چهارشنبه , ۲۳ آبان ۱۳۹۷
بابا

پدر

بابادر شبی تاریک و کم فروغ، کعبه بسیار خلوت شده بود. زائران خفته و چشم ها آرام گرفته بودند. من به همراه پدر، طواف می کردم.(۱) صدای شخصی به گوش می رسید. دلی دردمند  و ناله ای غمگین داشت. با صدائی حزین چنین ناله سر می داد:

  • ای خدایی که دعای گرفتاران را در تاریکی ها می شنوی.
  • ای خدایی که گرفتاری ها را می زدایی، بلاها را دور می سازی.
  • ای خدایی که بیماری ها را برطرف می نمایی. حاجت ها را روا می کنی.
  • پروردگارا!… اینک میهمانانی دور خانه ات گرد آمده اند که تعدادی از آن ها خفته و عده ای دیگر بیدار و به درگاهت دعا و استغاثه می کنند، امّا دیدگان تو به خواب نرفته است. از تو می خواهم به کرمت از گناهم درگذری و مرا مورد عفو خود قرار دهی. ای پروردگاری که مردم به سوی خانه اش روی آورده اند، اگر عفو و بخشش تو شامل گناهکاران نگردد. پس که باید گناهکاران را مورد عفو و بخشش قرار دهد؟

پس از این که ناله ها را شنیدیم، پدرم به من فرمود:

  • ای ابا عبدالله! آیا تو هم، صدای کسی را که به درگاه خدا استغاثه و زاری می نمود و از او طلب عفو و بخشش می کرد، شنیدی؟
  • بله. آن صدا را شنیدم.
  • در میان جمعیت برو، او را پیدا کن و نزد من بیاور.

در تاریکی شب در میان جمعیت رفتم. به دنبال صاحب آن صدا گشتم. هنگامی که بین رکن و مقام رسیدم شخصی را دیدم که ایستاده بود. وقتی که با دقّت نظاره کردم، دانستم که آن شخصی که به نماز ایستاده، صاحب آن صدا است. او را دیدم. به او گفتم:

  • سلام بر بنده ای که از خدا طلب عفو و بخشش می نماید و به او پناه برده است. پسر عمّ پیامبر(ص) تو را به نزد خود دعوت می کند.

در این هنگام آن شخص نماز خود را با شتاب تمام کرد و پس از سلام نماز بدون آن که با من سخن بگوید با دست خود اشاره نمود و از من خواست که من در رفتن از او پیشی بگیرم تا او در پی من بیاید. من نیز چنین کرده و او را به نزد پدرم بردم و گفتم:

  • این شخص صاحب آن صدا بود.

در این هنگام پدر نگاهی به او انداخته و مشاهده نمود که او جوانی خوش سیما و پاکیزه جامه است. رو به او کردو فرمود:

