شعر

ثارالله

بار بگشایید، اینجا کربلاست آب‌وخاکش با دل‌وجان آشناست بر مشام جان رسد بوی بهشت به‌به از این تربت مینوِسرشت کربلا،‌ ای آفرینش را هدف قبله‌گاه عاشقان از هر طرف طور عشق است و مطاف انبیا نور حق اینجاست،‌ ای موسی بیا جسم را احیا اگر عیسی کند جان و تن …

بیشتر بخوانید »

رهبر عشق

رهبر عشق

باز در خاطره‌ها، یاد تو ای رهرو عشق شعله سرکش آزادگی افروخته است یک جهان، بر تو و بر همّت و مردانگی‌ات از سر شوق و طلب، دیده جان دوخته است نقش پیکار تو، در صفحه تاریخ جهان می‌درخشد، چو فروغ سحر از ساحل شب پرتواش بر همه‌کس تابد و …

بیشتر بخوانید »

معلم‌

معلم‌

معلم‌ها دودسته‌اند: آرایش‌گران و پیرایش‌گران. آرایش‌گران بر تو می‌افزایند؛ بر دانشِ تو، بر معلوماتت، حتی بر اخلاق و تربیت و فضیلت‌ها و استعدادهایت. پیرایش‌گران از تو کم می‌کنند. از بارِ خرافات تو. از بارِکلیشه‌ها و عادت‌هایت. از فشارِ رسومِ مزخرفِ جامعه ساخته‌ات؛ و از هر آن چه که تو را …

بیشتر بخوانید »

سرحلقه رندان

سرحلقه رندان

بیا با ما مَوَرز این کینه‌داری که حقّ صحبت دیرینه داری نصیحت‌گوش‌کن کاین در بسی به از آن گوهر که در گنجینه‌داری ولیکن کی نمایی رخ به رندان تو کز خورشید و مه آیینه داری بد رندان مگو ای شیخ و هش دار که با حکم خدایی کینه‌داری نمی‌ترسی ز …

بیشتر بخوانید »

مُلای روم

مُلای روم

مُلَّای روم  نامش محمّد و لقبش در دوران حیات جَلال‌ُالدِّین و از قرن نهم مَولَوِی (Mowlavi) از عرفا و شاعران، متولّد ۵۸۶ بوده است. (۱) پدر او بَهاءالدِّین با لقب سلطان العُلماء از بزرگان عرفا بوده که در عرفان سابقه‌ای دیرین داشته است. وی در ۱۳ سالگی به همراه پدر …

بیشتر بخوانید »

جانان

جانان

یا ربّ مباد کز پا، جانان من بیفتد درد و بلای او کاش، بر جان من بیفتد من چون ز پا بیفتم، درمان درد من اوست درد آن بود که از پا، درمان من بیفتد یک‌عمر گریه کردم، ای آسمان روا نیست دردانه‌ام ز چشمِ، گریان من بیفتد ماهم به …

بیشتر بخوانید »

حضور خدا

خدا

شیطان توان وسوسه کردن بنده‌ای را ندارد، جز آنکه‌ او را از یاد و ذکر خدا اعراض دهد و فرمانش را سبک شمرد و به نافرمانیش روی آورد و آگاهی خدا از اسرارش را فراموش کند. هرگاه شیطان وسوسه‌ات می‌کند تا از راه‌ حق گمراهت کند و خدا را از …

بیشتر بخوانید »

خانواده آسمانی

خانواده آسمانی

دیدم که به عرش شور و شوقی بر پاست برپا گر این بزم شعف ذات خداست گفتم به خرد چه اتفاق افتاده گفتا که عروسی علی و زهرا است گروهی در مسجد از هر دری سخن می گفتند. [۱] در این بین سخن از دختر پیامبر (ص) به میان آمد. …

بیشتر بخوانید »

یارِعزیز

یارِعزیز

پارسایی را دیدم برکنار دریا که زخم پلنگ داشت و به هیچ دارو به نمی‌شد. مدت‌ها در آن رنجور بود و شکر خدای عزّوجلّ علی‌الدوام گفتی. پرسیدندش که شکر چه می‌گویی؟ گفت: شکر آن‌که به مصیبتی گرفتارم نه به معصیتی. گر مرا زار بکشتن دهد آن یار عزیز تانگویی که …

بیشتر بخوانید »

پندهایِ دل‌نشین

پندهایِ دل‌نشین

پندهایِ دل‌نشین سعدی، مایه گرفته از معارف قرآن و حدیث است و همواره نقش زرین خاطر پندآموزان، و زبان فصیح و صریح او، رازگشای گنجینه‌های معانی برای دل‌های جوینده و مشتاق بوده است. (رهبر انقلاب ۱۳۶۳/۹/۴) سعدی یک بوستان دارد که بهترین اثر هنری او است. گلستان بعد از بوستان …

بیشتر بخوانید »