما آورده بگیریم و اجرا کنیم، و از آن چه نهى کرده خوددارى نماییم و از مخالفت خدا بپرهیزیم.(۱۵) که با اطاعت و پیروی ما از پیامبر(ص) ممکن است، رحمت خدا شامل ما شود.(۱۶)

چرا از رحمت خدا به دوریم و گرفتار درد و رنجیم؟!
آیا این بدان جهت نیست که رفتار اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ما بر اساس گفتار و رفتار پیامبر(ص) برای بشریّت نیست؟!. آیا اخلاق ما شبیه اخلاق پیامبر(ص) است؟!. او که فرمود؛ من مبعوث شدم تا متمم مکارم اخلاق باشم و به علّت مهربانیش همه را ما مسؤول و نگهبان یک دیگر قرار داد، چقدر به وظیفه و تکلیفمان عمل نمودیم؟ مسلمان در نزد او کسی است که مسلمانان از دست و زبان او آسوده باشد. آیا ازدست و زبان ما، مسلمانان آسوده هستند یا کافران و محاربان علیه کشورهای اسلامی؟. حالا جواب شما چیست؟. من نمی دانم ولی بدانید که پیامبر(ص) بدترین مردم را کسی می داند که؛ گناه مردم را نبخشد. از لغزش آنان چشم نپوشد و از گزند او ایمن و به نیکی او امیدی نباشد. پیامبر(ص) نسبت به مؤمن حساسیّت و مهر فراوان داشت. «در این میان حرمت مسلمانان را بر هر حرمتی برتری بخشید و حفظ حقوق مسلمانان را به وسیله اخلاص و توحید استوار کرد. آزار مسلمانان را روا نمی دانست جز در آن چه که واجب باشد.(۱۷) و مؤمنین را در دوستی مانند یک پیکر می دانست که عضوی از آن اگر به درد آید دیگر عضوها به تب و بی خوابی دچار می شوند. و آن ها را هم چون دانه های شانه، با هم برابر می داند که مانند بناء هم دیگر را نگه می دارند. با این اوصاف رابطه ما نسبت به یک دیگر آیا مطابق گفته میزان و معیار الهی یعنی، پیامبر(ص) رسول رحمت هست یا نه؟ رحمتی که ما باید از اطاعت او انتظار داشته باشیم، رحمتی است که مسلمانان صدر اسلام به آن رسیدند و امام علی(ع) در این باره می فرماید: «ره‏ آورد بعثت پیامبر(ص) نعمت های بزرگ الهی بود که به هنگامه بعثت بر مسلمانان فرو ریخت. این که اطاعت از پیامبر(ص)، آنان را با دین خود پیوند داد، و با دعوتش آن ها را به وحدت رساند، چگونه نعمت های الهی بال های کرامت خود را بر آنان گستراند، و جویبارهای آسایش و رفاه برایشان روان ساخت؟. چگونه تمام برکات آیین حقّ، آن ها را در بر گرفت؟. در میان نعمت ها غرق گشتند، و در خرمی زندگانی شادمان شدند، امور اجتماعی آنان در سایه قدرت حکومت اسلام استوار شد، و در پرتو عزّتی پایدار آرام گرفتند، و به حکومتی پایدار رسیدند، پس آنان حاکم و زمامدار جهان شدند و سلاطین روی زمین گردیدند و فرمانروای کسانی شدند که در گذشته حاکم بودند و قوانین الهی را بر کسانی اجرا می‏ کنند که آن ها مجریان احکام بودند و در گذشته کسی قدرت در هم شکستن نیروی آنان را نداشت و هیچ کس خیال مبارزه با آنان را در سر نمی ‏پروراند.»(۱۸) درپایان آن پیامبر(ص) به عنوان یک قاعده کلّی می فرماید: اگر می خواهید دیگران به شما رحم نماید، شما به دیگران رحم نمایید. این قاعده زیر مجموعه یک قاعده کلّی دیگر است و آن این که هر آن چه دوست دارید که مردم نسبت به شما انجام دهند، شما نیز با آن ها همان کار را انجام دهید.

