خانه / آیین زندگی / نقطه اوج
نقطه اوج

نقطه اوج

به‌وسیله علم، ایمان و عمل صالح می توان به نقطه اوج راه پیدا کرد و به قرب الهی رسید. قرآن این عوامل را موجب بروز فطریات و استعدادهای وجودی مثبت انسان دررسیدن به نقطه اوج می‌داند که همواره همراه یکدیگرند. برای راهی شدن به نقطه اوج باید در پرتو ایمان دست به عمل صالح زد. به‌عنوان نمونه مؤمنان نیکوکارند که یکدیگر را به‌حق و شکیبایی سفارش می‌کنند.[۱] آنان باهدف این‌که به خدا تقرّب پيدا كنند و به كمال نهايى در نقطه اوج برسند، علاوه بر ایمان و عمل صالح باید «عبوديت و بندگى» را هم به‌ همراه داشته باشند.[۲] ازاین‌رو خدا خوبى را به آنان شناساند و خیر را الهام کرد تا بتوانند به اعلى عِلّيّين برسند.[۳] او هدايتگر و یاری‌رسان انسان در سير صعودى به‌مراتب كمال در نقطه اوج است. نقطه اوج و قله مسير تكامل جايى است كه به یاری خدا می‌توان به آن دست‌یافت، نقطه‌اى كه به تعبير مناجات شعبانيه، روح انسان آويخته به عزّت الهى مى‌شود.[۴]

انسان در اين مقام درك مى‌كند و مى‌بيند هيچ ندارد و باخدا همه‌چیز دارد. اين اوج ترقى و نهايت قرب و ارتباط و تعلّق انسان به خداست. در اين مقام، انسان ديگر هيچ خواسته‌اى از خود ندارد و فقط خواست و اراده خدا مطرح است و بس. صاحب اين مقام چيزى را اراده مى‌كند كه اراده خدا است. خلاصه، اين مقامى به وصف درنمى‌آيد و تا انسان خود به آن نرسد برايش قابل‌درک نيست. آرى، انسان گاه به مرتبه‌اى مى‌رسد كه باوجود آن‌كه مى‌داند و درك مى‌كند كه «بنده» است، اما از عمد اين را انكار مى‌كند. گاه با اين‌كه مثل آفتاب برايش روشن است اما چشمش را مى‌بندد! ربوبيت خدا را كاملاً مى‌فهمد، حقانيت انبيا برايش به اثبات مى‌رسد، اما زير بار نمى‌رود! بالاترين مرتبه‌اش اين است كه فرعون خود را جاى خدا می‌گذارد و می‌گوید: «خدا»يى كه شنيده‌ايد من هستم![۵] قرآن گواه است كه اين راه هنوز هم‌ بسته نيست و كسانى هستند كه حتى گستاخانه‌تر از فرعون هم، باز این سخن را بگويند! در مقابل کسانی که براى خودشان هيچ نمى‌بيند.[۶]  کارش را كاملاً به خدا سپرده است.[۷] اين مقامى است كه در آن، انسان مى‌بيند كه ذره‌ذره وجود به هستى خدا بسته است و همگى شعاع نور وجود اويند. مى‌بيند كه همه عالم به اراده اوست و اگر لحظه‌اى نظرش را بردارد همه نابود مى‌شوند. در چنين مقامى بنده مى‌بيند كه اراده خدا همان و بود يا نبود نيز همان.[۸] شايد كم اتفاق بيفتد كه بتوانيم نمازى با حضور قلب كامل بخوانيم؛ حواسمان كامل به خدا باشد اما كسانى كه معرفت‌شان كامل‌تر است به اين مسئله توجه دارند.

