شعر

گلِ خوبی

گلِ خوبی

دشت‌ها آلوده‌ست در لجن‌زار گل لاله نخواهد روييد.   در هوای عفن آواز پرستو به چه‌کارت آيد؟   فكر نان بايد كرد و هوایی كه در آن نفسی تازه كنيم.   گل گندم خوب است گلِ خوبی زيباست   ای‌دریغا كه همه مزرعه‌ی دل‌ها را علف هرزه‌ی كين پوشانده‌ست!   …

بیشتر بخوانید »

پاییز جان

پاییز

پاییز جان حالا که تنها چند روزِ دیگر مهمان هستی… باید بگویم… تو تقصیری نداشتی… خیلی چیزها را خراب کردیم… ساده و حواس‌پرت بودیم، آنجا که باید وا نمی دادیم، وادادیم… آنجا که باید رها می‌کردیم، سخت گرفتیم… در لحظه زندگی کردن را بلد نبودیم… امروز را در دیروز گذراندیم …

بیشتر بخوانید »

آن روزها

آن روزها

ما گشته‌ایم، نیست، تو هم جستجو مکن آن روزها گذشت، دگر آرزو مکن دیگر سراغ خاطره‌های مرا مگیر خاکستر گداخته را زیرورو مکن در چشم دیگران منشین در کنار من ما را در این مقایسه بی‌آبرو مکن راز من است غنچه‌ی لب‌های سرخ تو راز مرا برای کسی بازگو مکن …

بیشتر بخوانید »

پادشاه فصل‌ها

پادشاه فصل‌ها

پاییز را دوست دارم چون فصل مهربانی است اصلاً آن‌قدر مهربان است که با مهر می‌آید با باران می‌ماند با آذر می‌رود وقت رفتنش دل ما هم از نگرانی، آذر می‌گیرد آخ که اگر سرمای دی به دادش نمی‌رسید چیزی جز خاکستر از این‌همه عاشقانه برجا نمی‌ماند جنگل‌های قرمز و …

بیشتر بخوانید »

معلم‌

معلم‌

معلم‌ها دودسته‌اند: آرایش‌گران و پیرایش‌گران. آرایش‌گران بر تو می‌افزایند؛ بر دانشِ تو، بر معلوماتت، حتی بر اخلاق و تربیت و فضیلت‌ها و استعدادهایت. پیرایش‌گران از تو کم می‌کنند. از بارِ خرافات تو. از بارِکلیشه‌ها و عادت‌هایت. از فشارِ رسومِ مزخرفِ جامعه ساخته‌ات؛ و از هر آن چه که تو را …

بیشتر بخوانید »

راز نهانی

راز نهانی

بر تیر نگاه تو دلم سینه سپر کرد تیر آمد و از این سپر و سینه گذر کرد چشم تو به زیبایی خودشیفته‌تر شد همچون گل نرگس که در آیینه نظر کرد با عشق بگو سربه‌سر دل نگذارد طفلی دلکم را غم تو دست‌به‌سر کرد گفتیم دمی با غمِ تو …

بیشتر بخوانید »

باغ بی‌برگی

باغ بی‌برگی

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش ابر با آن پوستینش سرد نمناکش باغ بی‌برگی روز و شب تنهاست با سکوت پاک غمناکش ساز او باران سرودش باد جامه‌اش شولای عریانی ست ور جز اینش جامه‌ای باید بافته بس شعله‌ی زر تار پودش باد   گو بروید یا نروید هرچه در …

بیشتر بخوانید »

سرحلقه رندان

سرحلقه رندان

بیا با ما مَوَرز این کینه‌داری که حقّ صحبت دیرینه داری نصیحت‌گوش‌کن کاین در بسی به از آن گوهر که در گنجینه‌داری ولیکن کی نمایی رخ به رندان تو کز خورشید و مه آیینه داری بد رندان مگو ای شیخ و هش دار که با حکم خدایی کینه‌داری نمی‌ترسی ز …

بیشتر بخوانید »

ثارالله

بار بگشایید، اینجا کربلاست آب‌وخاکش با دل‌وجان آشناست بر مشام جان رسد بوی بهشت به‌به از این تربت مینوِسرشت کربلا،‌ ای آفرینش را هدف قبله‌گاه عاشقان از هر طرف طور عشق است و مطاف انبیا نور حق اینجاست،‌ ای موسی بیا جسم را احیا اگر عیسی کند جان و تن …

بیشتر بخوانید »

رهبر عشق

رهبر عشق

باز در خاطره‌ها، یاد تو ای رهرو عشق شعله سرکش آزادگی افروخته است یک جهان، بر تو و بر همّت و مردانگی‌ات از سر شوق و طلب، دیده جان دوخته است نقش پیکار تو، در صفحه تاریخ جهان می‌درخشد، چو فروغ سحر از ساحل شب پرتواش بر همه‌کس تابد و …

بیشتر بخوانید »