خانه / گلزار ادب / ضرب المثل

ضرب المثل

زدیم ولی نگرفت

زدیم ولی نگرفت

ضرب‌المثل به‌گونه‌ای از بیان گفته می‌شود که تاریخچه و داستانی پندآموز در مفهوم آن‌ نهفته‌است. خیلی از این داستان‌ها فراموش‌شده و ریشه برخی از ضرب‌المثل‌ها را بعضی از مردم  نمی‌دانند؛ ولی در مکالمه روزمره به‌کار می‌برند. شکل درست این واژه «مَثَل» است و «ضرب‌» در ابتدای آن اضافه‌است. به‌عبارت‌دیگر، «ضرب‌المثل» …

بیشتر بخوانید »

حَلَّاجْ

حَلَّاجْ

هرگاه کسی بر سر لاف‌زنی و خودستایی برآید از باب تعریض و کنایه در جوابش می‌گویند: «ببینیم چند مرده حَلّاجی» و یا به‌اصطلاح دیگر: «باید دید چند مرده حَلّاجی» یعنی باید دید که در انجام کار تا چه اندازه موفق خواهی بود. (۱) عبارت چند مرده حَلَّاجْ بودن کنایه از …

بیشتر بخوانید »

شیر

شیر

از هزاران سال پیش تاکنون، از شیر به عنوان نماد، سَمبُل، مظهر و نشانه در فرهنگ‌های آسیا، اروپا، آفریقا و … استفاده می‌شده‌است و همانند جانورانی چون ببر و کوسه از جمله جاندارانی است که مردم مشتاق دیدنشان در باغ‌وحش‌ها هستند و باغ‌وحش‌ها آن را برای شخصیّت کاریزماتیکش در میان مردم …

بیشتر بخوانید »

آش نخورده و …

ضرب المثل

ضَرْب‌ُالْمَثَل(proverbio) یا زبانزد گونه‌ای از بیان است که معمولاً تاریخچه و داستانی پندآموز در پس بعضی از آن‌ها نهفته است. بسیاری از این داستان‌ها از یاد رفته‌اند، و پیشینهٔ برخی از امثال بر بعضی از مردم روشن نیست؛ بااین‌حال، در سخن به‌کار می‌رود. شکل درست این واژه «مَثَل» است و …

بیشتر بخوانید »

هر سخن وقتی و …

هر سخن وقتی و ...

اگر کاربرد ضرب المثل ها و سخنان حکیمانه به درستی درک شود بسیاری از مسائل و مشکلات به خودی خود حلّ می شوند. گاهی فردی بدون قصد و غرض در زمان یا مکانی نامناسب عمل یا گفتاری را به انجام می رساند که موجبات ناراحتی دیگران را فراهم می نماید. …

بیشتر بخوانید »

همین آش …

مَثَل‌ها داستان زندگی مردم‌اند و چون آیینه‌ای روشن، آیین‌ها، تاریخ، هوش، بینش و فرهنگ ملّت را در خود نشان می‌دهند. «مَثَل واژه‌ای است که از عربی به فارسی راه یافته و آن چنان که می‌نویسند از ماده مُثُول بر وزن عُقُول به معنی؛ شبیه بودن چیزی به چیز دیگر یا …

بیشتر بخوانید »

ضرب‌المثل

مردی باقلای فراوان خرمن کرده بود و در کنار آن خوابیده بود. فرد دیگری که کارش زورگویی و دزدی بود، آمد و بنا کرد به پر کردن ظرف خودش. صاحب باقلا بلند شد که دزد را بگیرد. با هم گلاویز شدند عاقبت دزد صاحب باقلا را بر زمین کوبید و …

بیشتر بخوانید »

قوز بالا قوز

قوز بالا قوز

ای وای دیدی كه چه به روزم شد / قوزی بالای قوزم شد! شبی گوژپشتی به حمام شد عروسی جنّ دید و گلفام شد برقصید و خندید و خنداندشان به شادی به نام نكو خواندشان ورا جنّیان دوست پنداشتند زپشت وی آن گوژ برداشتند دگر گوژپشتی چو این را شنید …

بیشتر بخوانید »

نوبت تو شد …

پادشاهی بود که گاه و بی‌گاه لباس پر‌زرق و برق پادشاهی را از تنش درمی‌آورد و لباس مردم عادی را می‌پوشید، بعد هم شبانه راه می‌افتاد توی کوچه و بازار، تا ببیند مردم چگونه زندگی می‌کنند و چه درد و مشکلاتی دارند. یکی از شب‌ها…    

بیشتر بخوانید »

ضرب المثل های سیستانی

ضرب المثل

سگ رو تو نه، رو صابه تو. (به خاطر تو نه، به خاطر پدرت)کنایه به آدم های بی چشم و رو است. بَلَکِ خا و دُلِ گربه وَ دَن خا مَگی وَ هَف مَلَه مَگَرد (بچه خودتو مثل گربه بغلت نکن و از خانه این همسایه به خانه آن همسایه …

بیشتر بخوانید »