شنبه , ۹ اردیبهشت ۱۳۹۶
خانه / گلزار ادب / دل نوشته ها

دل نوشته ها

قصّه‌ی ما …

اگر بخواهم برای خودم قصه بگویم، چه باید بگویم؟ من چه چیزهایی دوست دارم؟ حتماً شما هم دوست دارید قصه‌ای كه برای خودم می‌گویم، بشنوید. راستی تا حالا شما هم برای خودتان قصه گفته‌اید؟ نمی‌دانم. من هم تا حالا این كار را نكرده‌ام. این اولین بار است. فقط می‌ترسم قصه‌ام …

بیشتر بخوانید »

جشن باران

به یاد روز بارانی که شوق را با قطره های شبنم روی گل های سرخ کنار پیاده رو تقسیم کرده بودم، افتادم گل ها با فاصله اندک از هم قرار داشتند چهار گل سرخ که با قطره های باران تلالو دلپذیری را به دلم می نشاند. دوست داشتم آن شادی …

بیشتر بخوانید »

می روم از سر بازارچه …

شب جمعه است نثار دل مرحوم خودم، می روم از سر بازارچه خرما بخرم …… سال ها قبل چکی از بانک نقد کردم و بیرون آمدم؛ کنار بانک دست فروشی، بساط؛ باطری، ساعت،فیلم و اجناس دیگری پهن کرده بود. دیدم مقداری هم سکه دو ریالی در بساطش ریخته است. آن …

بیشتر بخوانید »

آن روزها

سلام، بیا می‏ خواهم برایت حرف بزنم: وقتی کوچک بودم، یک باغ خیلی بزرگ بود که من آن‏ جا نقاشی یاد می‏ گرفتم. باغ پر از کاج ‏های خیلی خیلی بلند بود و استخری وسط باغ که انتهایش پیدا نبود. توی این باغ، این قدر نیکمت‏ های چوبی فراوان بود …

بیشتر بخوانید »

به نامش، به يادش، در پناهش

(س) مثل گل سنبل؛ (ل) مثل گل لاله؛ (آ) مثل گل آلاله؛ (م) مثل گل مريم و در آخر سلامي پُر از گل و محبت تقديم تو دوست عزيزم محدثه و ديگر كساني كه براي مجله تلاش مي‌كنند. محدثه‌جان! از اين‌كه جواب نامه‌ام را دادي، از تو بي‌نهايت تشكر مي‌كنم. …

بیشتر بخوانید »

انا المهدي

منم مهدي، موعود، قائم و منتظَر. نخستين و آخرين سطر از نامه‌اي كه من در كنار كعبه، از فراز منبر فرج، پشت به كوهستان غيبت، خواهم خواند. محمد صلّی الله علی و آله و سلّم نياي من است. اشك‌هاي شما آيندگان من‌اند. من گريه‌هاي شما را مي‌شناسم. با انتظار شما …

بیشتر بخوانید »

قيمت يک روز زندگی

چند مي‌ارزه؟ راستي!…….. هيچ وقت پرسيدي: – قيمت يک روز باراني چنده؟ – قيمت يک روز زندگي چنده؟ – چرا فيش پول باران، ماهانه براي ما نمي‌ياد؟ – چرا آبونمان اکسيژن هوا را پرداخت نمي‌کنيم؟ – براي ساختن يک رنگين‌کمان چه‌قدر انرژي لازمه؟ – چرا نيلوفر صبح باز مي‌شه و …

بیشتر بخوانید »

زائران بازمانده

شاید شما هم اینک در آرزوی مکّه، مدینه، كوچه‌هاي مدينه و … باشید. شاید دوستان، آشنایان و نزدیکان شما، هم اینک در آرزوی مکّه، مدینه، كوچه‌هاي مدينه و … باشند. شاید دوست داشه باشید پیام های کوتاهی برای هم دیگر ارسال کنید! یا آن که پیام های کوتاهی، دوستان، آشنایان …

بیشتر بخوانید »

فرصت بي‌كران لحظه

هر لحظه تصميم بگير و در همان لحظه حركت كن و در آن يك لحظه، هرگز نااميد نشو. درست است كه زندگي تكرار لحظه‌هاست؛ اما هر لحظه ادامه لحظه‌ي قبل است. اگر بتواني لحظه‌ها را با خود همراه كني، زندگي را با خود همراه كرده‌اي. به عبارت درست‌تر اگر لحظه …

بیشتر بخوانید »

بارانی برای یک ظهر آفتابی

برایم لواشک سیب که می‏خرینه چشم‏هایم از شادی برق می‏زندنه لب‏هایم به خنده باز می‏شود لواشک‏های سیب دروغ می‏گویندنمی‏شود بهشان اعتماد کردلب‏هایم را سیاه می‏کنندو بوی قره‏قروت می‏گیرد دهانم دلم گرفته استو کسی انگشت‏هایش رالای موهای خرمایی‏‏ام فرو نمی‏کند راه که می‏رویچشم‏هایم سنگین می‏شوندنم می‏گیرند گوشه لبم را می‏گزم که …

بیشتر بخوانید »