آرى، اگر كسى خود را به‌جای خدا گذاشت، خدا و پيامبران به او هشدار لازم را داده‌اند و او را از این سركشى دور داشته‌اند.[۹] او را آگاه كرده‌اند كه اگر احتياط نكنند، متلاشى خواهند شد. البته پيامبر، پيامبر رحمت است و حريص بر هدايت ما.[۱۰] اما وقتى كسى نخواهد، پيامبر كارى از پيش نمی‌برد؛ چراکه بنابراین است كه هدايت انسان اختيارى باشد. كسانى که همه راه‌ها را از هر طرف بر خود بسته‌اند تا حقيقت را نبينند و نشنوند. بيم دادن و ندادن خدا و پيامبر براى اينان مساوى است.[۱۱] خلاصه این‌که، نقطه اوج ترقّى و تكامل انسان قرب به خدا است و آن‌هم یک‌راه بيشتر ندارد: خداپرستى.

پاورقی:

  • [۱] .بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ وَالْعَصْرِ به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است و مهربانی‌اش همیشگی سوگند به عصر [ظهور پیامبر اسلام] (۱) إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ [که] بی تردید انسان در زیان کاری بزرگی است؛ (۲) إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ مگر کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند و یکدیگر را به حق توصیه نموده و به شکیبایی سفارش کرده اند. (۳)
  • [۲] .وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاّ لِيَعْبُدُونِ. ذاریات ۵۶
  • [۳] . وَ نَفْس وَ ما سَوّاها فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها. شمس ۷-۸
  • [۴] . … إِلَهِی هَبْ لِی کَمَالَ الانْقِطَاعِ إِلَیْکَ وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِیَاءِ نَظَرِهَا إِلَیْکَ حَتَّى تَخْرِقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَهِ وَ تَصِیرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَهً بِعِزِّ قُدْسِکَ؛ … خدایا كمال جدايى از مخلوقات را، براى رسيدن كامل به خودت به من ارزانى كن و ديدگان دل‌هایمان را به پرتو نگاه به‌سوی خويش روشن كن تا ديدگان دل پرده‌های نور را دريده و به سرچشمه عظمت دست يابد و جان‌هایمان آويخته به شکوه قدست گردد … . الإقبال بالأعمال الحسنة، سید بن طاووس، ج‏ ۳، ص ۲۹۵؛ بحارالأنوار، علامه مجلسی، ج ‏۹۱، ص ۹۷؛ كليات مفاتیح‌الجنان، شیخ عباس قمی، ص ۱۵۶ (مناجات شعبانیه)
  • [۵] .اَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلی. نازعات، ۲۴
  • [۶] .عَبْداً مَمْلُوكاً لا يَقْدِرُ عَلى شَيْء؛ بنده‌اى مملوك كه خودبخود بر هيچ كارى توانايى ندارد. نحل، ۷۵
  • [۷] .اِلهى اَغْنِنى بِتَدْبيركَ لى عَنْ تَدْبيرى وَ بِاخْتيارِكَ عَنْ اِخْتيارى خدايا مرا از اين‌كه خودم انتخاب كنم بی‌نیاز كن! تو به جاى من اختيار كن! بحار الانوار، ج ۹۸، باب ۲، روايت ۳
  • [۸] .إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ: چون به چيزى اراده فرمايد، كارش همين بس كه بگويد: «باش»؛ پس [بی‌درنگ] موجود مى‌شود. یس، ۸۲
  • [۹] . إِنَّ اللهَ لا يَظْلِمُ النّاسَ شَيْئاً وَ لكِنَّ النّاسَ أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ: خدا به‌هیچ‌وجه به مردم ستم نمى‌كند، ليكن مردم خود بر خويشتن ستم مى‌كنند. یونس، ۴۴
  • [۱۰] .عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ. توبه، ۱۲۸
  • [۱۱] .سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُون؛ آنان را چه بيم دهى [و] چه بيم ندهى [به حالشان تفاوت نمى‌كند] ايمان نخواهند آورد. یس،۱۰

باکس شناور "همچنین ببنید"

پاکان قیام

قیام پاکان

آیا تا حال فکر کرده‌اید که چرا اهل‌بیت (ع)، افراد مخالف قیام کربلا را بانام …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *