خانه / گلزار ادب / شعر (صفحه 10)

شعر

حسین آمد و …

حسین آمد و …

السلام علی الاصحاب الحسین حسین آمد و آزاد از یزیدت کرد خلاص از قفس وعدهو وعیدت کرد سیاه بود و سیاهی هر آن چه می دیدی تو را سپرد به آیینه، رو سپیدت کرد چه گفت با تو در آن لحظه های تشنه حسین؟ کدام زمزمه سیراب از امیدت کرد؟ …

بیشتر بخوانید »

مهمان های ناخوانده

حسنك و مهمان های ناخوانده

گفت: «بع… بع… بع… بع…» بره پشمالو «من علف می خواهم حسنك، شامم كو؟» بعد از آن یك باره ناله سگ برخاست آن سگ غمگین نیز شام خود را می خواست حسنك در آن شب گرم بازی شد شاد گاو و بره، سگ را حسنك برد از یاد این طرف …

بیشتر بخوانید »

خورشید کاروان

اصلاً حسین جنس غمش فرق می کند این راه عشق پیچ و خمش فرق می کند اینجا گدا همیشه طلبکار می شود اینجا که آمدی کرمش فرق می کند شاعر شدم برای سرودن برایشان این خانواده، محتشمش فرق می کند صد مرده زنده می شود از ذکر یا حسین عیسای …

بیشتر بخوانید »

سخنی خوش

سخنی خوش

  شنیده‌ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت فراق یار نه آن می‌کند که بتوان گفت حدیث هول قیامت که گفت واعظ شهر کنایتیست که از روزگار هجران گفت نشان یار سفرکرده از که پرسم باز که هر چه گفت برید صبا پریشان گفت فغان که آن مه نامهربان مهرگسل …

بیشتر بخوانید »

قصّه ی ما به “سر” رسید

قصّه ما به سر رسید

سوخت چو خیمه های ما، قصه ی ما به “سر” رسید خیمه ی غصه شد به پا، قصه ی ما به “سر” رسید خون چکد از دوچشم من از غم بی برادری به نینوای پر نوا، قصه ی ما به “سر” رسید نیزه به دشت کربلا منبر قاری ام شده …

بیشتر بخوانید »

غزلی برای بانو

بانو برایتان غزلی تر سروده ام

بانو برایتان غزلی تر سروده ام بانو برایتان غزلی تر سروده ام این بار در مقام تو بهتر سروده ام من شعر ها برای شما گفته ام ولی این شعر نیست قصه باور سروده ام این بار شعر نه غزل ماندگار نه یک دسته یاس یاس معطر سروده ام ای …

بیشتر بخوانید »

أنا مظلوم حسین

نزار القطری مداح به زبان‌های عربی، فارسی، انگلیسی و اردو تسلّط دارد. پدر و مادرش اهل شهر لارستان استان فارس بودند. وی تحصیلاتش را در قطر به پایان رسانید. مدیریت پایگاه اینترنتی و سایت کودکانه؛ «اطفال الشّیعه» به زبان عربی و شامل بسیاری از تعالیم دینی است، به عهده ی …

بیشتر بخوانید »

محرّم

محرّم

محرّم، نام نخستین ماه از ماه های دوازده گانه قمری است. علّت نام گذاری این ماه به محرّم آن بود که در زمان جاهلیّت، جنگ در این ماه را حرام می دانستند و روز اول محرّم را اول سال قمری قرار می دادند. بنی امیه در سال ۶۱هجری، با ریختن …

بیشتر بخوانید »

حضرت پاییز …

پاییز می‌رسد که مرا مبتلا کند

پاییز می‌رسد که مرا مبتلا کند با رنگ‌های تازه مرا آشنا کند پاییز می‌رسد که همانند سال پیش خود را دوباره در دل قالیچه جا کند او می‌رسد که از پس نه ماه انتظار راز درخت باغچه را برملا کند او قول داده است که امسال از سفر اندوه‌های تازه …

بیشتر بخوانید »