شعر

شب

شب

پرده شب، پوششی بر اندام زمین است.[۱] شب با ویژگی هایی که دارد می توان از آن به عنوان لباس بهره گرفت. برای لباس فواید چندی است که عبارتند از: زینت و آرایش است.[۲] نگه دارنده از آسیب جنگی است.[۳] نگه دارنده از گزند گرما وسرما است.[۴] پوشاننده بدی، زشتی، …

بیشتر بخوانید »

نردبان

نردبان

امروز دیدم یار را آن رونق هر کار را می‌شد روان بر آسمان همچون روان مصطفی خورشید از رویش خجل گردون مشبک همچو دل از تابش او آب و گل افزون ز آتش در ضیا گفتم که بنما نردبان تا برروم بر آسمان گفتا سر تو نردبان سر را درآور …

بیشتر بخوانید »

عشق

عشق

کوه باشی، سیل یا باران… چه فرقی می‌کند سرو باشی، باد یا طوفان… چه فرقی می‌کند؟    مرزها سهم زمینند و تو اهل آسمان آسمان شام با ایران چه فرقی می‌کند؟ قفل باید بشکند باید قفس را بشکنیم حصر «الزهرا» و «آبادان» چه فرقی می‌کند؟ مرز ما عشق است هر جا …

بیشتر بخوانید »

سلام تابستان

سلام تابستان

سلام تابستان !فصلِ خوبِ خاطره انگیزِ من ؛نفسِ گرمِ تو را دوست دارم ،بویِ فراغت می دهد …بادهایِ لطیف و ملایمِ بعد از ظهرت ؛مرا یادِ بازی و شیطنتِ کودکی ام می اندازد …یادِ روزهایی که آمدنت ؛پایانِ درس و مشغله ها بود …نامِ تو تداعیِ کوچه هایی شلوغ ،و …

بیشتر بخوانید »

زندگى آرام

زندگى آرام

آرام زندگى كن! هیچ‌چیز در اين جهان چون آب، نرم و انعطاف‌پذير نيست؛ بااین‌حال براى حل كردن آنچه سخت است، چيز ديگرى ياراى مقابله با آب را ندارد! نرمى بر سختى غلبه مى‌كند و لطافت بر خشونت. همه اين را مى‌دانند ولى كمتر كسى به آن عمل مى‌كند! انسان، نرم …

بیشتر بخوانید »

شهر خورشید

شهر خورشید

خُرَّمشَهر؛ تو همچون غنچه های چیده بودی// كه در پرپر شدن خندیده بودی. مگر راه حیات جاودان را // تو از فهمیده ها، فهمیده بودی.[۱] حماسه خُرَّمشَهر در سوم خرداد؛ نمادی است از حماسه مقاومت، استواری، ایستادگی، پافشاری، توانایی، استقامت، پایداری، پایمردی، ایثار و پیروزی، نگینی تابناك بر تارك مردم …

بیشتر بخوانید »

دوستی با قرآن‌

دوستی با قرآن‌

دوستی و انس‌ با قرآن‌ غیر از مطالعه‌ قرآن‌ است‌؛ اگرچه‌ قرائت‌ مقدمه‌ و بهترین‌ راه‌ انس‌والفت است‌. نخستین‌ شرط‌ انس‌ با قرآن‌ صداقت‌ است‌. ممکن‌ است‌ کسی‌ عمری‌ قرآن‌ قرائت‌ کند؛ اما با قرآن‌ مانوس‌ نشود. باید دانست‌ قرآن‌ زنده‌ است‌ و برای خوگرفتن، مؤانست، الفت، همدمی، مصاحبت، دوستی، …

بیشتر بخوانید »

پرستار

پرستار

گر چه این شهر هراسان شده از بیماری من پرستارم و عمری‌ست خطر کرده دلم[۱] پانویس: [۱] سجادعلائی شاعرِ پرستار (ارشد مدیریت بهداشت درمان علوم‌ پزشکی ایران)    

بیشتر بخوانید »

بی‌نهایت سبز

بی‌نهایت سبز

تو از شکوفه پری از بهار لبریزی/تو سرو سبز تنی با خزان نمی‌ریزی/تو آفتاب بلندی ز عشق سرشاری/تو در خالی این شب ستاره می‌ریزی/تمام خانه پر از نور ناب خواهد شد/اگر به صبحدم ‌ای آفتاب برخیزی/شبی که مرگ می‌آید به قصد کوچه عشق/چو بال شوق ز بالای ما می‌آویزی/بهار با …

بیشتر بخوانید »

ملت عشق

ملت عشق

وحی آمد سوی موسی از خدا بندهٔ ما را ز ما کردی جدا تو برای وصل کردن آمدی یا برای فصل کردن آمدی تا توانی پا منه اندر فراق ابغض الاشیاء عندی الطلاق هرکسی را سیرتی بنهاده‌ام هرکسی را اصطلاحی داده‌ام در حق او مدح و در حق تو ذم …

بیشتر بخوانید »