خانه / تفرجگاه / لطیفه ها

لطیفه ها

حکایت اعرابی و قربانی

اعرابی در روز عید شتری قربانی کرده بود و در هر مجلسی که می‌رسید می‌گفت: من شتری در راه خدا قربانی کردم. به او گفتند: چه معنی دارد که هرجا می‌رسی ذکر قربانی شتر را می‌گویی، قربانی کردن در راه خدا که این همه گفتن ندارد! اعرابی گفت: سبحان‌الله! خدای …

بیشتر بخوانید »

بذله‌گویی

بذله‌گویی

«بذله‌گویی» از موارد رفتار خوب انسان است. به همین جهت در آداب دینی برای «بذله‌گویی» حدّ و مرزی مشخص شده که نباید از آن حدّ تجاوز کرد تا آثارش، مطلوب باشد. بنابراین، انسان باید مالک زبان خودش باشد و هنگام «بذله‌گویی»، مزاح و شوخی بُعد مثبت آن را در نظر …

بیشتر بخوانید »

فواید خنده

فواید خنده

خنده یک پاسخ فیزیولوژیک به شوخ طبعی می باشد. خنده جزئی از رفتار انسانی است که به وسیله مغز برای تنظیم احساسات تولید می‌شود. خنده از دو مولفه ژست ها و تولید اصوات تشکیل یافته است. در حین خنده  ۱۵عضله صورت منقبض می شوند. عضله اصلی گونه که لب بالا …

بیشتر بخوانید »

شادمانی ها (۶)

شادمانی ها شادمانی ها شادمانی ها شادمانی ها شادمانی ها شادمانی ها شادمانی ها شادمانی ها شادمانی ها شادمانی ها شادمانی ها شادمانی ها شادمانی ها شادمانی ها

سایه ی خدا گویند میرفندرسكی در سیاحتش به هند با یكی از پادشاهان هند كه او را ظل الله (سایه‌ی خداوند) لقب داده بودند دیدار كرد. پادشاه از او سئوالاتی كرد و پیوسته او را تشویق می‌نمود تا آنكه از وی پرسید شنیده‌ام پیامبر (ص) سایه‌ای نداشته. آیا این خبر …

بیشتر بخوانید »

اگر خدا هست، پس …؟

اگر خدا هست، پس ...؟

مردي براي اصلاح به آرايشگاه رفت و در بين كار، گفت‌وگوي جالبي بين آن‌ها در مورد خدا صورت گرفت. آرايشگر گفت: من باور نمي‌كنم كه خدا وجود داشته باشد. مشتري پرسيد: چرا؟ آرايشگر گفت: كافيست به خيابان بروي و ببيني، مگر مي‌شود با وجود خدايي مهربان، اين همه مريضي و …

بیشتر بخوانید »

دو برادر و یک نجار

دو برادر با هم در مزرعه‌ای که از پدرشان به ارث رسیده بود، زندگی می‌کردند. یک روز به خاطر سوء‌تفاهمی کوچک، با هم جرّ و بحث کردند. پس از چند هفته سکوت، اختلاف آن‌ها زیاد شد و از هم جدا شدند. یک روز صبح، در خانه برادر بزرگ‌تر به صدا …

بیشتر بخوانید »

نصایح سودمند

  “سعدی” شیرازی با نامِ کاملِ ابومحمّد مُشرف‌الدین مُصلح بن عبدالله بن مشرّف “سعدی”، شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری، حکایت‌هایی در گلستان و بوستان آورده‌است که نگرش و بینش او را نمایان می‌سازد. تخلّص او “سعدی” است که از نام؛ اتابک مظفرالدّین سعد پسر ابوبکر پسر سعد …

بیشتر بخوانید »

شادمانی ها (۳)

سفر شاهانه مظفـّّر الدّین شاه از سفر قم باز ‌گشت. درشكه‌اش خراب شد. مجبور شد با همراهان به كاروان سرایی بروند تا شب را آن جا بخوابند. مظفـّّر الدّین شاه خودش با عصا درب كاروان سرا را كوبید. دالان دار مسافرخانه از پشت درب گفت: كیه؟ مظفّر الدّین شاه گفت: …

بیشتر بخوانید »

۱۹۸ لطیفه

فریدون دوان دوان با خوشحالی به مادر گفت: ۲۰ گرفتم. مادر با شادی بوسیدش و گفت: آفرین از چه درسی؟ ۸ از حساب و ۷ از املا و ۵ از انشا. جمعا می شود ۲۰٫ یزدگرد سوم را چه كسی كشت؟ با گریه: آقاما نكشتیم. صفر بی ارزش: پس لطفا …

بیشتر بخوانید »