خانه / گلزار ادب / شعر (صفحه 3)

شعر

پیامبر مُلک سخن

پیامبر ملک سخن

شیخ مصلح الدّین سعدی شیرازی بی‌تردید بزرگ‌ترین شاعری است که بعد از فردوسی آسمان ادب فارسی را با نور خیره‌کننده‌اش روشن ساخت و آن روشنی با چنان تلألویی همراه بود که هنوز پس از گذشت چند قرن تمام از تأثیر آن کاسته نشده است و این اثر تا پارسی برجاست …

بیشتر بخوانید »

گل‌بیز

گل‌بیز

اگرچه باده فرح‌بخش و باد گل‌بیز است به بانگ چنگ مخور می که محتسب تیز است صُراحی‌ای و حریفی گرت به چنگ افتد به عقل نوش که ایام فتنه‌انگیز است در آستین مرقع پیاله پنهان کن که همچو چشم صراحی زمانه خون‌ریز است به آب‌دیده بشوییم خرقه‌ها از می که …

بیشتر بخوانید »

حافظ نوروز

حافظ نوروز

اشعار حافظ شیرازی درباره عید نوروز گلچینی از زیباترین اشعار حافظ درباره عید نوروز: شماره ۱ نوبهار است در آن کوش که خوش‌دل باشی که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش که تو خود دانی اگر زیرک …

بیشتر بخوانید »

مرد مسافر

همسفر مرد مسافر

دم غروب، میان حضور خسته اشیاء نگاه منتظری حجم وقت را می‌دید. و روی میز، هیاهوی چند میوه نوبر به سمت مبهم ادراک مرگ جاری بود. و بوی باغچه را، باد، روی فرش فراغت نثار حاشیه صاف زندگی می‌کرد. و مثل بادبزن، ذهن، سطح روشن گل را گرفته بود به …

بیشتر بخوانید »

روزگار کودکی یادش به خیر

روزگار کودکی یادش به خیر

روزگار کودکی یادش به خیر آن همه شور و خوشی یادش به خیر کودکی را کودکانه ساختیم آن همه مهر و صفا یادش به خیر آن همه شیرین زبانی بهر مادر داشتیم بازی قایم موشک در باغ همسایه به خیر یاد آن همسایه های نازنین بازی هفت سنگ و پاورچین …

بیشتر بخوانید »

نماز

نماز

یکی دیوانه بود از اهل رازی نکردی هیچ جز تنها نمازی کسی آورد بسیاری شفاعت که تا آمد به جمعه در جماعت امام القصّه چون برداشت آواز همی آن غُر نُبیدن کرد آغاز کسی بعد از نماز از وی بپرسید که جانت در نماز از حق نترسید که بانگ گاو …

بیشتر بخوانید »

عطر یاس

یاس سفید

یه روز یه باغبونی یه مرد آسمونی نهالی كاشت میون باغچه مهربونی می گفت سفر كه رفتم یه روز و روزگاری این بوته یاس* من می مونه یادگاری هر روز غروب عطر یاس تو كوچه ها می پیچید میون كوچه و باغ بوی خدا می پیچید (۲) اونایی كه نداشتن …

بیشتر بخوانید »

ولای تو

ولای تو

دلم رمیده لولی‌وشیست شورانگیز دروغ وعده و قتال وضع و رنگ آمیز فدای پیرهن چاک ماه رویان باد هزار جامه تقوی و خرقه پرهیز خیال خال تو با خود به خاک خواهم برد که تا ز خال تو خاکم شود عبیرآمیز فرشته عشق نداند که چیست ای ساقی بخواه جام …

بیشتر بخوانید »

سردترین فصل

سردترین فصل

فصل سرما که می‌آید از آمار سفرها کم می‌شود چون بیش تر مردم عاشق سفر در بهار یا تابستانند که اوضاع جوی مساعد و همه جا سرسبز و خرم است.(۱) سفر برای خیلی ها امری شخصی است زیرا می توانند از محیط اصلی زندگی شان دور و استراحت کنند. هر …

بیشتر بخوانید »

پاییز می‌رود

... پاییز می‌رود

پاییز می‌رود/ و عشق…/ باقی‌ست هنوز(۱) دلم خون شد از این افسرده پاییز/ از این افسرده پاییز غم انگیز غروبی سخت محنت بار دارد همه درد است و با دل کار دارد(۲)  هنوز حرف هایم با پاییز تمام نشده هنوز تمامش را ندیده ام.. دلم برای راه رفتن روی برگ …

بیشتر بخوانید »