خانه / گلزار ادب / داستان

داستان

شنیدنی‌های جذّاب

شنیدنی‌های جذّاب

دختر کوچولو وارد فروشگاه شد. کاغذی را به فروشنده داد و گفت: «مامانم گفته: لطفاً چیزهایی که در این لیست نوشته‌شده را به من بدهید، این هم پولش.» فروشنده کاغذ را گرفت و لیست نوشته‌شده را فراهم کرد و به دختربچه داد. بعد لبخندی زد و گفت: «چون دختر خوبی …

بیشتر بخوانید »

همه چیز

همه چیز

دیوانه‌ای به نیشابور می‌رفت. دشتی دید فراخ که در آن گاو بسیار می‌چرید. پرسید که این گاوها مال کیست؟ گفتند: مال عمید نیشابور. ازآنجا گذشت صحرایی دید پر از اسب. گفت: این اسب‌ها از آن کیست؟ گفتند از آن عمید نیشابور. باز به‌جایی رسید با رمه‌ها و گوسفندهای بسیار. پرسید …

بیشتر بخوانید »

ﻃﻤﻊ

طمع

گرگ ﺩﺭ ﺩﺍﻣﻨﻪ ﮐﻮه ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻏﺎﺭی ﺷﺪ ﮐﻪ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻋﺒﻮﺭ می‌کردند. ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺷﺪ ﻭ گفت: ﺍﮔﺮ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻏﺎﺭ ﮐﻤﯿﻦ ﮐﻨم، می‌توانم ﺻﯿﺪ خوبی داشته باشم. ﺑﺪﯾﻦ ﺳﺒﺐ، ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺧﺮﻭﺟﯽ ﻏﺎﺭ ﮐﻤﯿن ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺭﺍ ﺷﮑﺎﺭ ﮐﻨﺪ. ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻝ، ﯾﮏ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺁﻣﺪ. ﮔﺮﮒ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ …

بیشتر بخوانید »

رساله دلگشا

رساله دلگشا

عبید زاکانی از شعرا و نویسندگان قرن هشتم، معاصر سلاطین اینجو و آل جلایر است. (۱) با حافظ شیرازی، سراج‌الدین قمری و سلمان ساوجی معاصر و ملقب به‌نظام الدّین از صاحبان صدور خاندان زاکان قزوین که خود را عبیداللّه زاکانی نامیده: گر کنی با دگران جور و جفا/با عبیدالله زاکانی …

بیشتر بخوانید »

حکیمی از حبشه

لقمان

 حضرت لُقْمَان (ع) از حکمای راستین و بزرگ تاریخ است که نامش در قرآن دو بار باعظمت یادشده و یک سوره به نام او است. (۱) خداوند در این سوره ضمن پنج آیه که حضرت لقمان (ع) فرزندش را با ده اندرز بسیار مهم و سرنوشت‌ساز نصیحت کرده، از او …

بیشتر بخوانید »

مژده جِبْرَئیل

حیات

سراسر «مدینه» را اضطراب، فراگرفته بود. یاران پیامبر (ص) دور خانه پیامبر (ص) گردآمده بودند تا از حال پیامبر (ص) آگاه شوند. گزارش‌هایی از داخل خانه می‌رسید و هر نوع امیدی را از بین می‌برد. گروهی از یاران پیامبر (ص)، علاقه‌مند شدند که از نزدیک ایشان را زیارت کنند، ولی …

بیشتر بخوانید »

جوامع الحکایات

جوامع الحکایات و لوامع الروایات

مردم پول‌های خود را به‌عنوان امانت نزد بازرگانی در دمشق می‌گذاشتند. کسب‌وکار بازرگان بالا گرفت و با این عنوان نفوذ فوق‌العاده‌ای پیدا كرد، ولی او فریب شیطان را خورد و به امانت خیانت كرد. مردم از خیانت او باخبر شدند. به‌گونه‌ای كه برای تأمین هزینه زندگی، گرفتار وام‌های بسیار گردید …

بیشتر بخوانید »

حَلَّاجْ

حَلَّاجْ

هرگاه کسی بر سر لاف‌زنی و خودستایی برآید از باب تعریض و کنایه در جوابش می‌گویند: «ببینیم چند مرده حَلّاجی» و یا به‌اصطلاح دیگر: «باید دید چند مرده حَلّاجی» یعنی باید دید که در انجام کار تا چه اندازه موفق خواهی بود. (۱) عبارت چند مرده حَلَّاجْ بودن کنایه از …

بیشتر بخوانید »

شکر

شکر

تشکر (تَ شَ کُّ: Thanks) در لغت به معناى تصور نعمت در ذهن و اظهار آن در گفتار و کردار، امتنان، سپاس، سپاس‌داری، سپاس‌گزاری، قدردانی، شکر کردن، سپاس‌گذاری کردن، سپاس داشتن، ضدّ ناسپاسی، حق‌ناشناسی است. در اصطلاح قرآنی ایمان در بردارنده شکر است. در روابط اجتماعی نیز شکر یک شاخص …

بیشتر بخوانید »

قهرمان کربلا

قهرمان کربلا

حضرت زَینب کبری (س) مادر شهیدی است که عزیزانش را درراه خدا داد، میلیون‌ها انسان، میلیون‌ها چشم، با تحسین به او نگاه می‌کنند و جامعه او را در اوج افتخار می‌نشاند. (۱) آن‌کسی که بیش از همه درس تحمّل و بردباری را آموخت و بیش از همه، این پرتو حسینی …

بیشتر بخوانید »