  • اهل کجا هستی؟ حال و روزت چگونه است؟ سبب گریه تو چیست؟
  • حال و روزگار من، حال و روزگار شخصی است که مورد عاقّ قرار گرفته، به تنگی افتاده، گرفتاری ها و مصیبت ها او را احاطه کرده است. به همین جهت دعای او مستجاب نمی شود.
  • چرا چنین شده است؟
  • من در زندگی به لاابالی گری و خوش گذرانی مشغول بودم. گناه و معصیت را حتّی در ماه رجب و شعبان ترک نمی کردم. خدا را در هنگام معصیت نادیده می گرفتم. پدری مهربان و دلسوزی داشتم. او مرا از ارتکاب گناهان برحذر می داشت و از کیفر خدا می ترساند. بارها به من می گفت: تا کی روزها و شب ها و ماه ها و سال ها و ملائکه خدا از کرده های زشت تو ناله سردهند؟ هنگامی که پدرم مرا موعظه و نصیحت می کرد من بر او خشم می کردم. او را از خود می راندم. روزی که مرا بسیار نصیحت می نمود بر او غضب کرده و به سوی او یورش بردم. او را کتک زدم. خواستم پولی را که در جایی مخفی کرده بود بردارم تا در راه گناه و معصیت و خوشگذرانی صرف نمایم، اما پدرم مرا از این کار بازداشت و جلوی مرا گرفت. من با گستاخی او را کتک زدم. دستش را پیچاندم. او را به گوشه ای پرت نمودم. او بر زمین افتاد. به طرف کیسه پول ها رفته و آن را برداشتم. پدرم خواست که از روی زمین برخیزد امّا از شدّت درد و ناراحتی نتوانست. درحالی که روی زمین افتاده بود و ناله می کرد، مرا نفرین نموده و از خدا خواست تا همان گونه که من دست او را پیچانده بودم، خدا نیز دست مرا بپیچاند و سوگند خورد که به بیت الله الحرام رفته و از من به نزد خدا شکایت کند. پس از این جریان او چند روز را روزه گرفت. پس از خواندن نماز و دعا به طرف شهر مکّه روانه شد. پس از رسیدن به مسجدالحرام دور کعبه طواف نمود. به پرده خانه خدا چنگ زد و مرا نفرین کرد. از خدا خواست تا نیمی از بدن من فلج گردد. من خدا را گواه می گیرم که هنوز دعای پدرم تمام نشده بود که احساس کردم بدنم سست گشته و نیمی از آن فلج شده است. اینک ۳سال است که از این واقعه می گذرد. بارها و بارها از پدرم خواستم که به این مکان مقدّس آمده و همان گونه که مرا در این جا نفرین کرد برای من دعا کرده و شفای مرا از خدا بخواهد.(۲) امّا او به خواسته من عمل نمی کرد. تا این که امسال به این عمل راضی شد، در حقّ من دعا کرده و عافیتم را از خدا بخواهد. سوار شتری شد و روانه شهر مکّه گشت، امّا در میان راه شتر او رم کرد. پدرم از روی شتر افتاد و از دنیا رفت. اینک من تنها به مسجدالحرام آمده و به درگاه خدا طلب توبه نموده و از او شفای خود را خواستار شده ام. بدتر از آن که مردم مرا این گونه به همدیگر معرّفی می کنند: این جوان شخصی است که به نفرین پدر خود گرفتار شده است. در این هنگام امام علی(ع) به جوان فرمود:
  • اینک وقت نجات تو فرا رسید. آیا می خواهی دعائی را به تو بیاموزم که پیامبر(ص) به من آموخت. در این دعا اسم اعظم خدا وجود دارد. شخصی که آن را بخواند خدا دعایش را مستجاب می گرداند. خواسته اش را برآورده می نماید. اندوه و غم او را می زداید. گرفتاری های او را برطرف می سازد، امّا برحذر باش که در وقت خواندن این دعا عجب و خودبینی بر تو مستولی نگردد. ای مرد تقوای الهی را پیشه خود ساز. زیرا هنگامی که من ناله های جان سوز تو را شنیدم که به درگاه خداوند توبه نموده و از او طلب بخشش می نمودی دلم برایت به رحم آمد. در هنگام خواندن این دعا باید نیّت تو صادق باشد و این دعا را در راه معصیت خدا به کار نبری. آن را تنها به کسانی که به دیانت آن ها اطمینان داری بیاموز. چنان چه نیّت خود را در هنگام خواندن این دعا خالص نمائی دعای تو مستجاب می گردد.(۳)

http://www.wikiporsesh.ir/%D9%BE%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%85%D8%B9%D9%86%D9%88%DB%8Cپدران معنوی و روحانی: انسان دارای ۲نوع پدر است:

  1. پدر جسمانی: پدری که منشاء تولّد و پیدایش انسان است
  2. پدر روحانی: پدر روحانی و معنوی که عهده دار تربیت و کمال روحی و معنوی او است.

پیامبر(ص) فرمود:  من و علی(ع) دو پدر این امّت هستیم.(۴) حضرت فاطمه(س) فرمود: محمّد و علی(ع) پدران این امّتند که کژی های آن ها را راست می کنند؛ اگر از آن دو اطاعت کنند از عذاب همیشگی رهایشان می سازند و اگر با آن دو موافقت نمایند، نعمت جاویدان را در اختیارشان می گذارند.» خدای تعالی نیکی به پدر و مادر را واجب فرمود تا از خشم او در امان بمانند و دستگیری از خویشان را موجب افزایش عمر و سبب فزونی جمعیت و قدرت قرار داد.(۵) پیامبر(ص) فرمود: فاطمه جان، تو از منی و من از تو. دخترم تو با جمله ”پدرجان”  مرا خطاب کن که مایه حیات قلب من است و خداوند را خشنود می کند.(۶) بر این اساس می توان گفت همه معصومین(ع) به لحاظ نقش تربیت معنوی و روحانی و هدایت و ارشاد امّت حقّ پدری بر گردن امّت دارند و حتّی این مطلب در مورد معلّمان و مربّیان نیز صدق می کند، یعنی؛ آن ها پدران معنوی و روحانی هستند.(۷)

