یکشنبه , ۲ مهر ۱۳۹۶
خانه / گلزار ادب / دل نوشته ها

دل نوشته ها

دست های نیازمند

دست های نیازمند دست های نیازمند دست های نیازمند دست های نیازمند دست های نیازمند دست های نیازمند دست های نیازمند دست های نیازمند

شاخه های خشک جانم، طراوتی دوباره می خواهد. پاییز، در برگرفته مرا و این روح سردسیر، بیگانه و رها در برهوت تنهایی خویشتن است. من بازیچه ای شده ام بر سر انگشتان مکر و گمراهی، چون گویی سرگردان چرخ می خورم و چرخ می خورم. از تاریکی می هراسم و …

بیشتر بخوانید »

گاهی، تنها یک دعا …

یک دعا ...

همین كه پا به درون صحن امام زاده گذاشت، اذان مغرب از بلندگوی امام زاده پخش شد. از این كه به موقع برای نماز جماعت رسیده بود ته دلش خوشحال بود. دست خود را بر روی سینه گذاشت و سلامی به امام زاده عرض كرد و به سوی وضوخانه رفت. …

بیشتر بخوانید »

سلام بر شكوفه سنگ‌ها

سلام بر شكوفه سنگ‌ها

اسمِ فلسطين سراپا مي‌تكاندم. از غبار ماندگي خالي مي‌شوم. از خاك تيره بي‌عاري و دود در خود تنيدگي. عشق به فلسطين، مثل صبح بين‌الطلوعين، دل‌انگيز و جان شكار است. فلسطين مثل آفتاب، بي‌آلايش است و مثل درخت، سرشار آرامش. رو در روي قدس مي‌نشينم كه آيينه‌ي خلود است و به …

بیشتر بخوانید »

زنگ خاطرات شیرین

خاطرات شیرین

آمده ام تا دفترم را از هر خاطره ایی که برای بزرگ بودن لازم است، پر کنم. دوباره آمده ام تا سر بگذارم بر شانه های دفترم و با درخت ها و گنجشک ها به خواب بروم. چه ساعاتی که زنگ انشایم پر می شد از کلماتی به رنگ توصیف …

بیشتر بخوانید »

زائر کوی دوست

زائر کوی دوست

چه اشتياقي دارد زائر براي پيوستن به شما … دلش پر مي‌کشد اما پايش نمي‌رود … نگاه مي‌کند به آن همه عظمت و مي‌گويد: خداوندا به من اجازه مي‌دهي پا پيش گذارم؟ يا رسول الله اجازه مي دهي؟ اجازه مي دهند ملائک؟ و قلبش مطمئن است از جواب اجازه و …

بیشتر بخوانید »

جوانی

  جواني نيز مانند پاك‌ترين و بهترين عشق‌ها سرانجامي ندارد.(گوته) جواني؛ ستاره‌اي است كه فقط يك‌بار در آسمان عمر طلوع مي‌كند.(روبرت) فرزند؛ بزرگ‌ترين دلخوشي ايام پيري است، امّا خيلي زود سبب پير شدن مي‌شود.(كوفمان) از سولون، فيلسوف آتن، ‌پرسيدند: راز نيرومندي و جوان ماندن چيست؟ جواب داد: راز جواني من …

بیشتر بخوانید »

انا المهدي

منم ابراهيم؛ آن‌گاه كه آتش به او پناه برد. منم اسماعيل؛ كعبه از من برافراشت و زمزم به پاي من مي‌ريزد. برادرم عيسي است آن‌گاه كه به آسمان مي‌رفت. شكيبايي ايوب، مشق يك شب او بود، از درس انتظار من. موسي، از نيل نمي‌گذشت، اگر وام خود به من نمي‌پرداخت. …

بیشتر بخوانید »

امیدواری در طوفان

شبي يك كشتي بخار، در حالي كه دريا را مي‌پيمود، گرفتار طوفان شد. كشتي چنان تكان مي‌خورد كه همه‌ي مسافران بيدار شدند. آنان وحشت زده از طوفان تعادل خود را از دست داده بودند. برخي از آنان فرياد مي‌كشيدند و عده‌اي دعا مي‌كردند. دختر هشت ساله‌ي ناخداي كشتي نيز آن …

بیشتر بخوانید »

اولین شهید عدالت در محراب عبادت

خورشید محبّت حضرت علی علیه السّلام دل های عاشقان فضیلت را روشن ساخته است. هر دلی، خانه ی موّدت اوست. هر جان روشنی، فروغ دوستی او را چراغ راه قرار می دهد. ولای امیرالمؤمنین امام علی (ع)، کیمیای دگرگونه ساز دل ها و زندگی هاست. آفتاب مهر امام علی (ع)، از …

بیشتر بخوانید »