سه شنبه , ۴ اردیبهشت ۱۳۹۷

شعر

انتظار

انتظار

  نه دسترسی به یار دارم نه طاقت انتظار دارم هر جور که از تو بر من آید از گردش روزگار دارم در دل غم تو کنم خزینه گر یک دل و گر هزار دارم این خسته دلم چو موی باریک از زلف تو یادگار دارم من کانده تو کشیده …

بیشتر بخوانید »

به دنبال جوانی

گم کردم جوانی را

جوانی دوره‌ای از زندگی است که نه کودکیست و نه بزرگسالی، بلکه جایی میانِ این دو است. جوانی یک مستی دائم است. جوانی موضوعی برخواسته از گونه هایی سرخ و لب هاییی قرمز و زانوانی پّرنرمش نیست. جوانی پدیده ای بر خواسته از اراده و کیفیتی ناشی از تخیّل و …

بیشتر بخوانید »

استادِ سخن

استادِ سخن

نام‌آورترین سراینده شعر پارسی و سرآمدترین نویسنده نثر پارسی در گستره‌ایی زمانی، به وسعت تمام تاریخ با لقب های: پادشاهِ سخن، استادِ سخن، شیخِ اجلّ  افصح‌المتکلمین، ابومحمّد مُشرف‌الدّین مُصلح بن عبدالله بن مشرّف سعدی شیرازی است. آوازهٔ او بیش تر به‌خاطر نظم و نثر آهنگین، گیرا و قوی اوست. جایگاهش …

بیشتر بخوانید »

نسیم

نسیم

بهار آمد که هر ساعت رود خاطر به بستانی به غلغل در سماع آیند هر مرغی به دستانی دم عیسیست پنداری نسیم باد نوروزی که خاک مرده باز آید در او روحی و ریحانی به جولان و خرامیدن در آمد سرو بستانی تو نیز ای سرو روحانی بکن یک بار …

بیشتر بخوانید »

تشرّف سرخ

حسین آمد و …

سرور آزادگان جهان، ریحانه باغ رسالت، سیّدجوانان اهل بهشت، یکی از دو گوشواره عرش خدا، حضرت اباعبدالله، خاصّ آل عبا، سیّد الشّهداء، سبط النّبی، امام حسین(ع) که نامش یادآور قیام سرخ اوست و همیشه زینت بخش تاریخ است، قیامی که آموزشگاه ایثار و فداکاری است، ۳شعبان، در مدینةالنّبی، چشم به …

بیشتر بخوانید »

مسافر هفت شهر عشق

مسافر هفت شهر عشق

وقتی از عصر سامانی تا عصر خودمان، تجربه‌های امثال هاتف اصفهانی، حبیب خراسانی و … را می‌نگریم، ۳موج و خیزاب بلند می‌بینیم: اولین خیزاب‌ «سنایی» است. دومین خیزاب، «عطّار» است. سومین كوه‌موج و بلندترین قلّه، «مولوی» است. بعد از آن هر چه هست و به دیده می آید، موج‌ها و …

بیشتر بخوانید »

سرودۀ کیست؟

سرودۀ کیست؟

چو ایران نباشد تن من مباد … این سروده که به نام فردوسی سخت معروف شده است و بسیار آن را شنیده­ اید، دو بیتی فردوسی نیست: چو ایران نباشد تن من مباد/ بر این بوم و بر زنده یک تن مباد. همه سر به سر تن به کشتن دهیم/ …

بیشتر بخوانید »

فصل خاصّ

فصل خاصّ

مراد دل ز تماشای باغ عالم چیست؟ به دست مردم چشم، از رخ تو گل چیدن با رسیدن بهار، طبیعت رَدای سبز بر تن می کند. چکاوک ها، هَزاران و قمریان، نغمه ها و سرودهای فرح بخش و تازه سر می دهند و انسان ها را به مهرورزی، گره گشایی …

بیشتر بخوانید »

عشق بورزيد…

عشق بورزيد...

اي همه مردم درين جهان به چه كاريد؟ عمرِ گرانمايه راچگونه گزاريد؟ هرچه به عالم بود اگر به كف آريد هيچ نداريد اگر عشق نداريد وايِ شما دل به عشق اگر نسپاريد گر به ثريا رسيد هيچ نيرزد! عشق بورزيد دوست بداريد!                          فریدون مشیری

بیشتر بخوانید »

بوی سبزه

بوی سبزه

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک آسمان آبی و ابر سپيد برگ های سبز بيد عطر نرگس، رقص باد نغمه شوق پرستوهای شاد خلوت گرم کبوترهای مست نرم نرمک می رسد اينک بهار خوش به حال روزگار خوش به حال چشمه ‌ها و دشت ها …

بیشتر بخوانید »