منابعی برای مطالعه بیش‌تر:

  1. تفسیر المیزان، طباطبایی، اسراء، ج۱۲، ص۱۰۱.
  2. معارف قرآن، مصباح یزدی، ج۹، پژوهش امام خمینی(ره).
  3. تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی، ج۱۰، ص۳۶۲، دارالکتب الاسلامیه.

پانویس:

  1. امام حسین(ع) به این مضمون فرمود.
  2. پدر. [ پ ِ دَ ] (اِ) (از پهلوی اَبی تَر)، سرپرست خانواده و مردی که از او دیگری به وجود آمده است. باب. والِد. اَب. بابا. اَبَة.
  3. دعای مشلول موسوم به دعاء الشّاب المأخوذ بذنبه، منقول از کتب کفعمى و مهج الدّعوات است و آن دعائى است که آن را امام علی(ع) تعلیم فرمود. مشلول(مَ، ع، ص) شُل شده و تباه شده.(آنندراج) دست خوشیده و خشک شده.(ناظم الاطباء) دعای مشلول؛ نام دعایی منسوب به امام علی(ع) و آغاز می شود به: اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ یا ذَا الْجَلالِ وَالاِْكرامِ یا حَىُّ یا قَیّوُمُ یا حَىُّ لا اِلـهَ اِلاّ اَنْتَ، یا هُوَ یا مَنْ لا یَعْلَمُ ما هُوَ وَلا كَیْفَ هُوَ وَلا حَیْثُ هُوَ اِلاّ هُوَ، یا … .(یادداشت مؤلف دهخدا) امام(ع)، این دعا را به جوانی که دستش به نفرین پدر شَل شده بود یاد داده و فرمود هرگاه فرد باایمانی خالصانه خدا را با این دعا بخواند دعایش مُستجاب می‌شود. سید بن طاووس این دعا را با سند خود در کتاب مهج الدعوات نقل کرده است، کفعمی در بلد الامین، علامه مجلسی در بحار الانوار و شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان نیز از او نقل کرده‌اند.مهج الدعوات ص۱۵۱، بلد الامین، ص۳۳۷، بحار الانوار، ج۹۲ ص۲۸۲ و بحارالانوار ج۹۲ ص۲۸۲.
  4. أَنَا وَ عَلِيٌّ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّة؛ بحارالأنوار، ج۱۶، ص۹۵، باب۶، «انا و علی ابوا هذه الامة انا و علی موليا هذه الامة»؛ [مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسة الوفاء، ۱۴۰۴ه‌ ق، ج ۳۶، ص ۱۱] «من و علی پدران این امت هستیم من و علی سرپرستان این امت هستیم.»جابر به نقل از امام باقر(ع) که در کلام خدا: «وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ»؛ [بلد(۹۰)، آیه۳] یعنی قسم به پدر و فرزندان او، یعنی؛ «علیاً و ما ولد من الائمة(ع)»[مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسة الوفاء، ۱۴۰۴ه‌.ق، ج۲۳، ص۲۶۸، باب۱۵] که منظور امام علی(ع) است و ائمه معصومین(ع) که از او متولّد می‌شوند.
  5. وَ قَالَتْ فَاطِمَةُ(س) أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّةِ مُحَمَّدٌ وَ عَلِی، یقِیمَانِ أَوَدَهُمْ وَ ینْقِذَانِهِمْ مِنَ الْعَذَابِ الدَّائِمِ إِنْ أَطَاعُوهُمَا وَ یبِیحَانِهِمُ النَّعِیمَ الدَّائِمَ إِنْ وَافَقُوهُمَا، بحارالانوار، ج۲۳، ص۲۵۹. جَعَلَ الله … بِرِّ الوالِدَینِ وِقَایَةً مِنَ السَّخَطِ، و صِلَةَ الأرحَامِ مِنسَاةً فِی العَمرِ و مِنماةً للعَدَدِ؛ خدای تعالی نیکی به پدر و مادر را واجب فرمود تا از خشم او در امان بمانند و دستگیری از خویشان را موجب افزایش عمر و سبب فزونی جمعیت و قدرت قرار داد. احتجاج طبرسی، ایران، انتشارات اسوه، ج۱، ص۲۵۹.
