دوشنبه , ۳۰ مهر ۱۳۹۷

نیایش

نيايش، ستايش و پرستش

نيايش، ستايش و پرستش

دعا و طلب حاجت، اظهار نياز كردن به شكل دعا، نِيايِش يا نِيازِش است. نِيازِش به مرور زمان، تبديل به نِيايِش شده است. ستايش يعني ستودن، يعني مدح نمودن، يعني تحسين كردن، يعني خوبي ها و زيبايي هاي كسي يا چيزي را ذكر كردن. پرستش يعني در خدمت بودن از روي …

بیشتر بخوانید »

چ

چمران

دكتر مصطفي چمران معروف به دکتر چمران یا شهید چمران متولّد سال ۱۳۱۱ تهران، خيابان ۱۵ خرداد، بازار آهنگرها، سرپولك، تحصيلاتش را در انتصاريه، دارالفنون، البرز، دانشكده فنّي گذراند و يك‏ سال به تدريس پرداخت.[۱] وي در همه دوران تحصيل شاگرد اول بود. سال ۱۳۳۷ به امريكا اعزام و پس …

بیشتر بخوانید »

پدر

بابا

در شبی تاریک و کم فروغ، کعبه بسیار خلوت شده بود. زائران خفته و چشم ها آرام گرفته بودند. من به همراه پدر، طواف می کردم.(۱) صدای شخصی به گوش می رسید. دلی دردمند  و ناله ای غمگین داشت. با صدائی حزین چنین ناله سر می داد: ای خدایی که …

بیشتر بخوانید »

وداع

بدرود خداحافظ ای ماه خدا

ماه مبارك رمضان، ماه ضيافت الهي را سيد‌الساجدين‌(ع)، عيد اوليا‌ءالله مي‌داند. خداحافظی با اين ماه پرفيض، تودیع جانکاه و بدرود دشواري است که اهل رمضان را دچار غم و اندوه مي‌کند. ماه مبارکي که ماه رحمت خداوندي بود و هر لحظه آن خيري براي ما به ارمغان مي‌آورد. امید است …

بیشتر بخوانید »

پله پله تا صعود

شب صعود

انسان سرشار از نیاز است. همواره نیازهایی دارد که ناتوان از برآوردن آن هست. برخی از نیازها و خواسته های انسان چنان دور از دسترس است که گاه آن را محال و ممتنع می شمارد؛ امّا باید دانست اگر خواسته های انسان خواسته های معقولی باشد، می تواند آن را …

بیشتر بخوانید »

بازگشت

بازگشت

خدایا! باید آه حسرت کشید بر دقایقی که به هدر رفتند. سببی ساز تا عمرمان اسباب تقرب و وصل به تو باشد. باید جرعه جرعه از پیاله اندوه سرکشید؛ ثانیه ثانیه عمرمان به یغما رفت. کاش آن لحظاتی که به غفلت و فراموشی می گذشت، به حساب عمر آدمی نمی …

بیشتر بخوانید »

فرصتی برای نجوا

بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را. خدایی که ناگفته ها را می‌داند، دوست دارد صدای بنده‌اش را بشنود. دوست دارد بی‌تابی‌ او را در درگاهش ببیند و به ملائکه نشان دهد و بگوید: ببینید! چگونه به درگاهم آمده و مرا صدا می‌زند. آری! همان کسی که همه به دنبالش …

بیشتر بخوانید »

نیایش

نیایش

 خدایا، به آن نامی که به آن بر اولیای خاصه ات ظهور کردی تا تو را به یکتایی شناختند و تو را چنان که شایسته تو بود بندگی کردند، از تو می خواهم، خودت را به من بشناسانی تا به ربوبیّت تو از سرِ ایمانی راستین اقرار کنم. الاهی! مرا …

بیشتر بخوانید »

دست های نیازمند

دست های نیازمند دست های نیازمند دست های نیازمند دست های نیازمند دست های نیازمند دست های نیازمند دست های نیازمند دست های نیازمند

شاخه های خشک جانم، طراوتی دوباره می خواهد. پاییز، در برگرفته مرا و این روح سردسیر، بیگانه و رها در برهوت تنهایی خویشتن است. من بازیچه ای شده ام بر سر انگشتان مکر و گمراهی، چون گویی سرگردان چرخ می خورم و چرخ می خورم. از تاریکی می هراسم و …

بیشتر بخوانید »

گاهی، تنها یک دعا …

یک دعا ...

همین كه پا به درون صحن امام زاده گذاشت، اذان مغرب از بلندگوی امام زاده پخش شد. از این كه به موقع برای نماز جماعت رسیده بود ته دلش خوشحال بود. دست خود را بر روی سینه گذاشت و سلامی به امام زاده عرض كرد و به سوی وضوخانه رفت. …

بیشتر بخوانید »