خانه / گلزار ادب / نیایش (صفحه 5)

نیایش

توبه

امام صادق (ع) از پیامبر اکرم (ص) روایت کرده‌ که فرمود: هر کس یک‌سال پیش از مرگش توبه کند، خداوند توبه او را مى‌پذیرد؛ سپس فرمود: یک سال زیاد است، هر کس یک ماه پیش از مرگش توبه کند، خدا توبه او را مى‌پذیرد؛ سپس فرمود: یک ماه زیاد است، …

بیشتر بخوانید »

پناه بی پناهان

خدایا! در تنگنای نخوت اسیر شده ام و راه فراری جز تو ندارم؛ دست یاری به سویت دراز می کنم. می خواهم از پیله ای که تار و پود آن معصیت و نافرمانی توست، بیرون بیایم؛ کمکم کن! دیگر توان به دوش کشیدن این بار سنگین را ندارم. خدایا! در …

بیشتر بخوانید »

من به گفتگوی با تو دلخوشم

عَرشِ الاهی

ای ملجأ و مأمن شکوه های غریبانه، ای شاهد نجواهای مخفیانه، ای نهایت خواسته های عاشقانه، ای گشایش بخش قلب های غمگین و ای دارایی بی منتهای سفره های فقیر! ای امان دل های گریزان، پناه بخش لحظه های پریشان، پشتیبان دست های خالی ضعیفان، گنج پنهانی خانه های فقیران، …

بیشتر بخوانید »

حکمت ازلی

درخت

بارالها! زمین انباشته از آفریده های توست؛ از آنان که غرق در ثروت و دارایی شان کرده ای و آنانکه در عمق فقر و تنگ دستی اند، آنان که در سلامت روح و روانند و آنان که بیمار و رنجور و ناتوان؛ هیهات که تو بر احدی ظلم کرده و …

بیشتر بخوانید »

پشیمان به سویت آمده ام

این ساعت ها که رفتند، جز آبرویی ریخته و سرافکندگی، چه ارمغانی برای ما داشتند و جز تو که با صفات حی و قیوم شناخته شده ای، چه کسی می تواند فرصت دوباره ای برای جبران به ما بدهد؟! باید آه حسرت کشید بر دقایقی که به هدر رفتند. کاش …

بیشتر بخوانید »

سخن آشنا

ایستاده ام ؛ با همین تن خاکی. رو به سوی تو می آورم از تاریکی های درونم به چراغ هدایت تو، مرا که به سمت تو آمده ام پذیرا باش! خدایا! در این لحظه های ناب نیایش، لحظه های شست و شوی دل در زلال پاکی تو ـ که ذره …

بیشتر بخوانید »

دست های بی پناه

تن به خاک سپرده بودم و در حوالی روزهای مکدرم، گریزان از خویشتن خویش، تو را جست وجو می کردم. این دست های آلوده به خاک را چگونه به سمت ملکوتت بلند کنم؟! دریچه های رو به حضورت را می کاوم در جستجوهای خویش و رگ های هستی، خون حیات …

بیشتر بخوانید »

ضیافت

این طرفه نگر که خود ندارم یک دل وانگه به هزار دل تو را دارم دوست مرا با پنجره ها، مرا با ازدحام کوچه های شلوغ کاری نیست. در خلوت تنهایی خویش، تمام نداشته ها را از تو پر می کنم. ای آن که داشته ها، خود را از تو …

بیشتر بخوانید »

سرشار از بندگی

خدایا! دردمندم، چشم هایم را به شاخه های درمان آویخته ام. باید گام هایم را محکم بردارم؛ چراغ های راه روشن است. بندگی ام را به یاد آورده ام پس از سال ها ظلمی که به خویشتن کرده ام. بندگی ام را به یاد آورده ام؛ مرا در چشمه سار …

بیشتر بخوانید »

نیایش واره

خدایا! در ابتدای درک تو هستم، در ابتدای ریشه دار شدن و سبز روییدن، ابتدایی که در آن شاگرد ابتدایی ترین دبستان عشق توام. ای محبوب من! من هنوز در خودم جوانه نزده ام و با حسرت و حیرت، به گل هایی می نگرم که قرن هاست در باغ ملکوت …

بیشتر بخوانید »