دوشنبه , ۳۰ مهر ۱۳۹۷

شعر

دل نوشته‌های اربعین

غوغای دل

اگر در میهمانی اربعین حاضر شوی، دیگر برایت خیلی سخت می‌شود؛ چون حسّ می‌کنی، تنها در اربعین است که … می شود فاطمه پریشانش، می رسد دست او به دامانش، می شود سفره دل حسینی ها گشوده، مشك های پر اشك سقا، می گردد به دنبال جان های تشنه و …

بیشتر بخوانید »

شبت خوش باد

شبت خوش باد

کجايي؟ اي ز جان خوش تر، شبت خوش باد، من رفتم بيا در من خوشي بنگر، شبت خوش باد من رفتم نگارا، بر سر کويت دلم را هيچ اگر بيني ز من دل خسته ياد آور، شبت خوش باد من رفتم ز من چون مهر بگسستي، خوشي در خانه بنشستي …

بیشتر بخوانید »

سهراب سپهری

دشت هایی چه فراخ کوه هایی چه بلند در گلستانه چه بوی علفی می آمد؟ من دراین آبادی پی چیزی می گشتم پی خوابی شاید پی نوری ‚ ریگی ‚ لبخندی پشت تبریزی ها غفلت پاکی بود که صدایم می زد پای نی زاری ماندم باد می آمد گوش دادم …

بیشتر بخوانید »

گردش پرگار

حافظ ...

بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت و اندر آن برگ و نوا خوش ناله‌های زار داشت گفتمش در عین وصل این ناله و فریاد چیست گفت ما را جلوه معشوق در این کار داشت یار اگر ننشست با ما نیست جای اعتراض پادشاهی کامران بود از گدایی عار …

بیشتر بخوانید »

روایتی و درایتی

برنامه ریزی

نیك بنگر از همان آغاز كار چیست نقشه، چیست چشم‌انداز كار طرح تو با كار معنا می‌شود عیب و حسن آن هویدا می‌شود گر چه باشد طرح‌هایت نو به نو از زمان هرگز ولی غافل مشو نقشه‌ها را عرضه بر تقویم كن طرح خود را بر زمان تقسیم كن طرح …

بیشتر بخوانید »

صنعان

عطار نیشابوری

شيخ فریدالدین ابوحامد محمدبن ابوبکر ابراهیم بن اسحق عطّار کدکنى نیشابوری از اَعاظِم عُرَفاء و شعراي صوفي مسلك ايران است. كتب متعددي به نثر و به نظم از وي بيادگار مانده است كه از آن جمله اند: تذكرة الاولياء، الهي نامه، اسرارنامه، مصيبت نامه، خسرونامه، جواهرنامه، مختارنامه، منطِقُ‌الطَّیر، ديوان قصايد …

بیشتر بخوانید »

کجایید ای شهیدان خدایی

مولانا

مولانا جلال‌الدّین محمّد بلخی مشهور به مَولَوِی شاعر بزرگ قرن هفتم هجری قمری، سال ۶۰۴هجری قمری در بلخ زاده شد.(۱) پدر وی بهاءالدّین که از علما و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که بین او و سلطان محمد خوارزمشاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و …

بیشتر بخوانید »

دَفتَرِ مَشق

دفترخط خورده ی مشق

یاد آن روزی که ما هم «آب، بابا» داشتیم دفترخط خورده ی مشق الفبا داشتیم سفره ای هرچند ساده دل خوشی ها داشتیم زندگی یک ده ریالی بود در دست پدر پول توجیبی که نه انگار دنیا داشتیم

بیشتر بخوانید »

مکن ای صبح طلوع

مکن ای صبح طلوع

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است/عصر فردا بدنش زیر سم اسبان است. مکن ای صبح طلوع شب قتل است یک امشب که حسین مهمان است/غمش امشب همه از تشنگی طفلان است. مکن ای صبح طلوع جامه ای صبح مزن چاک مده جولان را/هست مهمان شه دین امشب و …

بیشتر بخوانید »

مسافر مجنون

رفتم و بیشم نبود روی اقامت وعده دیدار گو بمان به قیامت گر تو قیامت به وعده دور نخواهی یک نظرم جلوه کن بدان قد و قامت بانگ اذان است و چشم مست تو بینم در خم محراب ابروان به امامت قصر نمازت چه ای مسافر مجنون کعبه لیلی است …

بیشتر بخوانید »