یکشنبه , ۲ مهر ۱۳۹۶

شعر

محرّم

محرّم

محرّم، نام نخستین ماه از ماه های دوازده گانه قمری است. علّت نام گذاری این ماه به محرّم آن بود که در زمان جاهلیّت، جنگ در این ماه را حرام می دانستند و روز اول محرّم را اول سال قمری قرار می دادند. بنی امیه در سال ۶۱هجری، با ریختن …

بیشتر بخوانید »

بوی ماه مهر

بوی ماه مهر

باز آمد بوی ماه مدرسه بوی بازی های راه مدرسه بوی ماه مهر ماه مهربان بوی خورشید پگاه مدرسه از میان کوچه های خستگی می گریزم در پناه مدرسه باز می بینم ز شوق بچه ها اشتیاقی در نگاه مدرسه زنگ تفریح و هیاهوی نشاط خنده های قاه قاه مدرسه …

بیشتر بخوانید »

حضرت پاییز …

پاییز می‌رسد که مرا مبتلا کند

پاییز می‌رسد که مرا مبتلا کند با رنگ‌های تازه مرا آشنا کند پاییز می‌رسد که همانند سال پیش خود را دوباره در دل قالیچه جا کند او می‌رسد که از پس نه ماه انتظار راز درخت باغچه را برملا کند او قول داده است که امسال از سفر اندوه‌های تازه …

بیشتر بخوانید »

برون در چه کردی؟ …

برون در چه کردی؟ ...

ز دو دیده خون فشانم، ز غمت شب جدایی چه کنم؟ که هست این ها گل خیر آشنایی همه شب نهاده‌ام سر، چو سگان، بر آستانت که رقیب در نیاید به بهانهٔ گدایی مژه‌ها و چشم یارم به نظر چنان نماید که میان سنبلستان چرد آهوی ختایی در گلستان چشمم …

بیشتر بخوانید »

به یاد امیر

GHADIR

شعر پاره‌ای از پیکره باشکوه غدیر و میوه آن درخت پرشکوفه ولایت بوده و هست. غدیر با زمزمه ی موزون شعر، شکوه ارزش‌های دینی را از دل ها به زبان ها جاری می سازد. مکتب ما، مکتب ارزش هاست و این ارزش ها در آسمان شعر به جلوه‌های گوناگون پدیدار …

بیشتر بخوانید »

شعر غدیر

شعر غدیر

از غدیر خم علی را نیست خوشتر کان امام تاج عزت بر سر از دست پیمبر می زند وه از آن روز همایون، وه ازین عید سعید کز فضیلت طعنه بر اعیاد دیگر می زند در غدیر خم که جای النقطاع پلده هاست کشتی وحی الهی باز انگر می زند …

بیشتر بخوانید »

یک قطره لبخند

مرا دریاب با یک قطره لبخند

با سلامی دیگر به همه آن‌هایی که تو را می‌خوانند   با تو خواهم گفت بر من چه گذشته‌ست رفیق که دگر فرصت دیدار شما نیست مرا نوبت من چو رسید رخصت یک‌ دم دیگر چو نبود مهربانی آمد؛ دفتر بودنِ در بین شما را آورد نام من را خط …

بیشتر بخوانید »

مکتب آزادگی

امام حسین(ع) بزرگمرد مکتب آزادگی و جوانمردی

۸ ذيحجة، خروج حضت امام حسين(ع) بزرگ مرد مکتب آزادگی و جوانمردی از مكّه معظّمه، پایگاه اطلاع رسانی یاران امین   باز در خاطره‌ها، یاد تو ای رهرو عشق شعله‌ی سرکش آزادگی افروخته است یک جهان، بر تو و بر همت و مردانگی‌ات از سر شوق و طلب، دیده‌ی جان …

بیشتر بخوانید »

دوست بدارید…

دوست بدارید!

  ای همه مردم، درین جهان به چه کارید؟ عمـر گـرانمایه را چگونـه گـذرانیـد؟ هرچه به عالم بود اگر به کف آرید هیـچ نـداریـد اگـر عـشـق نـداریـد وایِ شما، دل به عشق اگر نسپارید گر به ثریا رسید هیچ نیرزید! عشق بورزید دوست بدارید…                        فریدون مشیری  

بیشتر بخوانید »

شبیه اجدادت …

شبیه اجدادت ...

دوباره آمده شور غزل به دنبالم كشیده پر به هوای پریدنی بالم دوباره خط زده مهتاب ظلمت شب را گمان كنم كه سپید است بخت و اقبالم زدم به مصحف حافظ تفألی دیدم نشد به حاجت هیچ استخاره‌ای، فالم كویر چشمه‌ی چشمم به جوش می‌آید برای صافی سینه، برای غربالم …

بیشتر بخوانید »