جمعه , ۱ تیر ۱۳۹۷

شعر

فرستاده خدا

پیامبر(ص) فرستاده خدا

بی تردید حضرت محمد(ص) آئينه ي تمام نماي جمال و جلال خداوند ذوالجلال و شخصیّتی جهانی است که به هیچ قوم و ملّتی تعلّق ندارد. محمد(ص)، فرستاده و پیامبر من، امین، بزرگوار، رازدار و برگزیده من و پاك ترین و ناب ترین در پیشگاه من، عزیز و دوست من، برترین …

بیشتر بخوانید »

بگذشت مه روزه

عید

بگذشت مه روزه عید آمد و عید آمد بگذشت شب هجران معشوق پدید آمد آن صبح چو صادق شد عذرای تو وامق شد معشوق تو عاشق شد شیخ تو مرید آمد شد جنگ و نظر آمد شد زهر و شکر آمد شد سنگ و گهر آمد شد قفل و کلید …

بیشتر بخوانید »

شب سرنوشت

شب‌های قَدْر

شب قَدْر بهترین شب شب نزول قرآن قَدر (قَ دَ) [ع](اِ): سرنوشت، تقدیر. توانایی، قَدْرت. قَدْر، نام سوره ۹۷ قرآنست كه از سوره های مكّي مي باشد و ۵ آيه دارد. (قَ) [ع](اِ): اندازه چیزی. توانگری، توانایی. ارزش، اعتبار. قَدْر، قَدْر(ارزش، مقام، اندازه و مقدار)، برابر، طاقت و قوّه، حرمت …

بیشتر بخوانید »

خالْ‌کوب

خال کوب

برای خالْ‌کوبی در پشتش پیش خالْ‌کوب رفت.(۱) با غرور می گوید: «دلّاك!… وسايلت را بياور و روي كتف و کمرم خالْ‌کوبی كن!»(۲) خالْ‌کوب گفت: «چشم! چه نقشي مي‌خواهي؟» لباس‌هاش را بيرون آورد و باغُرور گفت: «مي‌خواهم نقش يك شير قوي هيكل را كه غرش‌كنان در حال حمله است؛ پشت من …

بیشتر بخوانید »

رجعت

رجعت

پاک ترین لحظه  ها وقتی است که دلم هوایت می کند! دل من، کنون هوای تو را کرده است آیا نمی خواهی بازگردی ازین فاصله ها؟!؟ از این قلب کوچکم در قفس تن… غم، دانه دانه می افتد روی صورتم… شور است طعم نبودنت…! دلم تنگ شده برای آن لحظه …

بیشتر بخوانید »

انتظار

انتظار

نه دسترسی به یار دارم نه طاقت انتظار دارم هر جور که از تو بر من آید از گردش روزگار دارم در دل غم تو کنم خزینه گر یک دل و گر هزار دارم این خسته دلم چو موی باریک از زلف تو یادگار دارم من کانده تو کشیده باشم …

بیشتر بخوانید »

استادِ سخن

استادِ سخن

نام‌آورترین سراینده شعر پارسی و سرآمدترین نویسنده نثر پارسی در گستره‌ایی زمانی، به وسعت تمام تاریخ با لقب های: پادشاهِ سخن، استادِ سخن، شیخِ اجلّ  افصح‌المتکلمین، ابومحمّد مُشرف‌الدّین مُصلح بن عبدالله بن مشرّف سعدی شیرازی است. آوازهٔ او بیش تر به‌خاطر نظم و نثر آهنگین، گیرا و قوی اوست. جایگاهش …

بیشتر بخوانید »

به دنبال جوانی

گم کردم جوانی را

جوانی دوره‌ای از زندگی است که نه کودکیست و نه بزرگسالی، بلکه جایی میانِ این دو است. جوانی یک مستی دائم است. جوانی موضوعی برخواسته از گونه هایی سرخ و لب هاییی قرمز و زانوانی پّرنرمش نیست. جوانی پدیده ای بر خواسته از اراده و کیفیتی ناشی از تخیّل و …

بیشتر بخوانید »

نسیم

نسیم

بهار آمد که هر ساعت رود خاطر به بستانی به غلغل در سماع آیند هر مرغی به دستانی دم عیسیست پنداری نسیم باد نوروزی که خاک مرده باز آید در او روحی و ریحانی به جولان و خرامیدن در آمد سرو بستانی تو نیز ای سرو روحانی بکن یک بار …

بیشتر بخوانید »

تشرّف سرخ

حسین آمد و …

سرور آزادگان جهان، ریحانه باغ رسالت، سیّدجوانان اهل بهشت، یکی از دو گوشواره عرش خدا، حضرت اباعبدالله، خاصّ آل عبا، سیّد الشّهداء، سبط النّبی، امام حسین(ع) که نامش یادآور قیام سرخ اوست و همیشه زینت بخش تاریخ است، قیامی که آموزشگاه ایثار و فداکاری است، ۳شعبان، در مدینةالنّبی، چشم به …

بیشتر بخوانید »