خانه / گلزار ادب (صفحه 30)

گلزار ادب

literature

هنر و انقلاب

هنر و انقلاب

در بهمن ۱۳۵۷، شرايطي به وجود آمد كه بسياري از هنرمندان آثاری بديع و نو، با موضوع انقلاب به وجود آوردند. در چنين شرايطي، آنان بر اساس فضاي معنوي همسو با فرهنگ اسلامي، كيان هنری متعهّد و  اسلامي را پي نهادند. این هنر که مقارن با  انقلاب شکل گرفت، سبکِ …

بیشتر بخوانید »

لغت نامه ها

لغت نامه ها بسیارند؛ انگلیسی به: عربی، روسی، آلمانی، فارسی، فرانسه، ایتالیایی، اسپانیایی.   و یا فارسی به: انگلیسی، و … امّا لغت نامه های(دیکشنری های) جهانی عبارتند از: LingvoSoft: انگلیسی به فارسی. amdz: انگلیسی به فارسی، فارسی به انگلیسی. فرهنگ لغت آنلاین AjaxDic: بر پایه تکنولوژی Ajax جدید. فرهنگ …

بیشتر بخوانید »

راز آرامش

گفتم: کوتاه بیایید! فراموش کنید. او بچگی کرده است. قصدی نداشته که آن کار را انجام داده است. شما دیگر ادامه ندهید! گفت: نمی بخشم. تا آخر عمر از سر تقصیرش نمی گذرم! گفتم: مسئله این نیست که شما نمی خواهی او را ببخشی. بلکه نمی توانی او را ببخشی! …

بیشتر بخوانید »

یک قطره لبخند

یک قطره لبخند

با سلامی دیگر به همه آن‌هایی که تو را می‌خوانند   با تو خواهم گفت بر من چه گذشته‌ست رفیق که دگر فرصت دیدار شما نیست مرا نوبت من چو رسید رخصت یک‌ دم دیگر چو نبود مهربانی آمد؛ دفتر بودنِ در بین شما را آورد نام من را خط …

بیشتر بخوانید »

آن روزها

سلام، بیا می‏ خواهم برایت حرف بزنم: وقتی کوچک بودم، یک باغ خیلی بزرگ بود که من آن‏ جا نقاشی یاد می‏ گرفتم. باغ پر از کاج ‏های خیلی خیلی بلند بود و استخری وسط باغ که انتهایش پیدا نبود. توی این باغ، این قدر نیکمت‏ های چوبی فراوان بود …

بیشتر بخوانید »

دوستان سفيد پوش

دوستان سفيد پوش

يكي بود. آن هم مترسك بود. مترسك تنهايي كه وسط مزرعه ايستاده بود. پاييز تمام شده و زمستان آمده بود. كشاورز پير گندم‌هايش را درو كرده و برده بود. مترسك هر چه خودش را تكان داده بود. شكلك درآورده بود تا كشاورز او را تنها نگذارد، پيرمرد متوجه نشده بود. …

بیشتر بخوانید »

عسگـــری یا عسکـــری؟

به کار بردن صحیح واژه‌ها و اسامی ضرورتی است که گاهی با سهل‌انگاری و بی‌توجّهی، به اشتباهات بزرگی منجر می‌شود. یکی از این اشتباهات که به طور مداوم با آن مواجه هستیم، بیان یا نگارش «عسگری» به جای «عسکری» است. عسگری به معنای عقیم و بی‌دانه است؛ لذا دشمنان از …

بیشتر بخوانید »

شکوفاتر از بهار

مادر، تو شکوفاتر از بهار، نهالِ تنم را پر از شکوفه کردی و با بارانِ عاطفه های صمیمی، اندوه های قلبم را زدودی و مرهمی از ناز و نوازش بر زخم های زندگی ام نهادی. ای شکوفاترین بهار حیات. تا سرانگشت گرمت عریان شد. گونه هایم ز نور بریان شد. …

بیشتر بخوانید »

یغمای پاییز

دو قدم مانده که پاییز به یغما برود این همه رنگ ِ قشنگ از کف ِ دنیا برود هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش باد…… دل ِ تنها به چه شوقی پی ِ یلدا برود؟ گله هارابگذار! ناله هارابس كن! روزگارگوش ندارد كه تو هی شِكوه كنی! زندگی چشم ندارد كه ببیند …

بیشتر بخوانید »

پس از اتمام پاییز

پس از اتمام پاییز

روزها، ماه ها، در پی هم می گذرند… در این فصل درختان لباسی به تن نمی کنند… هم چنان که در این فصل برف و باران می بارد… همه ی خیابان ها، کوچه ها عروس می شوند… چه آرامشی دارد وفتی می بارد دانه های سفیدش… وقتی همهمه شهرمان گم …

بیشتر بخوانید »