سه شنبه , ۲۷ آذر ۱۳۹۷
خانه / دین شناسی / قرآن / معجزه جاويد

معجزه جاويد

معجزه, جاويدپيامبر اسلام (ص) همچون ساير پيامبران الهى براى هدايت مردم، معجزات فراوانى از خود ارائه كرد؛ معجزاتى نظير دو نيمه كردن ماه با اشاره انگشت، امر به آمدن درخت به نزدش و امتثال اين دستور از ناحيه درخت، جارى نمودن شير فراوان از پستان گوسفندى كه شير نمى‏داد، غذا دادن به جمعيت بسيار به واسطه غذاى كم، سيراب كردن گروه بسيارى از لشكريان اسلام به واسطه آبى كه حتى يك نفر را هم سيراب نمى‏كرد، سخن گفتن حيوانات با آن حضرت و پاسخ آن جناب، شفاى بيماران و نيز صدور اخبار از آينده از آن حضرت.«۱» اما مهم‏ترين و اصلى‏ترين معجزه آن پيامبر گرامى، قرآن كريم بود. قرآن معجزه‏اى بود كه خداوند بر ايشان نازل كرد و براى اتمام حجت بر مخاطبان پيامبر و نيز همه مردم جهان در همه زمانها، از آنها خواست كه اگر مى‏توانند مانند آن و يا حداقل مانند بخشى از آن را بياورند. در آيه‏اى مى‏فرمايد: وَإِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَى‏ عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِن مِثْلِهِ وَادْعُوا شُهَدَاءَكُمْ مِنْ دُونِ اللّهِ إِنْ‏ كُنْتُمْ صَادِقِينَ فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَلَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوْا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ.و اگر در آنچه بر بنده خود نازل كرديم شك داريد، پس- اگر راست مى‏گوييد- سوره‏اى مانند آن بياوريد و گواهان خود را- غير خدا- فراخوانيد. پس اگر نكرديد- و هرگز نمى‏توانيد كرد- از آتشى كه سوختش مردمان و سنگ ها هستند و براى كافران آماده شده بپرهيزيد. (بقره: ۲۳- ۲۴) و البته همين آيات خبر داده‏اند كه مخالفان هرگز نمى‏توانند مانند آن را بياورند. آيه ديگرى نيز اعلام نموده كه اگر تمام مردم و همه جنيان به يارى هم بشتابند، نمى‏توانند همانندى براى قرآن بياورند.«۲» درباره جنبه‏هاى اعجاز اين كتاب آسمانى، بحث هاى مفصل صورت گرفته كه بايد به كتب مربوطه مراجعه كرد. «۳» مسائلى از جمله فصاحت و بلاغت، اعجاز از جنبه آورنده آن كه شخصيتى درس ناخوانده بود، هماهنگى ميان آيات آن و عدم وجود اختلاف در آن  ها، خبرهاى غيبى و طرح مسائل دقيق علمى، نمونه‏هايى از جنبه‏هاى اعجاز اين كتاب الهى هستند. تفاوت اساسى ميان اين معجزه پيامبر اسلام و ساير معجزات پيامبران در امتيازات خاصّى است كه نسبت به آن معجزات دارد؛ به عنوان مثال معجزات ساير پيامبران نظير شفاى بيماران و زنده كردن مردگان، تنها براى اثبات حقّانيت آنان بود و ديگر جنبه هدايتگرى و تربيتى نداشت. در حالى كه قرآن با روح و روان انسانها سر و كار دارد و افكار بشرى را با عالى‏ترين انديشه‏هاى الهى تغذيه مى‏نمايد. همچنين معجزات پيامبران الهى فقط براى مردم زمان خود، آن هم عده‏اى محدود قابل رؤيت بوده است، اما  دسترسى به قرآن براى همگان ميسّر است و محدوديت زمانى و مكانى معجزات ديگر را ندارد و هر كس مى‏تواند در هر زمان و مكان اين معجزه را شاهد باشد و به عبارت ديگر اين معجزه‏اى پايدار و جاودانه است كه در هر دوره و عصرى حقانيت پيامبر اسلام (ص) را اثبات مى‏كند.