بعثت پیامبر “رحمت و نور” مبارك

نظرها، انتقادها و … را در بخش دیدگاه‌ مطرح و به ادمین یمنا ارسال فرمایید.

تلگرام

در تلگرام همراه با ماt.me/Yomna_ir

پانویس:

  1. انبیاء/۱۰۷ و بقره/۱۲۹و ۱۴۴
  2. مائده/۴۸؛ مُهَیْمِن[م ُ هََ م] (ع ص) ایمن کننده از خوف. آن که ایمن کند دیگری را از ترس و بیم(منتهی الارب) همان مؤمن است که همزه ٔ اولی قلب به هاء و همزه ٔ ثانیه قلب به یاء شده است.(یادداشت مؤلف) محققان را در تحقیق مُهَیْمِن ۳قول است یکی آن که اصلش مآمن است اسم فاعل از(آمن یؤمن ایماناً) مأخوذ از«آمن» به ابقای همزه ٔ باب افعال در مضارع و اسم فاعل و غیره. در تفسير انوار العرفان در اين رابطه آمده است که مُهَیْمِن به معناي«گواه، نگهبان، مراقب، كسي كه ديگرى را ايمن از ترس مي‌کند به‌گونه‌اي كه حق كسى را ضايع نكند» مي‌باشد.(ر.ک: أنوار العرفان في تفسير القرآن، ج ۱۰، ص: ۳۷۷) مُهَیْمِن اسمی عربی عبری است به معنی(معرب از عبری): ۱٫ آگاه به حاضر و غایب؛ ۲٫ از نام‌ها و صفات خدا… . اگر از اسامی و اوصاف قرآن باشد، به چیزی می گویند که یک شیء بر شیء دیگر یک نوع تسلّط در حفظ و مراقبت داشته باشد و به معنای حافظ، شاهد، مراقب، امین، نگهبان و ایمنی بخش است: «وَأَنزَلْنَا إِلَیْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتَابِ وَمُهَیْمِنًا عَلَیْهِ»؛ و این کتاب قرآن را به حق بر تو نازل … . علامه طباطبائي در مورد مُهَیْمِن اين‌گونه توضيح مي‌دهد که: «كلمه مُهَیْمِن از ماده هيمنه گرفته شده و به طورى كه از موارد استعمال آن بر مى‏ آيد معناى هيمنة چيزى بر چيز ديگر، اين است كه آن شى‏ء مُهَیْمِن بر آن شى‏ء ديگر تسلّط داشته باشد، البته هر تسلّطى را هيمنه نمى‏ گويند، بلكه هيمنه تسلّط در حفظ و مراقبت آن شى‏ء و تسلّط در انواع تصرّف در آن است.»(ترجمه الميزان، ج‏۵، ص۵۷۰) البته ايشان در نهايت در ذيل آيه ۲۳ سوره حشر که کلمه مُهَیْمِن در مورد خداوند به کار برده شده است، این گونه بيان مي‌کنند: «كلمه مُهَیْمِن به معناى فائق و مسلّط بر شخصى و يا چيزى است.» (ترجمه الميزان، ج‏۱۹، ص۳۸۲)
  3. انبیاء/۱۰۷، رحمت مشتق از رحم است.
  4. اسراء/۸۲، علامه طباطبائی، تفسیر المیزان.
  5. انفال/۳۳
  6. نهج البلاغه حکمت ۸۸ تنظیم دشتی
  7. توبه /۷۴
  8. آل عمران /۱۵۹
  9. قلم /۴
  10. ممتحنه/۶
  11. احزاب /۲۱
  12. بقره/۲۸۵
  13. یس/۳
  14. نساء/۶۴و۱۷۰
  15. حشر/۷
  16. آل عمران/۱۳۲
  17. نهج البلاغه، خطبه ۱۶۶
  18. نهج البلاغه، خطبه ۲۳۴

منابع:

  1. پرسمان
  2. پیش از بعثت
    یمنا(سیّد عبد الحمید امینی)

بعثت رسول رحمت

باکس شناور "همچنین ببنید"

نزدیک زمستان

نزدیک زمستان

آخرين شب پاییز در نيم كره شمالي بلندترين شب سال در دنیا است.(۱) این شب …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

10 + 7 =