  6. قالت فاطمه(س): لمّا نزلت ”لاتَجْعَلُوا دُعاءَ الرَّسُولِ بَيْنَکُمْ کَدُعاءِ بَعْضِکُمْ بَعْضاً قَدْيَعْلَمُ اللَّهُ الَّذينَ يَتَسَلَّلُونَ مِنْکُمْ لِو اذاً فَلْيَحْذَرِ الَّذينَ يُخالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصيبَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ”(نور/۶۳) هبت رسول الله(ص) أن أقول له ” یا أبه ”فکنت أقول ”یا رسول الله” فأعرض عنّی مرة أو اثنین أو ثلاثا، ثم أقبل علی فقال(ص): یا فاطمه إنها لم تنزل فیک و لا فی أهلک و لا فی نسلک، أنت منی و أنا منک، إنّما نزلت فی أهل الجفاء و الغلظه من قریش أصحاب البذخ و الکبر ، قولی ”یا أبه” فإنّها أحیی للقلب و أرضی للرّب؛ حضرت فاطمه زهرا(س) فرمود: وقتی آیه ۶۳ سوره نور نازل شد که: ”خواندن پیامبر را در میان خودتان همانند خواندن بعضى از شما بعضى دیگر را مشمارید، به راستى که خداوند کسانى را از شما که پنهانى و پناه‏جویانه خود را بیرون مى‏کشند مى‏شناسد، باید کسانى که از فرمان او سرپیچى مى‏کنند بر حذر باشند از این که بلایى یا عذابى دردناک به آنان برسد.” ترسیدم که رسول خدا را با لفظ ”ای پدر” بخوانم، من هم مانند دیگران پدر را با نام “یا رسول الله” صدا زدم. دو سه بار که پدر را با این نام خواندم، رو به من کرده فرمودند: ای فاطمه! این آیه درباره تو و خانواده تو و نسل تو نازل نشده است، فاطمه جان، تو از منی و من از تو، همانا این آیه برای ادب کردن آدم های خشن و درشت خوهای قریش، انسان های خودخواه و متکبر، نازل شده است. دخترم تو با جمله ”پدر جان” خطاب کن که مایه حیات قلب من است و خداوند را خشنود می کند.(در ذیل آیه «لا تَجْعَلُوا دُعاءَ الرَّسُولِ بَیْنَکُمْ کَدُعاءِ بَعْضِکُمْ بَعْضاً»  در روایت ابى الجارود از ابى جعفر(ع) آمده که امام(ع) فرمود: یعنى پیامبر(ص) را مثل یک فرد عادى صدا نزنید و در معناى آیه مذکور مى‏ فرمود، نگویید: یا محمد و یا اباالقاسم. بلکه بگویید: یا نبى اللَّه و یا رسول اللَّه) بحار الانوار، ج۴۳، ص۳۳ و ترجمه المیزان، ج۱۵، ص ۲۳۶٫
  7. مجله موعود؛ اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۳، شماره ۱۵۴و۱۵۵، پــــــــدران مهربان مـــــــــا.

منابع:

  1. حوزه نت
  2. ویکی شیعه
  3. ویکی پرسش
  4. سایت اندیشه قم
  5. محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، بیروت
  6. سید بن طاووس، مهج الدعوات و منهج العبادات‏، دار الذخائر، قم
  7. لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظّم رهبري در دانشگاه ها، كد: ۱/۱۰۰۱۳۲۳۶۰

باکس شناور "همچنین ببنید"

روزی

روزی

به تمام نیازمندی‌هایی كه برای ادامه حیات موجودات ضروری است رِزق و روزی گفته می‌شود.[۱] از …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × سه =