شنبه , ۲۸ مهر ۱۳۹۷

عرش الهی

عرش, الهیعرش الهی، مرکز بی نهایت شماره ای اتصال با آفریده هاست. هر کس از هر جا و هر زمان و به هر زبان می تواند با این مرکز، گفتگو کند. بی آن که خطی روی خطی بیفتد. خدا در مرکز ملکوتی دعا، هر لحظه اماده دریافت پیام « نیاز» است. هفده رکعت نماز در پنج نوبت، کد تماس با خداست که در عدد «۱۷ – ۲۴۴۳۴ » خلاصه می شود.
کسی که روزی پنج بار با او تکلم می کند، از تنهائی در می آید، کلیم خدا می شود و احساس بی پناهی نمی کند. خدا که آن سوی خط تماس است، دوست دارد در خوشی ها هم سراغ از او بگیریم، نه فقط وقتی که گرفتار می شویم و به دردسر می افتیم. بی معرفتی است که وقتی « مضطر» می شویم از اورژانس « دعا» استمداد کنیم و انتظار کمک فوری داشته باشیم.
او همیشه گوش به زنگ ماست . مائیم که گاهی حوصله حرف زدن با او را نداریم. یا تماس و دعوت او را بی جواب می گذاریم. شیطان سعی می کند در جبهه معنوی، رابطه ما با خدا را قیچی کند، یا روی خط نیایش ” پارازیت ریا” بیندازد. مکالمه ما با مرکز، نباید قطع و وصل شود، یا صدایش خش خش داشته باشد.
باید «دیش» رحمت گیر را بر بام بلند نیایش نصب کنیم و دریافت کننده دل را روی طول موج «اجابت» تنظیم کنیم، تا صدای استجابت دعا به گوش دلمان برسد. اگر «امن یجیب» که رمز اجابت است نتوانست خط ما را باخدا مرتبط سازد، باید دید کدام گناه و غفلت موجب قطع تماس شده است ؟ گاهی قساوت دل و غذاهای حرام و دوستان بد، در سیستم ارتباطی ما با خدا اختلال ایجاد می کنند و خطوط تماس را می پوسانند و صدایمان به خدا نمی رسد. برای وصل مجدد خط، هم پرداخت هزینه لازم است و هم تعهد.
هزینه اش، توبه و استغفار و اصلاح و عمل صالح است، تعهدش هم آن است که قول بدهیم از حلم صبر و ستاریت خدا سوء استفاده نکنیم، والا همیشه در معرض خطر اختلال و قطع ارتباطیم. گاهی تنها یک «یا ربّ» خالصانه، یک آه برخاسته از دل، یک قطره اشک ندامت، یک دل شکسته و یک توسّل بی ریا، ما را به خدا وصل می کند. پیش شماره ارتباط با خدا، حمد و ثناء و صلوات است . اگر محبت و معرفت « اهل بیت » را داشته باشیم « آل محمد» به ما خط می دهند، آنگاه می توانیم یا چهارده خط مستقیم با خدا مرتبط شویم .« ولایت » تلفن همراه ما برای تماس با شبکه ملکوتی خداست. حیف است که در جهل ارتباطات، با خدا و رسول(ص) و اهل بیت(ع) رابطه نداشته باشیم.

جواد محدّثی

باکس شناور "همچنین ببنید"

صبح روشن دانایی

صبح دانایی

ای تو مرا نادره آموزگار افسر زرّین به سر روزگار کنون گر شدی آگه از …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفده − 15 =