خانه / گلزار ادب / شعر (صفحه 20)

شعر

آمد بهار خرّم و رحمت

مهم‌ّترین رحمت بهار که بیش از همه شکوفه‌ها و گل‌ها و سبزه‌ها و باران‌ها و نسیم‌های خوش، مطبوع و دلپذیر است، این است که آدمیان می‌توانند در رستاخیز بهار بنگرند و ایمان بیاورند به این که خداوند که بر هر کار تواناست می تواند همه مردگان پسین و پیشین جهان …

بیشتر بخوانید »

بلور و نور …

ماهی این موجود بسيار دوست داشتني و جذّاب، در فرهنگ باستانی ایرانیان نماد “زندگی” است. در این میان ماهی قرمز که به نام‌های؛ ماهی طلایی، ماهی گلی، ماهی حوض و … با نام علمی: Carassius auratus auratus، گونه‌ای ماهی از سردهٔ کپورچه‌ها است. این ماهی كوچك خانگي بسيار جذّاب و …

بیشتر بخوانید »

بهار آمد سلام آورد …

بهار آمد بهار آمد سلام آورد مستان را از آن پیغامبر خوبان پیام آورد مستان را زبان سوسن از ساقی کرامت‌های مستان گفت شنید آن سرو از سوسن قیام آورد مستان را ز اول باغ در مجلس نثار آورد آن گه نقل چو دید از لاله کوهی که جام آورد …

بیشتر بخوانید »

اشک یتیم

اشک سردار

روزی گذشت پادشهی از گذرگهی فریاد شوق بر سر هر کوی و بام خاست پرسید زان میانه یکی کودک یتیم کاین تابناک چیست که بر تاج پادشاست آن یک جواب داد چه دانیم ما که چیست پیداست آنقدر که متاعی گرانبهاست نزدیک رفت پیرزنی کوژپشت و گفت این اشک دیدهٔ …

بیشتر بخوانید »

گل ظهور

بیا بیا که ز یمن تو باغ می خندد/ در انتظار رُخت، بی قرار نسرین است/ بیا بیا که حضورت به گلشن دل ها/ برای زخم گل داغدیده تسکین است گل ظهور تو کی برگ و بار خواهد داد؟ در انتظار فرج خوشه های …

بیشتر بخوانید »

دوبيتي هاي زمستاني

سردترین فصل

  به دل نا گفته صدها حرف دارم ميان سينه زخمي ژرف دارم به روي پوستين سالخوردم زمستان در زمستان برف دارم به گوش ام خش خش پاييز زرد است دل ام ميعادگاه زخم و درد است نمي آيد صدايي از در و دشت “هوا بس ناجوانمردانه سرد است” سرود …

بیشتر بخوانید »

احمد عزیزی

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم درگذشت شاعر انقلابی و چیره‌دست مرحوم احمد عزیزی را که پس از بیماری پررنج و دیرپای او اتفاق افتاده است به جامعه‌ی ادبی کشور و اهالی شعر و هنر خصوصاً مردم عزیز استان کرمانشاه و به‌ویژه به خانواده‌ی گرامی او که در این گرفتاری نه‌ساله غمخوار و شریک او …

بیشتر بخوانید »

سبزه دمید

   رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید/ وظیفه گر برسد مصرفش گل است و نبید/ صفیر مرغ برآمد بط شراب کجاست فغان فتاد به بلبل نقاب گل که کشید ز میوه‌های بهشتی چه ذوق دریابد هر آن که سیب زنخدان شاهدی نگزید مکن ز غصه شکایت که در …

بیشتر بخوانید »

… غباري نستانديم

زنده یاد مهدی اخوان ثالث در اسفند۱۳۴۳ و در آستانه بهار شعر زیر را سروده است: عيد آمد و ما خانه ي خود را نتكانديم گردي نسترديم و غباري نستانديم ديديم كه در كسوت بخت آمده نوروز از بيدلي آن را زدر خانه برآنديم هر جا گذري غلغله ي شادي …

بیشتر بخوانید »

دی شد و بهمن گذشت …

دی شد و بهمن گذشت … بهار و حاشیه‌هایش از مكررترین موضوعاتی است كه شاعران با سلیقه‌های مختلف طبع خود را در آن آزموده‌اند. كوتاهی این فصل در ایران از یك طرف و نوزایی جهان و شكوفایی طبیعت از طرف دیگر می‌تواند از دلایلی باشد كه بهار را برای شاعران …

بیشتر بخوانید »