خانه / گلزار ادب / کاریکلماتور (صفحه 2)

کاریکلماتور

کاریکلماتور ۲

۱ . در جدال اعداد این صفر ها هستند که بی طرفند. ۲ . طناب دار و صندلی به یک اندازه مقصرند. ۳ . در زندگی بعضی ها هم نفس هستند و بعضی ها هم قفس . ۴ . روانشناس ها و وکیلان زبان گرانی دارند. ۵ . خود گوی …

بیشتر بخوانید »

گزیده ای از کاریکلماتورهای پرویز شاپور

وقتی عکس گل محمدی در آب افتاد، ماهی‌ها صلوات فرستادند. اگر بخواهم پرنده را محبوس کنم، قفسی به بزرگی آسمان می‌سازم.   به عقیده گیوتین، سر آدم زیادی است.   به یاد ندارم نابینائی به من تنه زده باشد.   قلبم پرجمعیت ترین شهر دنیاست.   به نگاهم خوش آمدی. …

بیشتر بخوانید »

چند کاریکلماتور از مرحوم عمران صلاحی

طنز، روی مردم را باز میکند. درختان را میبرند تا سیل به آنها اصابت نکند.   آدم پرخور، صاحب سخن را تسلیم کرد.   تملق، گندستایی میکند، انتقاد، گندزدایی.   دوستی خر و خرسوار، ناشی از بیتمیزی خر است.   اگر مرگ نبود، جاده ی عمر به شکل دایره بود. …

بیشتر بخوانید »

پارازیت

– براي اين‌كه رازش افشا نشود، آن را با آدم فراموشكاري در ميان گذاشت. – غول چراغ جادو افسرده بود؛ شب آرزو كرده بود كه خورشيد را ببيند.   – اگر رهگذراني كه از خيابان محل كار دخترك كبريت‌فروش مي‌گذشتند سيگاري بودند؛ پايان داستان اين قدر غم‌انگيز نبود.   – …

بیشتر بخوانید »