سه شنبه , ۲۱ آذر ۱۳۹۶
خانه / آیین زندگی / جایگاه معلّم
جایگاه معلّم

جایگاه معلّم

جایگاه, معلم
جایگاه معلّم

برای بسیاری از ما معلّمان وضع موجود کاری، مطلوب نیست. گلایه های فراوانی می شنویم و بیان می کنیم مبنی بر این که ارزش و احترامی که شایسته ی جایگاه معلّمی باشد از بین رفته است. این موضوع ما را دل آزرده می کند. رفتار دانش آموزان امروزی را با دوره ی دانش آموزی خودمان مقایسه می کنیم و تاسف می خوریم، اصلا اوضاع مدارس در قدیم را در کل بهتر ارزیابی می کنیم. حتی گاهی تصوّر می کنیم کلاه سرمان رفته است، چرا که روزی که ما تصمیم به معلّم شدن گرفتیم معلّم ها جایگاه اجتماعی قابل توجهی داشتند. خود ما اگر معلّممان را از فاصله ی صدمتری می دیدیم در جا خشکمان می زد و این فقط از ترس نبود. تنبیه های سخت گیرانه و حتّی بدنی، امروزه از دید هیچکس مورد تایید نیست اما در آن دوران هم، بودند معلّمانی که نه از ترس، از فرط محترم بودن زبان ما را بند می آوردند. حسرت می خوریم که دانش آموزان امروز این حرف ها به خرجشان نمی رود.این تغییر ویژگی ها در نسل دانش آموزان عمدتا در اثر تبعیت از زمان است. زمان می گذرد و بسیاری از ویژگی های ثبیت شده ی قبلی را با خودش می برد و قوانین نوشته و نانوشته ی حاکم بر جوامع بشری تغییر می کند. ریشه ی بسیاری از تعارض ها در اختلاف بین قوانینی است که به ما آموخته اند با آن چه در عصر حاضر موجود است. واقعیت این است که نمی شود دنیای امروز را با قوانین دیروز اداره کرد. در ذهن ما پایداری و تقید به اصول گذشته مورد تایید است و تقید ما را از پویایی و به روز شدن باز می دارد. اگر بخواهیم فقط به تغییری مختصر در آن چه از ابتدا آموخته ایم بسنده کنیم از قافله عقب می مانیم. پیشرفت علم و تکنولوژی در پنجاه سال اخیر چنان شتابی داشته است که میزان کشفیات و تغییرات علمی و فن آوری ها حیرت انگیز است. بین سال های ۱۰۰۰ و ۱۵۰۰ میلادی اگرچه ۵۰۰ سال گذشته است اما می توان گفت کسانی که دراین دو عصر زندگی می کرده اند اگر در مواجهه با هم قرار گیرند مشکل چندانی برای درک یکدیگر نخواهند داشت، اما امروز پدر بزرگ و نوه ای که پنجاه سال با هم اختلاف سن دارند حرف زیادی برای هم نخواهند داشت. این پدربزرگ حتی اگر شغلش رانندگی بوده باشد برای نوه ای که قرار است با خودروهای امروزی رانندگی کند چقدر می تواند توصیه داشته باشد؟ البته تفاوت بین نسل ها همیشه بوده اما این یک واقعیت است که در عصر حاضر به گسست منجر شده است.تا همین چند سال پیش که ما دبیرستانی بودیم نام وزارت «ارتباطات و فناوری اطلاعات»، وزارت «پست و تلگراف و تلفن» بود و حتی موقعی که دانش آموز دوره ی ابتدایی بودیم هنوز اختراع تلگراف به عنوان عامل تاثیر قابل توجهی در روابط بشری به ما تدریس می شد، اما آیا دانش آموزان امروزی اصلا می دانند تلگراف چه بوده است؟ فکس، ایمیل و پیامک جایگزین هایی هستند که آن روزها قابل پیش بینی یا قبل تصور نبودند.این یک واقعیت است که امروز نسبت به کودکی های ما فرداست. تعارض بین انتظارات دیروزی ما با وضع امروز بعید است از طریق بازگشت قوانین حل شود. پس این ما هستیم که باید با پذیرش تغییرات به حل تعارض کمک کنیم.ما کبک وار از اینترنت چشم می پوشیم و این دنیای مجازی را به رسمیت نمی شناسیم و تصور می کنیم اگر ما کاری به کارش نداشته باشیم او هم ما را رها خواهد کرد. اما تکنولوژی قافله را می برد و ما غافل می مانیم.اگر بترسیم و به بازسازی خود نکوشیم دوره ی بزرگ ماندنمان زودگذر می شود و زود پیر می شویم. برای اجتناب از این واقعه لازم است با اشتیاقی کودکانه به استقبال این پیشرفت ها بشتابیم.

منبع:

مجتمع فرهنگی آموزشی علامه طباطبایی/نشریه رهاورد : شماره ۳ (حمید رضا حضرتی)

باکس شناور "همچنین ببنید"

پس از اتمام پاییز

پس از اتمام پاییز

روزها، ماه ها، در پی هم می گذرند… در این فصل درختان لباسی به تن …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هجده − هفده =