شنبه , ۲۷ آبان ۱۳۹۶
خانه / گلزار ادب / داستان

داستان

هفت داستان کوتاه از پیامبر (ص)

ویژگی های پیامبر(ص): سخن گفتن درباره ی ویژگی های اخلاقی پیامبر(ص) بسی دشوار است که زبان از گفتن آن قاصر و قلم از بیان آن عاجز است. اما از باب این که: آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید به نگارش ذرّه ای از اقیانوس …

بیشتر بخوانید »

یاد خدا

نیمه‏ های شب بود كه اویس پس از یك سجده طولانی سر را به سوی آسمان بلند كرد و ستاره‏ های درخشان را از نظر گذراند. شاید ستاره‏ ها نیز او را می نگریستند و نیایش ‏های او را می ستودند. همه، آوازه او را در عبادت شنیده بودند و …

بیشتر بخوانید »

سقراط

بنیان گزار فلسفهٔ غرب

روزی سقراط، مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثر است. علت ناراحتیش را پرسید، پاسخ داد: در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم. سلام کردم، جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذشت و رفت و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم.” سقراط …

بیشتر بخوانید »

«داستان خدا»

مورگان فریمن

مجموعۀ مستند شش قسمتی «داستان خدا» می‌کوشد، نشان دهد فرهنگ‌های مختلف در اقصا نقاط جهان چگونه به «امر قدسی» و «امر الهی» می‌نگرند و هر فرهنگی چه درکی از مفهوم خداوند دارد. هرچند مرزهای جغرافیا و فرهنگ و تمدن انسان ها را از یکدیگر جدا می کنند اما تمام نژادها …

بیشتر بخوانید »

به خاطر آبرو

به خاطر آبرو، حفظ عفت به خاطر آبرو، حفظ عفت به خاطر آبرو، حفظ عفت به خاطر آبرو، حفظ عفت به خاطر آبرو، حفظ عفت به خاطر آبرو، حفظ عفت به خاطر آبرو، حفظ عفت

در بصره مردی خروج کرد. گروهی از زنگیان و مردم اوباش و بی دین زیر پرچمش گرد آمدند. وی جان و مال مردم بصره را به زنگیان بخشید. در این هنگام آن گروه از زنگیان به شهر هجوم بردند.  دختری علوی از اهالی بصره را گرفتند. خواستند تعدّی به عفتش …

بیشتر بخوانید »

مهارت “نه” گفتن

قدرت “نه” گفتن

مهارت “نه” گفتن به خواسته‎های غیرمنطقی دیگران می‎تواند از بسیاری از آسیب‎های جدی جلوگیری کند. در مورد نه گفتن به خواسته‎های غیرمنطقی دیگران، باید این گونه عنوان کرد: متاسفانه بسیاری از افراد جامعه مهارت لازم برای نه گفتن در قبال خواسته‌های غیرمنطقی دیگران را ندارند و از این رو همواره …

بیشتر بخوانید »

گاهی، تنها یک دعا …

یک دعا ...

همین كه پا به درون صحن امام زاده گذاشت، اذان مغرب از بلندگوی امام زاده پخش شد. از این كه به موقع برای نماز جماعت رسیده بود ته دلش خوشحال بود. دست خود را بر روی سینه گذاشت و سلامی به امام زاده عرض كرد و به سوی وضوخانه رفت. …

بیشتر بخوانید »

بال پرواز

بال پرواز

شخصی یك پیله ابریشم پیدا كرد، برایش جالب بود و دوست داشت ببیند چگونه یك پیله به پروانه تبدیل می‌شود. او نشست و ساعت‌ها از سوراخ كوچك پیله، پروانه را تماشا كرد كه چه طور با بدن ضعیفش تلاش می‌كند تا از پیله خارج شود. آن‌گاه كه تقلای پروانه متوقف …

بیشتر بخوانید »

رسیدیم

سه تا مرد مست سوار تاکسی شدن. در رو که بستن، راننده دید خیلی مستن، سریع ماشین رو روشن کرد، بعد زود خاموش کرد گفت: مسافران عزیز رسیدیم به مقصد! مرد اول: پول می ده پیاده می شه. مرد دوم: نه تنها پول می ده بلکه تشکر هم می کنه! …

بیشتر بخوانید »

آقای رمان ایران

آقای رمان ایران

آقای رمان ایران، در سال ۱۳۱۹ در دولت آباد بیهق متولد شد و در خانواده ای روستایی بزرگ شد. کودکی اش در روستا سپری شد تا زمانی که برای تحصیل به دولت آباد رفت و هم زمان به کفاشی، سلمانی و کارگری در کارخانه پرداخت. در ۲۰ سالگی به تهران …

بیشتر بخوانید »