شعر

پندهایِ دل‌نشین

پندهایِ دل‌نشین

پندهایِ دل‌نشین سعدی، مایه گرفته از معارف قرآن و حدیث است و همواره نقش زرین خاطر پندآموزان، و زبان فصیح و صریح او، رازگشای گنجینه‌های معانی برای دل‌های جوینده و مشتاق بوده است. (رهبر انقلاب ۱۳۶۳/۹/۴) سعدی یک بوستان دارد که بهترین اثر هنری او است. گلستان بعد از بوستان …

بیشتر بخوانید »

تیک یعنی فرصت

تیک یعنی فرصت

ساعت یعنی تیک‌تاک… تیک یعنی فرصت به دست آمد تاک یعنی فرصت از دست رفت موفق‌ها قدر تک‌تک تیک‌ها را می‌دانند افسرده‌ها تاک‌های گذشته را می‌شمارند ساعت ۳ بعدازظهر زمانى كه وقت استراحت امام (ره) در بیمارستان است، صداى زنگى شبيه به زنگ خطر شنيده مى ‏شود، از آن جا …

بیشتر بخوانید »

حال همه‌ی ما خوب است؛ امّا …

حال همه‌ی ما خوب است؛ امّا ...

سلام! حال همه‌ی ما خوب است ملالی نيست جز گم‌شدن گاه‌به‌گاه خيالی دور، که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گويند بااین‌همه عمری اگر باقی بود طوری از کنارِ زندگی می‌گذرم که نه زانویِ آهویِ بی‌جفت بلرزد و نه اين دلِ ناماندگارِ بی‌درمان! تا يادم نرفته است بنويسم حوالیِ خواب‌های ما …

بیشتر بخوانید »

پاکان صیام

راه‌ احسان

سپاس و ثنای خدایی را که ماه خود، ماه‌ِرمضان را یکی از راه‌های احسان قرارداد. ماه‌ِرمضان، ماه روزه، ماه اسلام و پاکیزگی، ماه آزمایش و تصفیه دل و ماه قامت قیام و روح صیام است. با روزه در ماه‌ِرمضان، اطمینان و آسایش قلبی حاصل می‌شود؛ زیرا روزه ارتباط آفریننده و …

بیشتر بخوانید »

پیامبر مُلک سخن

پیامبر ملک سخن

شیخ مصلح الدّین سعدی شیرازی بی‌تردید بزرگ‌ترین شاعری است که بعد از فردوسی آسمان ادب فارسی را با نور خیره‌کننده‌اش روشن ساخت و آن روشنی با چنان تلألویی همراه بود که هنوز پس از گذشت چند قرن تمام از تأثیر آن کاسته نشده است و این اثر تا پارسی برجاست …

بیشتر بخوانید »

گل‌بیز

گل‌بیز

اگرچه باده فرح‌بخش و باد گل‌بیز است به بانگ چنگ مخور می که محتسب تیز است صُراحی‌ای و حریفی گرت به چنگ افتد به عقل نوش که ایام فتنه‌انگیز است در آستین مرقع پیاله پنهان کن که همچو چشم صراحی زمانه خون‌ریز است به آب‌دیده بشوییم خرقه‌ها از می که …

بیشتر بخوانید »

حافظ نوروز

حافظ نوروز

اشعار حافظ شیرازی درباره عید نوروز گلچینی از زیباترین اشعار حافظ درباره عید نوروز: شماره ۱ نوبهار است در آن کوش که خوش‌دل باشی که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش که تو خود دانی اگر زیرک …

بیشتر بخوانید »

مرد مسافر

همسفر مرد مسافر

دم غروب، میان حضور خسته اشیاء نگاه منتظری حجم وقت را می‌دید. و روی میز، هیاهوی چند میوه نوبر به سمت مبهم ادراک مرگ جاری بود. و بوی باغچه را، باد، روی فرش فراغت نثار حاشیه صاف زندگی می‌کرد. و مثل بادبزن، ذهن، سطح روشن گل را گرفته بود به …

بیشتر بخوانید »

روزگار کودکی یادش به خیر

روزگار کودکی یادش به خیر

روزگار کودکی یادش به خیر آن همه شور و خوشی یادش به خیر کودکی را کودکانه ساختیم آن همه مهر و صفا یادش به خیر آن همه شیرین زبانی بهر مادر داشتیم بازی قایم موشک در باغ همسایه به خیر یاد آن همسایه های نازنین بازی هفت سنگ و پاورچین …

بیشتر بخوانید »

نماز

نماز

یکی دیوانه بود از اهل رازی نکردی هیچ جز تنها نمازی کسی آورد بسیاری شفاعت که تا آمد به جمعه در جماعت امام القصّه چون برداشت آواز همی آن غُر نُبیدن کرد آغاز کسی بعد از نماز از وی بپرسید که جانت در نماز از حق نترسید که بانگ گاو …

بیشتر بخوانید »