چهارشنبه , ۴ مرداد ۱۳۹۶
خانه / گلزار ادب / داستان

داستان

اکسیر جوانی

اولین اشتباه

باید به عرض شما برسانم؛ مشغول مطالعه كتابی در باره ترقیات، پیشرفت و توسعه علم داروسازی هستم. تا حالا تمام همكاران شما را ملاقات كرده ام. فقط شما باقی مانده بودید كه شما سرگرم آزمایش فوق العاده جالب توجّهی هستید… اختیار دارید. مهمُ نیست! خوب است بدانید بنده مشغول پروژه …

بیشتر بخوانید »

داستان کوتاه

داستان کوتاه گونه‌ای از ادبیات داستانی است که نسبت به رمان یا داستان بلند حجم کم‌تری دارد و نویسنده در آن برشی از زندگی یا حوادث را می‌نویسد درحالی که در داستان بلند یا رمان، نویسنده به جنبه‌های مختلف زندگی یک یا چند شخصیت می‌پردازد و دستش برای استفاده از …

بیشتر بخوانید »

۳ داستان کوتاه

داستان کوتاه داستانی است که نسبت به داستان بلند حجم کم‌تری دارد و در آن برشی از زندگی یا حوادث است. در داستان بلند نویسنده به جنبه‌های مختلف می‌پردازد و دستش برای استفاده از کلمات باز است، ولی در داستان کوتاه این طور نیست. به همین دلیل ایجاز در داستان …

بیشتر بخوانید »

نصایح لقمان

لُقمان، نام مردی حکیم که اصلش حبشی بوده و در روزگار داود پیغمبر(ع) می زیسته و در قرآن کریم نام وی آمده است:«وَ لَقَدْ آتَیْنا لُقْمانَ الْحِکْمَةَ أَنِ اشْکُرْ لِلّهِ وَ مَنْ یَشْکُرْ فَإِنَّما یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللّهَ غَنِیٌّ حَمیدٌ» [۱] ما به لقمان حکمت عطا نمودیم. …

بیشتر بخوانید »

دو برادر و یک نجار

دو برادر با هم در مزرعه‌ای که از پدرشان به ارث رسیده بود، زندگی می‌کردند. یک روز به خاطر سوء‌تفاهمی کوچک، با هم جرّ و بحث کردند. پس از چند هفته سکوت، اختلاف آن‌ها زیاد شد و از هم جدا شدند. یک روز صبح، در خانه برادر بزرگ‌تر به صدا …

بیشتر بخوانید »

امیدواری در طوفان

شبي يك كشتي بخار، در حالي كه دريا را مي‌پيمود، گرفتار طوفان شد. كشتي چنان تكان مي‌خورد كه همه‌ي مسافران بيدار شدند. آنان وحشت زده از طوفان تعادل خود را از دست داده بودند. برخي از آنان فرياد مي‌كشيدند و عده‌اي دعا مي‌كردند. دختر هشت ساله‌ي ناخداي كشتي نيز آن …

بیشتر بخوانید »

هدهد

خداوندا! به من چونان ملک و اقتدار عطا فرما که چنین موقعیتی بعد از من به هیچ کس دیگری دست ندهد: «هب لی ملکاً لاینبغی لاحد من بعدی» بنده شایسته و لایقی بود به گونه‌ای که عنایت ویژه حضرت احدیت را احراز نموده، این درخواست در شأن او به مرحله …

بیشتر بخوانید »

بهترين قصه ها

در سرزمین فدان آرام متولّد شد. وی  از پیامبران الهی و اولين پيامبر بني اسرائيل بود که مژده ی نبوّتش را در رؤیای خود، دربافت نمود. او فرزند یعقوب(ع) و راحیل بود. وی  یک برادر تنی به نام بنیامین و دَه برادر ناتنی داشت که به او حسادت ورزیدند. این …

بیشتر بخوانید »

تخم عقابی

هدف خاصّی و فقط برای این که به نوعی از آن محافظت کرده باشد در لانه مرغی گذاشت. عقاب با بقیه جوجه ها از تخم بیرون آمد و با آن‌ها بزرگ شد. در تمام زندگیش، او همان کارهایی را انجام داد که مرغ ها می کردند، برای پیدا کردن کرم ها …

بیشتر بخوانید »

قصّه‌ی ما …

اگر بخواهم برای خودم قصه بگویم، چه باید بگویم؟ من چه چیزهایی دوست دارم؟ حتماً شما هم دوست دارید قصه‌ای كه برای خودم می‌گویم، بشنوید. راستی تا حالا شما هم برای خودتان قصه گفته‌اید؟ نمی‌دانم. من هم تا حالا این كار را نكرده‌ام. این اولین بار است. فقط می‌ترسم قصه‌ام …

بیشتر بخوانید »