پيامبر خاتم و جهانى بودن رسالتش‏

حضرت محمد (ص)، آخرين فرستاده و پيامبر الهى است كه از سوى خداوند براى هدايت بشر مبعوث شده است. اين موضوع از آيات و روايات فراوانى به دست مى‏آيد. قرآن مجيد به صراحت مى‏فرمايد: مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِن رِّجَالِكُمْ وَلكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَلِيماً. محمد (ص) پدر هيچ يك از مردان شما نبوده و نيست، ولى رسول خدا و خاتم و آخرين پيامبران است و خداوند به هر چيز آگاه است. (احزاب: ۴۰)  منظور از «خاتم» مُهرى است كه بر پايان نامه‏ها مى‏زنند و نويسنده پس از نوشتن مطالب لازم و مقاصد خود، پايان نوشتارش را مهر مى‏كند و بدين وسيله ختم آن را اعلام مى‏دارد. خداى سبحان نيز كه با جهانيان سخن مى‏گويد و از راه فرستادن وحى براى هدايت انسان ها برنامه دارد، پس از پايان گفتار و كلماتش، سلسله نبوت انبيا را با فرستادن پيامبر اكرم (ص)، ختم و صحيفه رسالت آنان را با وجود مبارك خاتم المرسلين مُهر كرده است، پس هرگز جا براى نبوت و رسالت ديگرى نيست و لذا مى‏فرمايد كه رسول اكرم (ص)، خاتم پيامبران است. «۴» پيامبر اكرم (ص)، خود نيز به خاتميّت خود اشاره كرده و در رواياتى خود را آخرين پيامبران معرفى نموده است. «۵» از جمله در حديث معروف به «منزلت» خطاب به امام على (ع) فرموده است:انْتَ مِنّى‏ بِمَنْزَلَةِ هارُونَ مِنْ مُوسى‏ الّا انَّهُ لا نَبِىَّ بَعْدى‏. تو نسبت به من، به منزله هارون نسبت به موسى هستى، جز اين كه بعد از من پيامبرى نيست.«۶» موضوع مهم ديگر درباره رسالت پيامبر اعظم (ص)، جهانى بودن دعوت آن حضرت است. خداوند، آن حضرت را در ميان قوم عرب مبعوث نمود، اما اين هرگزبه معناى اختصاص دعوت و نبوت آن حضرت به گروه، قوم، ملّت و نژاد خاصى نبود. آيات قرآن كريم نيز در اين زمينه صراحت دارند و با به كار بردن واژه‏هايى چون «الناس» [: مردم‏] و «عالَمين» [: جهانيان‏] مى‏فهمانند كه اين دعوت عمومى و جهانى بوده است؛ چنان كه از نظر عقلى نيز، لازمه ختم نبوت، دعوت جهانى و سراسرى آخرين پيامبر است زيرا خداوند به سبب او، حجت را بر همه بندگان خود تمام مى‏كند و هيچ گروهى از مردم نمى‏مانند كه از دعوت وى مستثنا شوند وگرنه حجت بر آنها تمام نخواهد بود. خداوند متعال در آيه‏اى مى‏فرمايد: تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى‏ عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيراً. زوال‏ناپذير و پربركت است كسى كه قرآن را بر بنده‏اش نازل كرد تا بيم دهنده جهانيان باشد. (فرقان: ۱) و در آيه ديگر مى‏فرمايد: وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيراً وَنَذِيراً …. و ما تو را جز براى همه مردم نفرستاديم تا بشارت دهى و بترسانى!
(سبأ: ۲۸) نوشتن نامه‏هاى متعدد از سوى پيامبر اكرم (ص) به سران كشورها و دعوت آنان به اسلام نيز شاهدى بر جهانى بودن دعوت آن حضرت بوده است.«۷»

منابع:

۱ . ر. ك: اعلام الورى باعلام الهدى، شيخ طبرسى، ص ۳۱- ۴۶، دار المعرفة.
۲ . اسراء( ۱۷)، آيه ۸۸ .
۳ . نظير التمهيد فى علوم‏القرآن، محمدهادى‏معرفت؛ پيام قرآن، جمعى‏از نويسندگان، ج ۸؛ تفسيرالميزان، ذيل آيات مذكور.
۴ . اقتباس از تفسير موضوعى قرآن مجيد، آيت‏الله جوادى آملى، ج ۸، ص ۱۲ و ۱۳ .
۵ . ر. ك: صحيح مسلم، ج ۴، ص ۱۷۹۰ و ۱۷۹۱ و بحارالانوار، ج ۲۱، ص ۳۸۱ .
۶ . صحيح مسلم، ج ۴، ص ۱۸۷، دار احياء التراث العربى.
۷ . تاريخ انبياء، ص۱۳۲و۱۳۱ .

باکس شناور "همچنین ببنید"

رمز موفقیّت

رمز موفقیّت

آن چه برای هر مسلمانی مهمّ است، این است که معرفت خود را نسبت به …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 × پنج =